تبليغاتX
.::.فقط خدا.::. - خوابِ بیدار

.::.فقط خدا.::.

مي پرستم خدايي كه آفريدم .....

دیشب خواب عجیبی دیدم.خوابی طولانی و خسته کننده.وقتی از خواب بیدار شدم خسته بودم،خستگی یک عمر بر تنم مانده بود.حالا که از خواب بیدار شدم فهمیدم که تمام این مدت عمر را خواب بوده ام ؛ در حالی که در خواب گمان می کردم که بیدارم اما حالا فهمیدم که خواب بودم و اکنون بیدارم و هوشیار.در آن خواب هر لحظه جایی بودم و حسی داشتم؛لحظه ای عشق بود و لحظه ای تنفر.غم ،شادی،خنده ، گریه ،ناله، حرص، تنفر،عشق و شهوتی همچون حیوان که بی حساب و کتاب است  و جا و مکان نمی شناسد.خستگی تمام آن احساست که که سعی نکردم تسلطی برآنها داشته باشم بر تنم مانده.به خودم می گویم کاش میشد که دوباره به خواب روم و همه چیزرا عوض کنم.حالا از خواب دنیا بیدار شده ام و رهسپار سفری درازم.سفری که فقط باید رفت و راه برگشتی ندارد.هر چه در آن خواب دیده ای به تو نشان میدهند.
بیایید  بیدار شویم قبل از آنکه بیدارمان کنند!

+نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت0:47دست خطِ سرسپرده | |