تبليغاتX
.::.فقط خدا.::.

.::.فقط خدا.::.

مي پرستم خدايي كه آفريدم .....

به نام خدا

عاشق خدا في-ل.ترشد....

اين نهايت لطف مسئولين مملكت ماست 

 يه خداپرست وبلاگو منو از ف-ي.-لتري در بياره


+نوشته شده در پنجشنبه 12 دی1387ساعت14:14دست خطِ سرسپرده | |

به نام خدا

سلام

سخنان خداوند در سوره ی زخرف

آنها فرياد مى‏كشند: «اى مالك دوزخ! (اى كاش) پروردگارت ما را بميراند (تا آسوده شويم)! س‏ذللّه مى‏گويد: «شما در اين جا ماندنى هستيد!» (77)

ما حق را براى شما آورديم; ولى بيشتر شما از حق كراهت داشتيد! (78)

بلكه آنها تصميم محكم بر توطئه گرفتند; ما نيز اراده محكمى (درباره آنها) داريم! (79)

آيا آنان مى‏پندارند كه ما اسرار نهانى و سخنان درگوشى آنان را نمى‏شنويم؟ آرى، رسولان (و فرشتگان) ما نزد آنها هستند و مى‏نويسند! (80)

پی نوشت ۱ : صلوات بر محمد و آل محمد بفرست.

پی نوشت ۲: تنم داره میلرزه.از خودم میترسم.....

دعا راز و نیاز worship

+نوشته شده در جمعه 10 آبان1387ساعت1:23دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها 
سلام
  می دونی چی دلم میخواد این لحظه دلم میخواد سانسور نکنم و هرچی که از دهانم..................
 اینقدر بدبخت شدم که حتی خودم , خودم رو سانسور میکنم.....
  فک بسته 1 جا نشسته.
 این دنیا لیاقت من هست؟
 نیست؟
بوده است؟
نه بوده است؟
هست نیست؟
نیست هست؟
 من اونقدر مرد نیستم که خومو بنوسم یا تازه شدم مثل همه؟
عربده....شاید هم اربده   مهم نیست.....


+نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387ساعت5:0دست خطِ سرسپرده | |

بسمه تعالی

دریافت فایل صوتی (کلیک کنید) 

برای خواندن دعا بر بروی ادامه مطلب کلیک کنید

با تشکر از محسن غواصی برای ارسال لینک دعا

یا حق


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور1387ساعت6:19دست خطِ سرسپرده | |

به نام خداوند بخشایشگر مهربان
سلام و درود بر پیامبر(ص) خاتم المرسلین و جانشینانش که گل های عالم هستی هستند
این آیه ها ی زیبا و پر معنی را از سوره ی الانعام انتخاب کرده ام که با تفکر به آن به معانی جدیدی رسیدم:
الانعام:

زندگى دنيا، چيزى جز بازى و سرگرمى نيست! و سراى آخرت، براى آنها كه پرهيزگارند، بهتر است! آيا نمى‏انديشيد؟! (32)

ما مى‏دانيم كه گفتار آنها، تو را غمگين مى‏كند; ولى (غم مخور! و بدان كه) آنها تو را تكذيب نمى‏كنند; بلكه ظالمان، آيات خدا را انكار مى‏نمايند. (33)

كليدهاى غيب، تنها نزد اوست; و جز او، كسى آنها را نمى‏داند. او آنچه را در خشكى و درياست مى‏داند; هيچ برگى (از درختى) نمى‏افتد، مگر اينكه از آن آگاه است; و نه هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين، و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد، جز اينكه در كتابى آشكار ( در كتاب علم خدا) ثبت است. (59)

خودم هم تصمیم گرفتم تا که در نهایت استفاده از این بازیچه(دنیا) بتونم عاقبت بخیری رو با کمک و خواست خدا انتخاب کنم تا بتونم از نورش هم این دنیا رو هم عالم معنی رو برای خودم روشن کنم.
ان الله سمیعٌ علیم

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

Quran God Speech کلام الله سخنان خدا

+نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت21:30دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته .خوش اومدی جونوم...بفرما داخل....
خوش بر احوالات می  گذرد؟
خدایا سپاس از این کرامت و رحمت و  برکت که رفتیم و آمدیم و منصرف شدیم از دانشگاه فی احوالات و کمالات دانشجویی.
خدا رو دوست دارم از اونجایی که بنده ی کوچیکشم و هر چی که هست و هست.
امروز عجیب ترین حس زندگیمو تجربه کردم.در حد ماله کشی به افکارم
شاید برق از چشمام پریده که کلم خاموشه شایدم تصمیم اینقدر بزرگه که کمرم 3 لا شده.نمیدونم.anyway
غم فراغ و اتمام حجت با cod سنگینی عجیبی حاکم کرده مه وار !
کاش میشد همون حسی که وقی از آموزش به طرف  دفترخانه میرفتم واسه ثبت نامه به شماره 1107 میرفتم رو نقاشی میکردم.شاید 1 چیزی

شبیه نقاشی های پابلو میشد.الله اعلم!
هادی زده به سیم سود . خیلی حال میکنم.از خدا مرسی دارم..grazie
شکر این معنویت از سوی عرفا و فضلا و حکما که هرچه ما بیراهه میرویم آناند که ریشه دار تر به عشق میشوند....
شکر......
شاد باشید که صراط مستقیم بهشت پاداش دارد....یا حق

راستی هنوز کسی واسه من قهوه درست نکرده هااااا

+نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت0:48دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

محمود مطهری‌نیا :           حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند: چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.

حضرت علی(ع) از آغازین ایام حیات، در محضر رسول خدا(ص) بود و از دریای علم ایشان خوشه برمی‌چید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم(ص) در لحظات آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازة علم را برای ایشان گشودند که از هریک از آنها هزار در دیگر گشوده شد.1 بنابر شرایطی که حضرت علی(ع) در آن می‌زیستند بیش از دیگر اهل بیت(ع) به تصویر و ترسیم آینده، گاه نزدیک و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیش‌گویی‌های ایشان که به سرعت، راستی آن بر مخاطبان عیان شد، ماجرای جنگ نهروان با خوارج بود که فرمودند: «از شما کمتر از ده تن کشته خواهد شد و از ایشان کمتر از ده تن زنده خواهند ماند».2 این عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندکی پس از خاتمة نبرد، شمارش شهدای سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در روایات علوی صحبت از آیندة نه چندان دور است؛ برای نمونه از این دست می‌توان به پیش‌گویی امیرمؤمنان(ع) دربارة حملة مغول به سرزمین‌های اسلامی یاد کرد3 که با استناد به همین روایت و با درایت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعة شیعیان کمترین آسیب را در این فتنه متحمل شد.

یکی از پیش‌گویی‌هایی که در لابه‌لای بیانات امیرمؤمنان، امام علی(ع) مطالب ارزنده و قابل توجهی دربارة آن می‌توان یافت، مسئلة فتنه‌های آخرالزمانی است. دربارة موضوع فتنه‌های آخرالزمان، روایات متعددی از معصومان(ع) نقل شده که در اینجا تنها به مرور روایات علوی اکتفا می‌کنیم و انشاءالله در فرصتی دیگر، باید به تفصیل دربارة آن سخن گفته شود.

معنای فتنه
فتنه را در لغت، به امتحان و آزمودن معنا کرده‌اند5. این واژه معمولاً دربارة آن دسته از امتحاناتی به کار برده می‌شود که با تلخی و سختی همراه است6.

در قرآن کریم، این واژه علاوه بر این معنا،7 برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق،8 شرک و کفر،9 افتادن در معاصی و نفاق،10 اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل،11 گمراهی،12 کشتار و اسارت،13 تفرقه و اختلاف میان مردم14 و... به کار رفته است.

گونه‌شناسی فتنه‌های آخرالزمان
حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند:

ـ چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.15

ـ خداوند در این امت، پنج فتنه قرار داده است: ابتدا فتنة عمومی، سپس فتنة خواص، پس از آن فتنة سیاه تاریک که مردم در آن بسان چارپایان می‌شوند، سپس هدنه(صلح میان مسلمانان و کفار در پی جنگ و کشتار) و درنهایت دعوت کنندگان ضلالت و گمراهی می‌آیند. در آن روز اگر برای خداوند جانشینی ماند درخدمتش باش.16 و در جایی دیگر حضرتش حیوان‌سانی مردم را ناشی از فتنة کور، پیچیده و گنگ پنجم خوانده‌اند.17

ـ همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پیروی از هوای نفس و آرزوی طولانی. اما پیروی از هوای نفس، از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز، آخرت را در طاق نسیان می‌نهد. همانا دنیا، پشت‌کنان می‌رود و آخرت، کوچ کرده و به سوی ما می‌آید، و هر کدام را فرزندانی است. پس شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید؛ چه، امروز کار هست و محاسبه نیست و فردا محاسبه هست و کار نیست. همانا فتنه‌ها و آشوب‌ها از هواپرستی آغاز می‌شود. در آنها، [به وسیلة] فرمان‌های خود پرداخته با خدا مخالفت می‌شود و مردانی در عهده‌دار شدن آنها، به جای مردانی دیگر می‌نشینند.

اگر حقّ خالص در میان بود، اختلاف به چشم نمی‌خورد، و اگر باطل محض در میان بود، بر هیچ خردمندی پوشیده نمی‌ماند، لیکن مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته شده و با هم آمیخته گردیده است. اینجاست که شیطان بر دوستداران خود چیره می‌گردد، و کسانی رهایی می‌یابند که از طرف خداوند عاقبت نیکی برای آنها رقم خورده باشد.

همانا من از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که‌ فتنه‌ای شما را در برگیرد که در آن کودکان بیش از آن به نظر رسند که هستند [سن و سالشان بیشتر به نظر می‌رسد]، و جوانان به پیری رسند. مردم به کژراهه می‌روند و آن (انحراف) را مانند سنّت خویش می‌گزینند و هرگاه بخشی از آن به روش درست تبدیل گردد، گفته می‌شود سنّت دگرگون شده است. این در نظر مردم کاری زشت آید و در پی آن، بلایا شدّت یابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بکوبد، چنان‌که آتش، هیزم را می‌کوبد و آسیاب طعمة خود را. آنها دین می‌آموزند اما نه برای خدا، و دانش می‌جویند امّا نه برای عمل؛ و به وسیلة کار آخرت، دنیا را می‌طلبند.18

مصادیق فتنه‌ها
تعداد و گونه‌های فتنه‌های آخرالزمان آنچنان زیاد است که به طور عادی اولین تصوری که برای هر شنونده ای از شنیدن این واژه به وجود می‌آید، همین موضوع است. همان‌طور که دیدیم در میان این سیل فتنه‌ها چهار یا پنج مورد بیش از دیگر موارد، انسان‌ها را مبتلا می‌سازد. در بعضی از روایات علوی(ع) می‌توان مصادیق و تسهیل کننده‌هایی را برای وقوع در فتنه یافت:

حضرت امیر(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند:
برای امتم بیش از هر چیز از گمراهی پس از معرفت، فتنه‌های گمراه کننده و شهوت، شکم و فرج بیمناکم.19

از همه مهم‌تر اینکه فتنة فراگیری در میان تمام مسلمانان رخ می‌دهد که تا زمان ظهور ادامه می‌یابد:
از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمد، به زودی در امّتت فتنه به‌پا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن می‌توان خارج شد؟ گفت: در کتاب خدا، خبر پیشینیان و آنها که پس از شما می‌آیند و حکم (آنچه) مابین شما (رخ می‌دهد) آمده است. [آن] فاصل میان حق و باطل است و هزل نیست. هر ستم‌کاری که بدان عمل نکند خداوند او را درهم می‌شکند و هر کس جز در آن به دنبال هدایت باشد خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محکم الهی، ذکر حکیم و صراط مستقیم است.20

قسم به آنکه جان علی در دست اوست این امت به هفتادوسه فرقه تقسیم می‌شوند که همة آنها در آتشند به جز این فرقه: «و ممّن خلقنا أمّةٌ یهدون بالحقّ و به یعدلون؛ و از میان کسانی که آفریده‌ایم، گروهی هستند کعبه حقّ هدایت می‌کنند و به حق داوری می‌نمایند».21 اینهایند که نجات می‌یابند.22

در دیگر روایات، حضرت امیر(ع)، دستة نجات‌یابنده را خود، شیعیانشان23 و تمام پیروانشان24 معرفی نموده‌اند:
رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبی که مرا به آسمان‌ها بردند، قصرهایی دیدم که از یاقوت سرخ، زبرجد سبز، درّ و مرجان و طلای خالص بود، کاه‌گل آنها از مشک خوشبو، خاکش از زعفران، و دارای میوه، نخل خرما و انار، حوریه، زن‌های زیبا و نهرهای شیر و عسل که بر روی درّ و جواهر می‌گذشت ـ در کنار آن دو نهر، خیمه‌ها و غرفه‌هایی بنا شده، بودند و در آنها خدمتکارها و پسرانی بودند، و فرش‌هایش از استبرق، سندس و حریر بود و طناب‌هایی در آنها بود. گفتم: ای حبیب من جبرئیل، این قصرها از آن کیست، و قصة آنها چیست؟ جبرئیل گفت: این قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو پس از تو بر امّت، علی است. ایشان را در آخر الزمان به نامی که دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی که این نام برای آنان زینت است، زیرا ایشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زده‌اند، و سواد اعظم اینانند. اینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از او، برای شیعیان برادرش حسین، پس از او، برای شیعیان فرزندش علی بن الحسین، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی، پس از او، مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمد، پس از او، برای شیعیان فرزندش موسی بن جعفر، پس از او برای شیعیان فرزندش علی بن موسی، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی بعد از او؛ و برای شیعیان فرزندش علی بن محمد، پس از او برای شیعیانش فرزندش حسن بن علی پس از او، و برای شیعیان فرزندش محمدِ مهدی پس از اوست. ای‌ محمد اینان امامان پس از تو، نشانه‌های هدایت و چراغ‌های روشن در تاریکی‌ها هستند. شیعیانشان ـ تمامی ـ فرزندان تو هستند، و دوستداران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند، که باطل را واگذارده و از آن دوری کرده‌اند، و آهنگ حق نموده و از آن پیروی کرده‌اند، آنها را در زمان زندگی‌شان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت کنند. در صدد یاری آنهایند و به دوستی آنها اعتماد کنند. رحمت خدا بر ایشان باد زیرا او آمرزنده و مهربان است».25

در برخی روایات دیگر از ایشان آمده که دوازده یا سیزده فرقه از فرق اسلامی به ایشان محبت می‌ورزند و ولایتشان را قبول دارند.26

شدت این فتنه را از آنجا می‌توان دریافت که ایشان می‌فرمایند:
اگر کسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل می‌کشانند و به عکس.27

سختی این فتنه‌ها برای مؤمنان نیز از این روایت قابل درک است که ایشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند که فرمود:
زمانی بر مردم می‌آید که دل مؤمن در نهادش آب می‌شود، همان‌طور که سُرب در آتش آب می‌شود، و سبب آن نیست مگر اینکه فتنه‌ها و بدعت‌هایی را که در دین آنها ظاهر گشته مشاهده می‌کنند و توانایی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارند.28

در جای دیگر از حضرتش نقل شده که مؤمنان آخرالزمان از کنیزان پست تر شمرده خواهند شد.29

برکات بروز فتنه‌ها در جامعه
هرچند فتنه‌ها، سختی‌ها و تلخی‌های خاصّ خود را به دنبال می‌آورد لیکن شیرینی‌هایی در پی آن نصیب مؤمن می‌شود که شاید از هیچ راه دیگری تحصیل آنها برای مؤمن ممکن نباشد. در روایات رسول خدا(ص) و امامان اطهار(ع) می‌خوانیم:

«از فتنه‌های آخرالزمان کراهت نداشته باشید که منافقان را نابود می‌کند».30

در ضمن وصایای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده است:
ای علی، شگفت‌آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین آنان از نظر یقین مردمانی هستند که در آخرالزمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سیاهی و سفیدی کتاب ایمان آورده‌اند.31

امام صادق(ع) فرمود: «پس از آنکه عثمان کشته و با امیر المؤمنین(ع) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد، خطبه‌ای خواند و در آن فرمود: «هان که گرفتاری شما به گرفتاری همان روز که خداوند پیغمبرش را برانگیخت بازگشت نموده است. سوگند به آنکه او را به حق برانگیخت، حتماً باید گرفتار وسوسه شوید و غربال گردید تا آنکه زیرورو شوید و بالا و پایین گردید. حتماً باید افرادی که کوتاه آمده‌اند پیشی گیرند و آنانی که پیشی گرفته‌اند کوتاه بیایند. به خدا قسم هیچ نشانه‌ای را پنهان نکرده‌ام و هیچ دروغی نگفته‌ام و مرا از این مقام و چنین روز آگاهی بود».32

یکی از برکات صبر در آخرالزمان این است که مؤمن را در ثواب تمام نیکی‌های پیشینیانش شریک می‌سازد:
وقتی در جنگ نهروان امیر المؤمنین(ع) خوارج را به قتل رسانید، مردی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرمود: «قسم به خداوندی که دانه را شکافت و آدمی را آفرید، مردمی در اینجا با ما آمده‌اند که هنوز خداوند پدران و نیاکان آنها را خلق نکرده است!»

آن مرد عرض کرد: مردمی که هنوز خلق نشده‌اند چگونه می‌توانند با ما آمده باشند؟!
فرمود: «آری، آنها مردمی هستند که در آخرالزمان می‌آیند و در این هدف که ما داریم آنها نیز شریکند و تسلیم ما، پس آنها در آن راه که ما گام برمی‌داریم شرکای حقیقی و واقعی ما هستند».33

مسلماً هر آزمونی که سخت تر باشد در عین آنکه بسیاری نمی‌توانند در آن قبول شوند آن عده ای که توفیق و پیروزی می‌یابند تعدادی اندک و جایگاهی رفیع خواهند داشت.

راه رهایی از فتنه‌های آخرالزمان
تمسک به قرآن و اهل بیت(ع)
راه رهایی از این فتنه‌های آخرالزمانی در بیانات امیرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومی و فردی قابل دسته‌بندی است. راه عمومی همان تمسک به قرآن و اهل‌بیت(ع) است. راه فردی که به برخی از صحابه توصیه می‌شده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سکوت، قعود و... است.

روایت مربوط به تمسک به قرآن را پیش از این مرور کردیم.34 دربارة تمسک به اهل بیت(ع)، روایات متعددی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که با توجه به جامعیت روایت ذیل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بیان دیگر موارد خودداری و به نقل همین مورد اکتفا می‌کنیم.35

امیر مؤمنان(ع) در ضمن خطبه‌ای بلند راه‌هایی را برای رهایی از فتنه‌ها و مصون ماندن از عذاب الهی که فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروی مؤمنان نهادند. در اینجا به مناسبت، به فرازهایی از این سخن گران‌سنگ توجه می‌کنیم:
من و رسول خدا(ص) بر لب حوض هستیم و خاندان ما با ما هستند پس هر کس ما را بخواهد باید گفتار ما را بگیرد و به کردار ما عمل کند زیرا ما خاندانی هستیم که شفاعت از آن ماست. برای دیدار ما در کنار حوض با هم رقابت کنید، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سیراب می‌سازیم. هر کس از آن آب نوشد هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبریز بهشتی در او ریخته می‌شود؛ یکی «تسنیم» و دیگری «معین». در دو طرف این حوض، زعفران است. کسی را بر ما نمی‌گزیدند ولی اوست که از بندگانش هر که را بخواهد ویژه رحمتش کند، پس خدا را ستایش می‌کنم بدین نعمت‌ها که مخصوص شما قرار داده و بر حلال‌زادگی شما، چون یاد ما خانواده، شفای هر درد، بیماری و وسوسة شک‌آور است، و البته دوستی ما خشنودی خداست، و هر کسی که راه ما را گیرد، فردا در «حظیر\ القدس» و «فردوس برین» با ماست، و منتظر امر ما همچون کسی است که در راه خدا به خونش غلتد، و هر که فریاد ما را بشنود ولی ما را یاری نکند خدا به رو بر سر دو سوراخ بینی او را در دوزخ سرنگون سازد.

1. استقامت و تقیّه در برابر دشمنان: ما درِ گشایش، چون مبعوث شوند و همه راه‌ها بر مردم بسته شود، ماییم «باب حطّه» که در اسلام است هر کس در او آید نجات یابد و هر که از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پایان داد و آنچه را بخواهد به ما می‌زداید و به ما پایدار سازد و به ما باران فرود آید، مبادا فریبنده شما را از خدا فریب دهد، اگر بدانید درماندن شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیت‌ها چه اجری دارید چشم شما روشن شود، و اگر مرا نیابید چیزهایی بینید که آرزوی مرگ کنید از ستم و دشمنی و خودبینی و سبک‌شمردن حق خدا و ترس، چون چنین شود همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید، و بر شما باد به صبر و نماز و تقیّه.

2. ثبات و دوری از رنگ به رنگ شدن: و بدانید که خداوند دشمن میدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولایت اهل حق دور نشوید چون هر کس دیگری را جای ما برگزیند نابود است و هر که پیرو آثار ما شود به ما پیوندد، و هر که از غیر راه ما رود غرق شود همانا برای دوستان ما فوج‌هایی از رحمت خداست و برای دشمنان ما فوج‌هایی از عذاب خدا، راه ما میانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتیان به خانه‌های شیعیان ما چنان نگاه می‌کنند که ستاره درخشان را در آسمان می‌بینند.

3. پرهیز از دنیاگرایی: هر کس از ما پیروی کند گمراه نشود، و هر که منکر ما شود هدایت نگردد، و نجات نیابد آنکه بر زبان ما کمک دهد دشمن ما را و یاری نشود آنکه ما را وابگذارد. پس به طمعِ دنیای پوچ و بی‌ارزشی که سرانجام از شما دور شود و شما نیز از آن زوال یابید از ما روی نگردانید، زیرا هر کس دنیا را بر ما ترجیح دهد افسوس فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان این فرد] می‌فرماید: «ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفریط کردم».36

4. شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترین کوری نابینایی فضیلت ماست که با ما بی‌جهت و بدون گناه به دشمنی برخاسته فقط به جرم اینکه ما او را به سوی حق و دوستی خواندیم و دیگران او را به سوی فتنه دعوت کردند، آنها را بر ما ترجیح‌ داد. ما را پرچمی است که هر که در سایة آن درآید، او را جا دهد و هر که بسوی او پیش تازد پیروز است و هر که از آن واماند نابود، و هر که بدان چنگ زند نجات یابد، شمایید آبادگران زمین که (خداوند) شما را در آن جای داد تا ببیند چه می‌کنید، پس مراقب خدا باشید در آنچه از شما دیده می‌شود، بر شما باد به راه روشن بزرگ‌تر، در آن بروید که دیگری جای شما را نگیرد. سپس حضرت این آیة قرآن را تلاوت فرمود: «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است و آن برای اهل ایمان به خدا و پیمبرانش مهیا گردیده».37

5. پیشه کردن تقوی: پس بدانید شما به بهشت نمی‌رسید مگر به تقوی، و هر که رها سازد پیروی از آنکه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگیخته شود برای او شیطانی که قرین و مونس او گردد.

6. عدم سازش با ستمکاران: شما را چه باشد که به دنیا تکیه کردید، و به ستم خشنودید، و فرو گذاشتید آنچه را که عزت و سعادت شما و نیروی علیه ستمگران در آنست، نه از خدایتان شرم دارید، و نه به حال خود فکر می‌کنید. شما در هر روز ظلم می‌شوید ولی از خواب بیدار نمی‌گردید، و سستی شما پایان نپذیرد، آیا نمی‌بینید دین شما کهنه می‌شود و شما سرگرم دنیایید، خدای بزرگ می‌فرماید: «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست باشید و گر نه آتش کیفر آنان در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز کسی، یاری‌ شما نخواهد کرد».38و39

روایاتی که مخاطبش افراد متوسطی است که در فتنه‌ها احتمال لغزششان بیش از نجات به نظر می‌آید از این قرارند:
7. ذکر و یادآوری همیشگی: دانشمند آن‌کس است که ارزش خویش را بشناسد، در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد و دشمن‌ترین بندگان نزد خدا همانا بنده‌ای است که خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حیران از راه راست باشد و هدفش را نداند چیست و بدون راهنما راه را بپیماید. اگر به سوی کسب مال دنیا دعوت شود اجابت می‌کند اگر به سوی آخرت دعوت شود کاهلی می‌کند گویا عملی را که برای دنیا انجام می‌دهد بر او واجب است و آنچه برای آخرت انجام می‌دهد از او ساقط. اینها در زمانی است که در آن زمان کسی سالم نمی‌ماند جز مؤمنی که دائم الذکر است و کم اذیت، که اگر حاضر باشد کسی او را نشناسد و اگر غایب باشد جستجویش نکنند.

8. عدم اشاعة گناه: اینان چراغ‌های هدایت و مشعل‌های فروزان برای شبروان هستند و برای سخن چینی و فساد در گردش نیستند، نادان و سفیه نباشند که گناهان را انتشار دهند و اشاعه فاحشه کنند. خداوند درهای رحمتش را بروی اینان می‌گشاید و از ایشان عذاب سختش را برطرف می‌کند. ای مردم همانا روزگاری می‌آید که مردم فقط به اسم اسلام بی‌نیاز باشند و از اسلام خبری نباشد آن چنان که ظرف تنها به آنچه که در آن ریخته می‌شود بی‌نیاز باشد.40

به امید آنکه خداوند همة ما را از شرّ فتنه‌های آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات این دوره سربلند بیرون آورد. انشاءالله


پی نوشت‌ها:
1. شیخ مفید، الإرشاد، ج‌1، ص35.
2. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبة 59.
3. علامه حلی‌، الفین، ترجمه وجدانی، ص 953.
4. علامه حلی‌، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین(ع)، ص 84.
5. تهذیب اللغة، ج 14، ص 296؛ مقاییس اللغة، ج 4، ص 472.
6. النهایة، ج3، ص410.
7. سورة عنکبوت (29)، آیة 2.
8. سورة مائده (5)، آیة 49.
9. سورة بقره(2)، آیة 193.
10. سورة حدید (57)، آیة 14.
11. سورة انفال (8)، آیة 73.
12. سورة مائده (5)، آیة 41.
13. سورة نسا (4)، آیة 101.
14. سورة توبه (9)، آیة 47.
15. السنن الوارده، ص35.
16. فتن ابن حماد، ص28.
17. همان، ص39.
18. روضه کافی، ص58.
19. السنن الوارده، ص37.
20. تفسیر عیاشی، ج1، ص3.
21. سورة اعراف (7)، آیة 181.
22. تفسیر عیاشی، ج2، ص43.
23. بحارالانوار، ج24، ص146.
24. الامالی، ص212.
25. الصراط المستقیم، ج2، ص153.
26. نهج السعاده، ج3، ص427 و ص430.
27. فتن ابن حماد، ص34.
28. امالی طوسی، ج2، ص132؛ وسائل الشیعه.
29. فتن ابن حماد، ص123.
30. کنزالعمال، ج11، ص189.
31. کمال الدین، ص288.
32. الکافی، ج1، ص396.
33. المحاسن، ص262؛ بحارالانوار، ج52، ص131.
34. ر. ک: الدرالمنثور، ج2، ص227.
35. ر. ک: کمال الدین، ج2، ص654.
36. سورة زمر (39)، آیة 56.
37. سورة حدید (57)، آیة 21.
38. سورة هود (11)، آیة 113.
39. نهج السعاده، ج3، ص421.
40. إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‌1، ص 35.

به نقل از شیعه نیوز : http://www.shia-news.com/ShowNews.asp?Code=87052122

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت3:6دست خطِ سرسپرده | |

نتایج یک بررسی تازه نشان می دهد بسیاری از مردم از روی آدرس پست الکترونیک کاربران در مورد شخصیت آنها قضاوت می کنند و این قضاوت در اکثر موارد درست و نزدیک به واقعیت است، زیرا کلمات انتخاب شده توسط کاربر به عنوان آدرس پست الکترونیک معرف ویژگی های شخصیتی اوست.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از فارس ،پژوهشگران دانشگاه لایپزیک با انتخاب 600 آدرس ایمیل به طور تصادفی از صاحبان آنها خواستند پرسشنامه ای شخصیتی را پر کنند.
آنان سپس از 100 دانشجو خواستند با مشاهده آدرس های ایمیل در مورد ویژگی های مالکان آنها شامل انزواطلب بودن یا گشاده رو بودن، خود بزرگ بین بودن یا خاضع بودن، سختگیر بودن یا ساده گیر بودن و سایر موارد قضاوت کنند.

نتایج این بررسی نشان داد افرادی که در آدرس های ایمیل خود از کلماتی مانند کوچولو، کوچک یا عزیز و شیرین همراه با اسم حیوانات باهوش خانگی استفاده می کنند افرادی دلپذیرتر و ملایم تر هستند.

در مقابل افرادی که در آدرس های ایمیل خود از کلماتی مانند شاه(king) یا بهترین (the best) استفاده کرده بودند افرادی خودپست و مغرور بودند.
جالب آنکه از هر 6 مورد قضاوت دانشجویان در مورد شخصیت مالکان ایمیل 5 مورد صحیح بوده است. ترتیب دهندگان این تحقیق گفته اند که خود از نتایج آن شگفت زده شده اند.
 
---------------------------------------
پ.ن:۱ قابل توجه دوستانی که ایدی هایی مثلbadboy -hellgirl-antiboy-antigirl یا امثال این را دارند....۱ سال است که خودم کمابیش این موضوع را درک کرده بودم
 

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت2:48دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

درود بر خدای مهربانم و تمامی پیام آورانش

ابیاتی از یکی از دیوان های خدا:

سوره ی مبارک الحجر:

ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است، جز بحق نيافريديم; و ساعت موعود ( قيامت) قطعا فرا خواهد رسيد (و جزاى هر كس به او مى‏رسد)! پس، از آنها به طرز شايسته‏اى صرف‏نظر كن (و آنها را بر نادانيهايشان ملامت ننما)! (85)

به يقين، پروردگار تو، آفريننده آگاه است! (86)

ما به تو سوره حمد و قرآن عظيم داديم! (87)

(بنابر اين،) هرگز چشم خود را به نعمتهاى (مادى)، كه به گروه‏هايى از آنها ( كفار) داديم، ميفكن! و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگين مباش! و بال (عطوفت) خود را براى مؤمنين فرود آر! (88)

+نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت10:7دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

درود بر خدای مهربانم و تمامی پیام آورانش

ابیاتی از یکی از دیوان های خدا:

سوره ی مبارک الحجر:

هر گونه غل ( حسد و كينه و دشمنى) را از سينه آنها برمى‏كنيم (و روحشان را پاك مى‏سازيم); در حالى كه همه برابرند، و بر تختها روبه‏روى يكديگر قرار دارند. (47)

هيچ خستگى و تعبى در آنجا به آنها نمى‏رسد، و هيچ گاه از آن اخراج نمى‏گردند! (48)

گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مايوس مى‏شود؟!» (56)

به جان تو سوگند، اينها در مستى خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست داده‏اند)! (72)

سرانجام، هنگام طلوع آفتاب، صيحه (مرگبار -بصورت صاعقه يا زمين‏لرزه-) آنها را فراگرفت! (73)

سپس (شهر و آبادى آنها را زير و رو كرديم;) بالاى آن را پايين قرار داديم; و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريختيم! (74)

در اين (سرگذشت عبرت‏انگيز)، نشانه‏هايى است براى هوشياران! (75)

+نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت10:6دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

درود بر خدا و پیامر راستینم.....

  • امام صادق (ع ) : خداوند اين سخن را فرو فرستاد : از بدبختى بنده من اين است كه كارها را انجام دهد و از من درخواست خير نكند .
  • هـركـس بـدون طـلب خير از خدا اقدام به كارى كند و سپس گرفتار شود ، او را اجر و پاداشى نباشد .
  • هـيـچ بـنـده مؤمنى از خداى عزوجل طلب خير نكند ، جز آن كه به او خير دهد هر چند پيشامد ناخوشايندى برايش بكند ( باز خير اودر همان است ) .
  • امـام عـلـى (ع ) : پـيـامـبـر خـدا ( ص ) مرا به ( امارت ) يمن فرستاد و به من سفارشهايى كرد از جـمله فرمود : اى على ! كسى كه از خدا طلب خير كند ، سرگردان نمى شود و كسى كه مشورت كند ، پشيمان نمى گردد .
  • پـيـامـبـر خدا (ص ) : از خوشبختى آدمى اين است كه از خداوند طلب خير كند و به قضاى الهى خشنود باشد ، و از بدبختى آدمى اين است كه از خداوند طلب خير نكند و از قضاى الهى ناخشنود باشد .
  • امام على (ع ) : در وصيت خود به فرزندش مى فرمايد : ازخدا بسيارطلب خيركن .
  • كسى كه از خدا طلب خير كند ، پشيمان نشود .
  • هر گاه آهنگ كارى كردى از خدا طلب خير كن .
  • از خـدا طـلـب خـير كن و بدون آن كارى را انتخاب نكن ، زيرا بسا كسى كه ( بدون طلب خير از خدا ) كارى را انتخاب كرده و آن موجب نابودى او شده است
  • -------------------------------------------
  • پی نوشت ۱: صلوات بر پیامبر و آل پاکش

    پی نوشت ۲: شاید این جمعه بیاید.......حس عجیبی قدم زنان در وجوم راه میرود.نکند که مهدی همین فریا بیاید..........وای بر من و گناهان من.

    +نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت0:46دست خطِ سرسپرده | |

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یا خدای بزرگ.

    خداوند در سوره ی توبه میفرماید

    به يقين، رسولى از خود شما بسويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است; و اصرار بر هدايت شما دارد; و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! (128)

    اگر آنها (از حق) روى بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا كفايت مى‏كند; هيچ معبودى جز او نيست; بر او توكل كردم; و او صاحب عرش بزرگ است!» (129)

    یا حق

    +نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت16:8دست خطِ سرسپرده | |

    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود بر پیامبر و اهل بیت(ع)

    سخنان خداوند متعال و مهربان در سوره ی مبارک توبه:

    حكومت آسمانها و زمين تنها از آن خداست; زنده مى‏كند و مى‏ميراند; و جز خدا، ولى و ياورى نداريد! (116)

    مسلما خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار، كه در زمان عسرت و شدت (در جنگ تبوك) از او پيروى كردند، نمود; بعد از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از آنها، از حق منحرف شود (و از ميدان جنگ بازگردند); سپس خدا توبه آنها را پذيرفت، كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است! (117)

    (همچنين) آن سه نفر كه (از شركت در جنگ تبوك) تخلف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حد كه زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد; (حتى) در وجود خويش، جايى براى خود نمى‏يافتند; (در آن هنگام) دانستند پناهگاهى از خدا جز بسوى او نيست; سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفيق داد) تا توبه كنند; خداوند بسيار توبه‏پذير و مهربان است! (118)

    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و با صادقان باشيد! (119)

    یا حق

    +نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت22:7دست خطِ سرسپرده | |

    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود بر خاتم المرسلین و تمامی پیروان او.

    سوره ی مبارکه ی توبه:

    بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه شما، و اموالى كه به دست آورده‏ايد، و تجارتى كه از كساد شدنش مى‏ترسيد، و خانه هائى كه به آن علاقه داريد، در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند; و خداوند جمعيت نافرمانبردار را هدايت نمى‏كند! (24)

    خداوند شما را در جاهاى زيادى يارى كرد (و بر دشمن پيروز شديد); و در روز حنين (نيز يارى نمود); در آن هنگام كه فزونى جمعيتتان شما را مغرور ساخت، ولى (اين فزونى جمعيت) هيچ به دردتان نخورد و زمين با همه وسعتش بر شما تنگ شده; سپس پشت (به دشمن) كرده، فرار نموديد! (25)

    سپس خداوند «سكينه‏» خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد; و لشكرهايى فرستاد كه شما نمى‏ديديد; و كافران را مجازات كرد; و اين است جزاى كافران! (26)

    سپس خداوند -بعد از آن- توبه هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، مى‏پذيرد; و خداوند آمرزنده و مهربان است. (27)

    الهی اغفر ذنوبنا.......

    +نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت22:38دست خطِ سرسپرده | |

    بسم الله الرحمن الرحیم

    انهو سمیعٌٌ علیم

    السلام علیک یا خاتم المرسلین(ع)

    شور و حرارت جوانی بسیار سازنده و همچون دَم ِ آتش برای ذوب آهن و شکل دادن به آن است و دوران اصلی سازندگی برای دوران پیری و میانسالی و از جمله خطرناکترین دوران زندگی است............


    ادامه مطلب

    +نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت6:11دست خطِ سرسپرده | |

    قرآن

    مرحوم طبْرِسى، از ابن عباس نقل مى‌كند كه مردى خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله ‏رسید و عرض كرد: اى رسول خدا! همسایه‌اى به نام اِمرِوُء القیس دارم كه قسمتى از ‏زمین مرا غضب كرده است و مردم گواه صدق‎ ‎منند، ولى چون براى او احترام بیشترى ‏قایلند، حاضر به حمایت من نیستند‎.

    پیامبر‎ ‎صلى الله علیه و آله امروء القیس را خواست و از او در این‌باره سؤال كرد.‏

    او در‎ ‎پاسخ همه چیز را انكار كرد. پیامبر به او پیشنهاد سوگند كرد‎ ‎ولى شاكى عرض كرد: ‏یا رسول الله ! او مرد بى‌بند و بارى است و برایش هیچ مانعى‏‎ ‎ندارد كه سوگند دروغ یاد ‏كند‎.

    پیامبر فرمود: به هر حال چاره‌اى‎ ‎نیست، یا باید شهود بیاورى و یا باید ‏تسلیم سوگند او شوى. ‏

    به هنگامى كه امروء‎ ‎القیس برخواست تا سوگند یاد كند، پیامبر صلى الله علیه و آله به او ‏مهلت داد و‎ ‎فرمود: عجله‌ای نیست! در این باره بیندیش و بعداً سوگند یاد كن‎.

    بعد از رفتن آنان، خداوند پیامبر را نجوا كرد و  آیه نازل شد كه: ‏

     وَ لاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَیْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏

    مَا عِندَكُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ 

    پیمان خدا را به بهایی اندک مفروشید زیرا ، اگر بدانید ، آنچه در نزد خداست برایتان بهتر ‏است.‏

    آنچه نزد شماست فنا می شود و آنچه نزد خداست باقی می ماند و آنان را که، ‏شکیبایی ورزیدند پاداشی بهتر از کردارشان خواهیم داد.‏

     بعد از مدتی كه دوباره آنان برای رسیدگی به دعوایشان آمدند، هنگامى كه پیامبر صلى ‏الله علیه و‎ ‎آله این آیات را كه آنها را از سوگند دروغ و عواقب آن بر حذر می‌داشت براى ‏آنها خواند كلام خداوند بر دل امروء القیس اثر نهاد و او را به زبان آورد كه: حق است . آن ‏چه نزد من است سر انجام‎ ‎فانى مى‌شود و این مرد راست مى‌گوید. من قسمتى از ‏زمین او را غصب كرده‌ام ولى نمى‌دانم چه مقدار بوده است.‏

    اكنون كه چنین است هر مقدار مى‌خواهد (و مى داند حق اوست)‏‎ ‎بر گیرد و معادل آن ‏هم، به خاطر استفاده‌اى كه در این مدت از زمین او كرده‌ام بعنوان غرامت بردارد‏‎ .

    در این هنگام، سومین آیه نازل شد كه: ‏

     مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ ‏مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ

    هر زن و مردی که کاری نیکو انجام دهد ، اگر ایمان آورده باشد زندگی خوش و پاکیزه ای ‏بدو خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان عطا خواهیم کرد.

     و به امروا القیس و تمام كسانى كه عمل صالح توأم با ایمان‏‎ ‎دارند، بشارت حیات طیب ‏داد‎.

    این آیات، آیه‌های 95 تا 97 سوره‌ی نحل است


    با تصرف از:داستانهایى از شان نزول‎ ‎قرآن؛ على‎ ‎نورالدینى

    +نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت6:7دست خطِ سرسپرده | |

    بسم الله الرحمن الرحیم

    هو الجبار الرحیم

    با دورد و سلام و صلوات از خاتم المرسلین محمد(ص) تا قائم آل اوحضرت بقیة الله الاعظم (ع)

    داشتم تن کثیف و حقیرم رو در آب قرآن و پاکی و طهارتش شست و شو میدادم و از کمالات سخنان خدا لذت میبردم که به این آیه از سوره ی مائده رسیدم:

    از تو سؤال مى‏كنند چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده; (و نيز صيد) حيوانات شكارى و سگهاى آموخته (و تربيت يافته) كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد داده‏ايد، (بر شما حلال است;) پس، از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مى‏كنند و) نگاه مى‏دارند، بخوريد; و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براى شكار،) بر آن ببريد; و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است!» (4)

    خدایی دارم که خدای لقبی شایسته برای اوست قرآن

    خیلی دوست دارم خدا

    +نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386ساعت2:33دست خطِ سرسپرده | |

    قمه‌زنی در بین همه عزاداران حسینی متداول نیست ، اما هرموردی نیز اتفاق بیفتد مورد سوء استفاده رسانه‌های غربی قرار گرفته و در جهت مقاصد خود از آن بهره‌برداری می‌كنند

    قمه‌زنی در بین همه عزاداران حسینی متداول نیست ، اما هرموردی نیز اتفاق بیفتد مورد سوء استفاده رسانه‌های غربی قرار گرفته و در جهت مقاصد خود از آن بهره‌برداری می‌كنند.
    بسیاری از مراجع تقلید بر این باورند "در شرایطی كه‌دشمنان دین، اعمال و رفتار مسلمین در سراسر جهان را به منظور خشن معرفی كردن دین مبین اسلام به شدت زیر نظر دارند و از آن طریق درباره اسلام قضاوت می‌كنند، لازم است از بسیاری سنت‌ها دست برداشت".
    این تعداد از علما ضمن عدم تایید این اقدام، تاكیددارند كه‌اقامه عزای حضرت سیدالشهداء‌ علیه‌السلام و اصحاب با وفایش از اعظم قربات نزد خداوند است ، ولی انجام اینگونه اقدامات بنام عزاداری كه هیچگونه اشاره و تاییدی در باره آن از ائمه معصومین علیهم السلام و اصحاب آنان نرسیده‌است، مجاز نیست.
    امام خمینی (ره)بنیانگذارجمهوری اسلامی در پاسخ به سوالی در خصوص جواز قمه‌زنی فرموده بودند كه در شرایط و اوضاع كنونی از قمه زدن خودداری شود.
    مقام معظم رهبری‌ ، آیت‌الله خامنه‌ای طی چند سال گذشته با ارشادات خود برای امت اسلامی ضمن تبیین مسائل، حكم فرمودند كه این قبیل كارهایی كه موجب وهن مذهب است باید ترك شود.
    آیت الله فاضل لنكرانی در مورد جایز بودن یا نبودن قمه زنی گفته‌است: با توجه به‌ گرایشی كه نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اكثر نقاط جهان پیدا شده و ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام شناخته می‌شود و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام مطرح است، لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به گونه‌ای عمل شود كه موجب گرایش بیشتر و علاقه‌مندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد.
    این مرجع تقلید اضافه كرده‌است: پیداست دراین شرایط قمه زدن چنین نقشی ندارد و دشمنان اهل بیت(ع) از آن سوء استفاده می‌نمایند و آن را علیه مذهب به كار می‌برند. لذا مناسب است شیعیان علاقه‌مند به‌مكتب امام حسین(ع) از آن خودداری نمایند و چنانچه دراین مورد نذری وجود باشته باشد نذر واجد شرایط صحت و انعقاد نیست.
    آیت الله لنكرانی تاكید دارد: در ملا عام در شرایط فعلی بهتر است از آن اجتناب شود، زیرا رسانه‌های استكباری مترصد فرصت‌اند تا علیه تشیع تبلیغات سوء كنند و چهره شیعه را در دنیا مشوه جلوه دهند.
    آیت‌الله‌مكارم شیرازی در این زمینه معتقداست: در عزاداری سیدالشهداء(ع) كه از افضل قربات محسوب می‌شود باید از انجام اعمالی كه موجب وهن مذهب و یا آسیب به بدن می‌شود اجتناب كرد و قمه زنی علاوه بر اینكه به لحاظ عرفی از مظاهر حزن و اندوه شمرده نمی‌شود و در زمان ائمه (ع) و پس از آن نیز سابقه ندارد و تاییدی از ائمه معصومین نیز در مورد آن - نه به شكل عام و نه به شكل خاص نشده است، در حال حاضر وهن مذهب شمرده می‌شود و جایز نیست.
    آیت الله نوری همدانی نیز قمه زدن و نذر كردن برای انجام این كار را دارای اشكال دانسته است.
    آیت الله جوادی آملی نیز در این ارتباط معتقد است : چیزی كه مایه وهن اسلام و پایه هتك حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می‌رود از قمه‌زنی و مانند آن پرهیز شود. بهتر است از اینگونه امور اجتناب نمایند و با پیروی از رهبری و وحدت كلمه ، دشمنان اسلام را از آسیب رساندن به اسلام و مسلمین مایوس گردانند.
    امام جمعه مشهد نیز می‌گوید: قمه‌زنی در ایام محرم و صفر موجب وهن دین مبین اسلام شده و بنا به فرمایشات رهبر معظم انقلاب حرام است.
    حجت‌الاسلام و المسلمین سید احمد علم‌الهدی روز یكشنبه به ایرنا گفت: هفته گذشته اطلاعیه‌ای حاوی نظرات مراجع تقلید در مورد قمه‌زنی به مقیاس گسترده در مشهد توزیع شد.
    وی در این ارتباط افزود: بنا به فرمایشات و فتوای صریح رهبر معظم انقلاب چون قمه‌زنی موجب وهن در اسلام شده و یا سبب احتمال معرفی دین اسلام به عنوان دین خشونت در جهان می‌شود، حرام است.
    نماینده مردم خراسان رضوی در مجلس خبرگان رهبری ، گفت: دشمنان اسلام از طرق مختلف سعی می‌كنند مسایل خرافی را در دین مبین اسلام ترویج دهند.
    وی تاكید كرد: نباید با انجام اقداماتی مانند توزیع این سری اطلاعیه‌ها یا انجام قمه‌زنی در ماه محرم مسایل انحرافی را در دین اسلام افزایش داد.
    برخی از صاحب نظران نیز شرایط حساس جهانی را مورد اشاره قرار داده و معتقدند هرگونه آسیب به دین از هر طریق كمك به توطئه تازه استكبار برای دامن زدن به مسایل مذهبی از جمله ایجاد اختلاف بین فرق مختلف اسلامی است.
    به‌گفته آنان ، دشمنان بیش از هر زمان دیگری تلاش می‌كنند چهره‌ای خشن از مسلمانان به جهان معرفی كنند كه باید احاد مسلمین در این زمینه هوشیار باشند.

    +نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386ساعت2:10دست خطِ سرسپرده | |

    بسمه تعالی

    با درور بر پیامبر (ص)؛معصومین؛مسلمین و مسلمات

    بدون شرح!!!

    عکسی که قرار داده ام صورت زشتی از جهل و مخالفت با احکام خداوند است!!!

    (خواهش میکنم در صورت عدم توانایی در دیدن صحنه های خونین کلیک نکنین.عکس از قمه زدن است)

    به حدیث زیر توجه کنید:

    پیامبراکرم اسلام(ص):

    هر کاری که برای انسان مضرر باشد وبه بدن و روح او آسیب برساند حرام است.

    بدون رودربایسی و تعارف!

    پس ای کسانی که ایمان آورده اید تفکر کنید در آنچه که میکنید که خداوند بینا و دانا و شنواست

    (از کرامات قرآن و دستورات قرآن به صورت برداشت)


    ادامه مطلب

    +نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386ساعت2:3دست خطِ سرسپرده | |

    حضرت ابوالحسن (ع) فرمود : عیسی بن مریم (ع) فرموده است : همانا شخص بدکار بدیش سرایت میکند به دوست و هم نشینش و هم نشین بد انسان را به هلاکت می افکند پس بنگر و متوجه باش با چه کسی هم نشین هستی ( یا با چه کسی دوست هستی ) اصول کافی جلد 4 صفحه 454

    امام باقر (ع) : خدای عزوجل برای بدی قفلهائی قرار داده و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است. اصول کافی جلد 4 صفحه 35   شرح : اگر همه بدیها را در یک جا جمع کنید (مانند اتاق) کلید آن شراب است یعنی اگر شراب بخوری همه گناهان را انجام می دهی

    امام صادق (ع) : هرگاه سه نفر با هم هستند دو نفر از آنها با هم در گوشی صحبت نکنند زیرا که این کار باعث ناراحتی و اذیت و آزار رفیق سومی است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 481

     

    امام صادق (ع) : دنیا زندان مومن است و از چه زندانی خیر و خوشی آید ؟ اصول کافی جلد 3 صفحه 349

    امام صادق (ع) : حسد ایمان را میخورد چنانکه آتش هیزم را میخورد. اصول کافی جلد 3 صفحه 416

    امام باقر (ع) : هیچ قطره ای نزد خدا محبوبتر از آن قطره ی اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا بریزد و جز خدا چیز دیگری به آن منظور نباشد. ( یعنی نیتش فقط برای خدا باشد ) اصول کافی جلد 4 صفحه 234

    امام صادق (ع) : ریشه های کفر سه چیز است : 1.حرص 2.تکبر 3.حسد  اصول کافی جلد 3 صفحه 396

    رسولخدا فرمود : حواریین به عیسی (ع) گفتند یا روح الله با که بنشینیم ؟ فرمود : با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنش دانشتانرا زیاد کند و کردارش شما را به آخرت تشویق کند. اصول کافی جلد 1 صفحه 49

    حضرت صادق (ع) فرمودند : رسولخدا (ص) ( به اصحاب ) فرمود : آیا شما را به بدترینتان آگاه نکنم ؟ عرض کردند : چرا یا رسول الله ( بگویید ) فرمود : آنان که سخن چینی میکنند و میان دوستان جدائی می اندازند و برای مردمان پاک دامن عیب جوئی کنند.    اصول کافی جلد 4 صفحه 74

    امام صادق (ع) : مردم سه دسته اند : دانشمند و دانشجو و خاشاک روی آب (که هر لحظه آبش به جانبی برد ) مانند مردمیکه چون تعمق دینی ندارند هر روز به کیشی گروند و دنبال هر صدائی برآیند.  اصول کافی جلد 1 صفحه 41

    امام باقر (ع) : بهترین عبادت عفت شکم و فرج است. اصول کافی جلد 3 صفحه 125

    از رسولخدا (ص) سوال شد محبوبترین مردم نزد خدا کیست ؟ فرمود : کسی که سودش به مردم بیشتر باشد. اصول کافی جلد 3 صفحه 239

    امام صادق (ع) : همانا مومن خواب هولناک ( ترسناک ) ببیند و ( بواسطه همان ترسی که به او رسیده ) گناهش آمرزیده شود و وقتی هم تنش رنج کار ببیند پس گناهش آمرزیده شود ( شرح : یعنی اگر در کار کردن رنج و سختی بکشد گناهش آمرزیده شود).    اصول کافی جلد 4 صفحه 180 الی 181

    اصبغ بن نباته از علی (ع) روایت میکند که جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت : ای آدم من مامور شده ام که تو را در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم پس یکی را برگزین و دوتا را واگذار.آدم گفت چیست آن سه چیز ؟ گفت : عقل و حیاء و دین . آدم گفت عقل را برگزیدم.جبرئیل به حیاء و دین گفت شما باز گردید و او را واگذارید.آندو گفتند ای جبرئیل ما ماموریم هرجا که عقل باشد با او باشیم.گفت خود دانید و بالا رفت.

    -------------------------------------------------------------------------------------

    لازم است که بگویم کتاب کافی از مرحوم شیخ مفید که با امام زمان هم رابطه داشته و امام زمان به او چند نامه ای نوشته از معتبر ترین کتب حدیث شیعه هست.

    همه ی ما باید بدانیم که نسبت به آگاهی هایمان مسئولیم و از ما خواهند پرسید که آیا به آنچه اطلاع داشتی عمل کردی؟

     

    +نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت15:44دست خطِ دلداده | |

    فتح باب
    آیت الله قاضی همیشه نماز مغرب و عشاء را، در حرمین شرفین امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام به جا می آورد، و چون به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام می رسد، با خود می اندیشد که تا به حال در مدت این چهل سال هیچ چیز از عالم معنا برایم ظهور نکرده، هر چه دارم به عنایت خدا و به برکت ثبات است.
    در راه سیّد ترک زبانی که دیوانه است، به طرف او می دود و می گوید؛ سیّد علی، سیّد علی، امروز مرجع اولیاء در تمام دنیا حضرت ابوالفضل علیه السلام هستند، و او آن قدر سر در گریبان است که متوجه نمی شود آن سید چه می گوید! به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام می رود. اذن دخول و زیارت و نماز زیارت می خواند و می خواهد که مشغول نماز مغرب شود.

    آیت الله نجابت می گوید:
    « تکبیره الاحرام را که می گوید، می بیند که وضع در اطراف حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام به طور کلی عوض می شود، آن گونه که نه چشمی تا به حال دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است. قرائت را کمی نگه می دارد تا وضع تخفیف یابد و بعد دوباره نماز را ادامه می دهد، مستحبات را کم می کند و نماز را سریع تر از همیشه به پایان می رساند. به حرم امام حسین علیه السلام نمی رود و به دنبال جایی خلوت به خانه رفته و برای این که با اهل منزل هم برخورد نکند به پشت بام می رود. آن جا دراز می کشد و دوباره آن حال می آید و بیشتر می ماند. تا اهل منزل سینی چای را می آورد، آن حال می رود. نماز عشاء را می خواند و دوباره آن وضع بر می گردد؛ چیزی که تا به حال حتی به گفته خودش یک ذره اش را هم ندیده است و حالا که دیده نه می تواند در بدن بماند و نه می تواند بیرون بیاید. دوباره که شام را می آوردند، آن حال قطع می شود و نیمه شب دوباره بر می گردد و مدت بیشتری طول می کشد. »

    آری و بالاخره درهای آسمان برایش گشوده و فتح باب می شود.
    می گوید:

    « آن چه را می خواستم، تماماً بدست آوردم و امام حسین علیه السلام در را به رویم گشود. ابن فارض یک قصیده تائیه برای استادش گفته؛ من هم یک قصیده تائیه برای امام حسین علیه السلام گفته ام نمره یک! که کار مرا ایشان درست کرد و در غیب را به نحو اتم برایم باز کرد. »
    « او در اثر طلب حقیقی و استقامت به خانه که نه، به خود صاحبخانه رسیده است و یار او را به درون خانه راه داده؛ او از حصار تنگ دنیا که خیال و سرابی بیش نبوده و حقیقی ندارد، گذشته و به عالم روح و مجردات پیوسته است و چون فهمیده که از عالم خیال چیزی نصیبش نمی شود، باب خیال برایش بسته می شود. »

    آیت الله نجابت نقل می کند:
    دفعه اولی که ما آیت الله قاضی را دیدیم، خیلی با ما گرم گرفتند و ما را تحویل گرفتند. در اثر این التفات زیاد، من زبانم باز شد و گفتم: آقا این وضع اهل معرفت به خیال است یا به حقیقت؟ ناگهان ایشان چشمهایش درشت شد و گفت:

    « ای فرزندم من چهل سال است با حضرت حق هستم و دم از او می زنم این پندار و خیال است؟! »

    +نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت21:22دست خطِ سرسپرده | |

    مرحوم فخر المحققين سيد محمد اشرف سبط سيد الحكماء ميرداماد رضوان اللّه تعالى عليه فرمود: اسحاق بن ابراهيم طاهرى كه يكى از بزرگان بوده يكشب در عالم خواب آقا حضرت رسول اكرم (ص ) را ديد، حضرت به او فرمود: قاتل را رها كن . با ترس از خواب بيدار شد. ملازمان خود را طلبيد و گفت : اين قاتل كيست و در كجاست ؟
    گفتند: در اينجا حاضر است و خودش هم اقرار بقتل كرده است . او را حاضر كردند اسحق به او گفت اگر راستش را بگوئى تو را رها خواهم كرد قاتل گفت : من با يكسرى از رفقايم اهل همه فسادها و لااُبالى گرى و عيّاشى و ولگردى بوديم با آنها مرتكب هر حرامى مى شديم و در بغداد بهر عمل زشتى دست ميزديم ، يك پيرزالى براى ما زن مى آورد. يك روز آن پير زن بر ما وارد شد كه با خودش ‍ دخترى بسيار زيبا آورده بود، آن دختر تا ما را ديد و متوجه شد كه آن پير زن او را فريب داده صيحه اى زد و بيهوش پخش زمين شد وقتى او را بهوش آوردند فرياد زد و گفت اللّه اللّه از خدا بترسيد و دست از من برداريد من اين كاره نيستم و اين پير زن غداره مرا فريب داد و گفت در فلان محل تماشائى است و قابل ديدن است و افسانه هائى برايم بافت و مرا راغب گردانيد من هم همراهش راهى شدم از خدا بترسيد من علويه از نسل حضرت زهرا سلام الله عليها هستم .
    دوستانم به حرفهاى او اعتنايى نكردند و جلو آمدند كه به او دست درازى كنند من بخاطر حرمت رسول اللّه (ص ) غيرتم بجوش آمده و از آنها جلوگيرى كردم در نزاعى كه با آنها كردم جراحات زيادى بر من وارد شد چنانچه مى بينى پس من ضربه اى سخت بر او وارد كردم و پيشكسوت آنها را كشتم و دختر را سالم از دست آنها خلاص ‍ كردم .
    دختر وقتى خود را رها ديد در باره ام دعا كرد و گفت : همين طور كه عيبم را پوشاندى خدا انشاء الله عيب هاى تو را بپوشاند و هينطور كه مرا يارى و كمك كرد خدا تو را يارى كند در اين هنگام صداى همسايه ها بلند شد و به خانه ما ريختند در حالى كه خنجر خون آلود در دست من بود ومقتول در خون مى غلتيد مرا گرفتند و اينجا آوردند.
    اسحاق گفت : من تو را به خدا و رسول الله (ص ) بخشيدم آن مرد قاتل گفت من هم از همه گناهانم توبه كردم و به حق آن كسيكه مرا به او بخشيدى ديگر گرد گناه و معصيت بر نمى گردم و توبه كردم و كم كم يكى از نيكان گرديد.
    در اين داستان مى بينيم كه قاتل به واسطه ترك حرام و جلوگيرى از آن و يارى كردن از مظلوم براى خدا و حرمت رسول اللّه (ص ) با آن همه آلودگيهايش چگونه مورد لطف خدا و رسولش واقع شد به طوريكه از كشته شدن نجات پيدا كرد و به توبه از گناهان موفقش ‍ داشتند.
    این است نتیجه ی عشق به پیامبر و اهل بیت پیامبر(چه آشکارا و چه پنهانی)

    +نوشته شده در سه شنبه 13 شهریور1386ساعت0:47دست خطِ سرسپرده | |

    محبوب ترين كس در نزد خداوند متعال كسى است كه از گناهانش توبه كننده باشد، چنانچه در قرآن مى خوانيم :
    اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوابين .( 1)
    البتّه خداوند متعال توبه كنندگان (از گناه ) را دوست دارد.
    آقا خاتم الانبياء (ص ) فرمود: هيچ موجودى در پيشگاه حقتعالى محبوبتر از مرد و زن توبه كننده نيست ( 2)
    و همچنين آن حضرت فرموده :
    النّائبُ حَبيبُ اللّه توبه كننده از گناه محبوب خداست .( 3)
    حضرت باقر (ع ) فرمود:
    اگر مردى در شب تاريك شتر با توشه اش را در سفر گم كند و سپس ‍ پيدا كند چقدر خوشحال مى شود، همينطور است در ارتباط با انسانى كه راه اصلى حق را گم كرده و گناه و معصيت خدا را انجام داده و حال توبه كرده خداوند متعال هم بيشتر از او نسبت به توبه كنندگان فرحناك و خورسند و خوشحال مى شود.( 4)
    و در جاى ديگر مى فرمايد:
    خداوند متعال به توبه بنده اش خوشحال تر است از مرد عقيمى كه بعد داراى فرزند شود و از كسى كه گمشده اش را پيدا كند و از تشنه اى كه به آب مى رسند (آنها چقدر خوشحال مى شوند كه به فرزند برسند يا گمشده اش را پيدا كرده ، يا وقتى كه به آب مى رسد چه حالت فرحناكى دارد.) خدا هم وقتى ببيند بنده اش توبه كرده از اينها بيشتر خوشحال مى شود زيرا خدا بنده اش را خيلى دوست دارد.( 5)
    شهيد آية اللّه دستغيب رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب استعاذه اش مى گويد: پس از آنكه حضرت نوح على نبينا و آله و عليه السلام نفرين كرد و همه كفار غرق شدند ملكى در پيش او ظاهر شد. شغل حضرت نوح (ع ) كوزه گرى بود كوزه هائى از گِل درست مى كرد و پس از خشك كردن مى فروخت . ملك كوزه ها را يكى يكى از حضرت نوح (ع ) مى خريد و پيش چشمش آن را خُرد مى كرد و مى شكست حضرت نوح (ع ) ناراحت شد و به او اعتراض ‍ كرد كه اين چه كاريست مى كنى ؟ گفت به تو مربوط نيست من خريده ام و اختيارش را دارم .
    حضرت نوح (ع ) فرمود: بله لكن من آن را ساخته ام ، مصنوع من است ، ملك گفت كوزه هائى ساخته اى ، نه اينكه خلق كرده اى ، اينك من كه آن را مى شكنم تو ناراحت مى شوى چطور نفرين كردى كه اين همه خلق خدا هلاك گردند در حالى كه خدا بنده را خلق كرده و آنها را دوست دارد، پس از اين قضيه ازبس گريه كرد نامش را نوح گذاشتند.
    غرض شفقّت پروردگار است خالق ، مخلوق خودش را دوست مى دارد، خدا به پيغمبرش عتاب مى فرمايد كه چرا نفرين كردى اين همه خلق هلاك شوند به خاطر اينكه خدا بنده اش را دوست دارد. و در قرآن آنها را مى ترساند و سفارش مى كند مبادا فريب شيطان را بخوريد دنيا سراى فريب است شيطان دشمن است .
    اين آيات و روايات حاكى از اينست كه خداوند متعال انسانهائى را كه گناه و معصيت كرده اند و از كار خود پشيمان شده اند و در خانه حق مى آيند و توبه مى كنند خوشحال مى شود زيرا به انسان علاقه دارد و دوست ندارد بندگانش به دوزخ سرازير گردند.

    +نوشته شده در جمعه 9 شهریور1386ساعت20:30دست خطِ سرسپرده | |

    دیشب خواب عجیبی دیدم.خوابی طولانی و خسته کننده.وقتی از خواب بیدار شدم خسته بودم،خستگی یک عمر بر تنم مانده بود.حالا که از خواب بیدار شدم فهمیدم که تمام این مدت عمر را خواب بوده ام ؛ در حالی که در خواب گمان می کردم که بیدارم اما حالا فهمیدم که خواب بودم و اکنون بیدارم و هوشیار.در آن خواب هر لحظه جایی بودم و حسی داشتم؛لحظه ای عشق بود و لحظه ای تنفر.غم ،شادی،خنده ، گریه ،ناله، حرص، تنفر،عشق و شهوتی همچون حیوان که بی حساب و کتاب است  و جا و مکان نمی شناسد.خستگی تمام آن احساست که که سعی نکردم تسلطی برآنها داشته باشم بر تنم مانده.به خودم می گویم کاش میشد که دوباره به خواب روم و همه چیزرا عوض کنم.حالا از خواب دنیا بیدار شده ام و رهسپار سفری درازم.سفری که فقط باید رفت و راه برگشتی ندارد.هر چه در آن خواب دیده ای به تو نشان میدهند.
    بیایید  بیدار شویم قبل از آنکه بیدارمان کنند!

    +نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت0:47دست خطِ سرسپرده | |

    در خزان آرزوها گم شدم.مدت ها بودگمان می کردم گم شده ای دارم.گمان می کردم گم شده ام در میان مردم کوچه و خیابان است.حتی نمی دانستم گم شده ام کیست.گم شده ام چیست.روزگارانی به همین منوال می گذشت و هدر می رفت و می سوخت ، خزان آمد و همه آن آرزو ها را به آتش کشید ، مرا هم با آنها به آتش کشید چون آنها با من بودند ، با خودم تاملی کردم که چه شد که چنین بر سرم آمد ، چه شد که به یک شب همه چیز سوخت و من خاکستر نشین این بیابان سوخه ی زندگی  شدم. فهمیدم که این آتش از خودم بوده نه از کس و چیز دیگری.فهمیدم که آنقدرآرزو های دور و دراز و دست نیافتی روی هم جمع کرده ام که همچون تپه ای از هیزم آماده ی سوختن شده . فهمیدم که کبریت را هم خودم زده ام.چون همراه هر آرزوی دور و دراز دنیایی یک غم و نا امیدی همچون چاه ژرف و عمیقی وجود دارد که آفت آرزوست و آرزو را به آتش می کشد.حسرت زده بودم ، حسرت که  همچون طاعون است.اما روزنه نور و امیدی درخشیدن گرفت.امیدی که تا به حال درکش نکرده بودم.به من گفت و فهمیدم که باید از نو شروع کنم، اما نه از راه گدشته،از راه جدید،از راه نور!
    از خزان آرزو ها گذشتم و به بهار حقایق رسیدم.در خزان آرزوها گم شده بودم و حالا در بهار حقایق پیدا شدم.گم شده ام آن نور بود که پیدایش کردم.حالا شادم و امیدوار!به سرزمین رسید پر معنویت که شکوفه های درختانش بوی عشق می دادند.همه جا رنگ نور بود.رنگ عشق.عشقی لایتناهی.مژده آمد که این سرزمین،سرزمینی است که در آن هیچ خزانی راه ندارد.اگر می خواهی بمان.و من مانده ام در این سرزمین همیشه بهار.

    +نوشته شده در سه شنبه 2 مرداد1386ساعت0:12دست خطِ دلداده | |