تبليغاتX
.::.فقط خدا.::.

.::.فقط خدا.::.

مي پرستم خدايي كه آفريدم .....

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
دل میرود ز دستم. صاحب دلم کجیی.
کو آن نشان زیبا که از آمدن کرد....
مجنون ز شور لیلی از کوهسار گذر کرد....به سوی دشت  بی آب.سر و تنش روا کرد.
در این زمان خوش حال.منم بهسان مجنون.مجنون سر به بیابان گذاشت...اما من تنها چندی سر به دل خویش میگذارم.
کسی از حال من نپرسد نیز باک نیست.از کهنه روزگاران کسی از من نمیپرسید.
شادم شاد شاد که مینویسم از احساس خویس و نیست احساس فاشیستی برای سانسور عقایدم.....تنها خودم وبلاگم

و annymous هایی مه میدونم شاید هیچوقت نشناسمشون....
زندگی را دوست دارم.از هر آنچه میشود....خدایا سپاس.....
تا خیال خدا به سرم میزند گریه ام میگیرد که چیست و کیست و من چه بی ارزش....
خدایا دوستت دارم با همه ی نداریم.....
هر چه دارم تویی.....
در برابرت زانو میزنم و با دلی پر از احساس از تو پادشاهم میخواهم مرا عفو کنی به خاطر هر آنچه که کردم...شاد باشی هر لحظه از اینکه با توییم.تویی که بی نیاز از مایی

از خود بی خود

+نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387ساعت3:13دست خطِ سرسپرده | |


بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
چه دردناک است که انسان درد خویش در خویش مدفون کند.
چنگال های سیاه ناامیدی بر تن نحیف و ظریف احساسم مرا به دامان مرگ میکشاند.نمیدانم که هستم و چه هستم.....
از دوست پرسیدم جوابم نداد.از هرکه بپرسم همین است.
به راستی شاید دگر من نیستم.
شاید این من نیست و تنها سایه ای بازمانده از سر زمین تنهایی است.
کسی میداند قطار بعدی چه زمان خواهد رفت؟
و شکفتم در قدم هایت و مسرور از رسیدنت.بی  آنکه بدانی حتی آمده ای.


+نوشته شده در یکشنبه 28 مهر1387ساعت3:50دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
کشاکش پاییز است و من از درون خود میپوسم.از میان چه کنم ها چه گویم ها فریاد کمک سر میدهم.
آیا؟
سخن دردناک باد را از میان دشت ها میشنوم.
خویش را کجا گم کرده ام؟

+نوشته شده در جمعه 26 مهر1387ساعت13:38دست خطِ سرسپرده | |

به نام خدای مهربان ؛ عزیز و بخشنده ی من

سلام بر امام زمان و پدران بزرگوارشان

و سلام وسلامتی بر شما

امشب بعد از روزها ولگردی اینترنتی برای اولین بار در ۲ ماه گذشته وبلاگی رو دیدم که دوباره من رو در سکوت وجود خودم غرق کرد.خواهش میکنم حتمی ببینید شاید شما هم مثل من برهنه شوید:

برهنگی های من

شاید اینقدر ارزش داره واسم که ..... ولش کن خودتونن بخودنید(همین خط ۱ دقیقه مکس داشت واسم)

داشتم از کوچه پس کوچه ی خاطره های زندگیم عبور میکردم.چه عجیب دیدم که هیج رد پایی از ۳ ماه قبل تا الان نیست...هیج هدف مشخصی....چقدر وقت است که با خود صحبت نکردم.چقدر وقت است که هیچ dump در زندگی نداشتم...خیلی وقت از که از نگرانی و وسوسه و دلتنگی و احساس خودم را به خط ۰ نرسوندم....چقدر از خودم فاصله گرفتم....کوچه باغ دلم خاکی شده.قبل ها هر روز آب و جارویش میکردم....

از طرف ۱ دوست این سوالات مطرح شده که دوست دارم همتون بخونید...جواب نمیخواد...فقط بهشون فکر کنید:

چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟

چرا اگر به کسي بگيد که در فضا 4 ميليارد ستاره وجود داره باورش ميشه ولي اگر بهش بگيد رنگ ديوار خيسه خودش با دست امتحان مي کنه تا مطمئن بشه؟

چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟

چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟

آيا ميشه زير آب گريه کرد؟

چرا هنوز انسان هایی هستند که خدا را با دیدن این همه  زیبایی انکار میکنند؟؟

+نوشته شده در سه شنبه 23 مهر1387ساعت2:36دست خطِ سرسپرده | |

زيبايي سحرگاهان در چكيدن تنها قطره اي شبنم صبحگاهي و در صداي شر شر آب بركه اي كه در كنار آن به خواب عميق فرو رفته بودم مرا به در آغوش زيبايي گرفت و از فرش به عرش رسانيد...لحظه اي سنگين و شيرين از نزديكي به آنكه مرا از خويش افريد.....نرمي و لطافت هوا ي تاريك و روشن به من آرامشي ميداد كه سرمست از شادي بودم....هيچ كسي اطرافم نبود و اما حظور هزاران نفر را احساس ميكردم
اذكار جانداران را ميشنيدم...لا حول ولا قوت الا بالله يا الله يا عليم يا قدير يا مجيد و.....در تمام اين مدت زيبايي خداي مهربانم مرا شگفت زده و چشمانم را خيزه كرده بود ...اين زماني بود كه از سير و گشت شد عالم زيباي خدا از عمق اين احساس به خواب ريبايي فرو رفتم..........


+نوشته شده در یکشنبه 21 مهر1387ساعت16:23دست خطِ سرسپرده | |

+نوشته شده در یکشنبه 21 مهر1387ساعت15:58دست خطِ سرسپرده | |

سلام ای خدا
ای خدای مهربون من......خدای من.......1 روز که مست مست باشم..از غم عالم برون باشم...لا یعقل و تهی و آزاد .....ترد و بی ریا و سست......1 روز همچون رود باشم توبگردم.......قطره باشم جاری...اطراف تورا گردم...ای کوه تو تنها خاکی....ای آب تو تنها آبی.....و من اینجا انسانم و چهار گوشه ی وجه انسانیت خود را با آخرین خط امید قلم میزنم.......ای خدای مهربان من....ای سرور و ای آقای من..کمک کن تا در راه تو ثابت قدم بمانم....کمکم کن تا ببینم که گناه سر پیچی از فرمان و سخنان خدایم است.....تا بدانم قرآن کلام تواست...کمکم کن تا ایمان بیاورم که نماز سخن گفتن با تو است....درک مرا افزایش ده ای خدا.مرا به سرزمین نور هدایت کن...هر آنچه که از قدرت به من ارزانی داشتی را از من بگیر اما درک بهمن عطا کن که نگهبان خویش باشم..........خدایا آخرش می تونم بگم که خیلی دوست دارم......از اینکه به خاطر دیگری ازتو دور شدم ناراحتمممممممم

 

میدونم اینقدر بزرگواری داری که در رحمتت رو بر همه باز کنی پس بر همه ی که گمت کردند یا به شکلی مثل خود من از راهت منحرف شده اند کمک کن برگردند....در این شب مقدس من این آرزو رو از تو دارم...خدایا کمک کن...........

اسمان را پاک کن که این ابر های خاکستری جایی برای زیبایی نگذاشته اند....

+نوشته شده در یکشنبه 21 مهر1387ساعت15:57دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

استادي درشروع كلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت كه همه ببينند.بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است شاگردان جواب دادند  50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ........ استاد گفت : من هم بدون وزن كردن ، نمي دانم دقيقا' وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد . استاد پرسيد :خوب ، اگر يك ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد ؟ يكي از شاگردان گفت : دست تان كم كم درد ميگيرد.
حق با توست . حالا اگر يك روز تمام آن را نگه دارم چه ؟
شاگرد ديگري جسارتا' گفت : دست تان بي حس مي شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا' كارتان به بيمارستان خواهد كشيد ....... و همه شاگردان خنديدند . استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييركرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بكنم ؟
شاگردان گيج شدند . يكي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت : دقيقا' مشكلات زندگي هم مثل همين است .
اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشكالي ندارد . اگر مدت طولاني تري به آنها فكر كنيد ، به درد خواهند آمد . اگر بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي كنند و ديگر قادر به انجام كاري نخواهيد بود. فكركردن به مشكلات زندگي مهم است . اما مهم تر آن است كه درپايان هر روز و پيش از خواب ، آنها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند .
هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشي كه برايتان پيش مي آيد ، برآييد!
پس همين الان ليوان هاتون رو زمين بذاريد
زندگي كن....
زندگي همينه

بی مقدمه مینوسم: تا به الان به حال پیرمرد و پیرزن هایی که در سرای سالمندان هستند فکر کردی؟الان اونا چه حالی دارند؟

problem issue مسئله مشکل

+نوشته شده در یکشنبه 21 مهر1387ساعت15:54دست خطِ سرسپرده | |


بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام

هنوز جنون نوشتن هست که جعبه جعبه بسته ی کلماتم رو تمام میکنه....
مثل نجاری که بخواد چوب گردوی 300 ساله رو با سوزن  ته گردبه هم وصل کنه تلاش میکنم کلماتی که وزن ندارن رو حد اقل باوزن بخونم.....
کسی از شما نمیدونه که دل و روده ی من الان به هم گره خورده....چه حای دارم....درست مثل اینکه 1 220 لیتری سرکه رو به همراه 12 کیلو جوش شیرین+ نیترات پتاس خورده باشم....حالا دیدی نمیتونی receive کنی..
سر سفره بابا گفت : اگر کسی از بخشش کوچک میشد خدا اینقدر بزرگ نبود.اینو همینطوری گفتم که 1 commercial advertise هم داده باشم.
هرچی سعی میکنم درست بنویسم نمیشه
علی الحساب شپش ها در جیبم گل کوچیک بازی میکنند. نمیدونم نتیجشم چند چنده.
امروز رفتم نظام وظیفه که الهی خراب بشه.گفتند که برو 3 شنبه بیا منم باید دوباره الاف بشم شبه علف.
خوابم میاد در حد از خواب پریدن ساعت 3:46 نصف شب.
خوشحالم که تلاش کردم واسه جبران 4.5 میلیون دلاریم محبت های حامد.
حامد آخره همه چیزه.البته بن بست نیست....
رفاقتای این روزا شده کوچه بن بست.وقتی میرسی آخرش باید سر ته کنی برگردی......
از این آدمایی که اطرافم هستندخسته شدم.بابا بسته دیگه ملت شدن خسته دیگه.تنها راش هم بستگیه.این رپ 5 سال پیش هست.اون موقع که کسی دست چپ راستشو نمیفهمید من دییو گوش میکردم.اون موقع رپ میزد.بعد متال و.....حالا هست که هر

کی از مامانش قهر میکنه رپ میزنه.
فاز زندگی حفن نول شده.جرقشم امشب ساعت 1:30 میزنه.یا acc من به **fu میره یا سود من 6 برابر میشه....عجب غلطی کردماااااااااااااااااااااااااا
حوصله نوشتن ندارم.خدای مهربان من.عزیز من.خدایی که بزرگی...ای عزت ای جلال....ای عبودیت..ای کرامت و ای سخاوت...تو زیبایی و زیبا تر از کلامی که میتوانم بر زبان جاری کنم.اما تا توان خوبش میگیم که ای خدا کلام زیبای تو را سو سو  وار از آن سوی کهکشان وجود خویش میشنوم و آرام آرام سمت تومیآیم......چرا که نمیدانم چگونه و باچه رویی سوی تو آیم.
تو گناهان را بشویی و بیامرزی.....به بزرگی خودت سوگند که گر مرا از ذالت و خواری  و گناهانم باز خواست کنی تنهای تو را ازکرامت  و بزرگی و بخششت خواهم پرسید.بیامرز همه ی مارا و در زمره ی بخشوده شدگان قرار ده
آمین ای خدای جهانیان ای بزرگتر از عظیم........
هیچ کدوم از ما حتی در temprary این دنیا جا هم نمیشیم.چرا بهش دل میبندیم رو نمیدونم....
 

پی ۱ لقمه نون: صلوات بر محمد و آل محمد....بفرست دیگه !

پیلقمه ی نون بعدیش: وقتی فشار روم زیاد بشه از اونورش میزنه بیرون

پی آخرین لقمه ی نون: عجب !!!!!

دستم بگیر خدا تنهاییم بی تو.....

+نوشته شده در یکشنبه 21 مهر1387ساعت1:50دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام

امروز تصمیم گرفتم با عکس ها باهاتون حرف بزنم:

+نوشته شده در جمعه 19 مهر1387ساعت14:27دست خطِ سرسپرده | |

یکی از بزرگان در حالت مکاشفه آقا امام زمان (عج)را زیارت می کند و آنچه در زیر می خوانید پیام امام زمان (عج) به همه شیعیان می باشد .

آقا فرمود : از صد نفری که برای ما دعا می کنند یکی از آنها از ته قلب برای فرج من دعا می کند .

آقا فرمود : شیعیان به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند اگر بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد

آقا فرمود : شما وظیفه دارید از کانال حضرت اباعبدالله الحسین (ع) مرا به تمام دنیا معرفی کنید  

آقا فرمود : چرا به شیعیان ما نمی گویید من هم مثل جد بزرگوارم حضرت سید الشهداء تنها هستم ، آقا امام حسین(ع) در صحرای کربلا تنها ماند من هم در صحراها تنها هستم

آقا فرمود : هر 24 ساعت ندای هل من ناصر ینصرنی را سر می دهم و کسی به ندای من توجهی نمی کند .

آقا فرمود : شما بروید تزکیه نفس کنید و علم و حکمت بیاموزید ، ما و خداوند متعال و حضرت سید الشهداء شما را کمک خواهیم کرد و رشد خواهیم داد

آقا فرمود : به شیعیان ما بگویید که بین نماز ظهر و عصر دو رکعت نماز برای سلامتی و ظهورم بخوانند.

شیرین کده  به نقل از هفت شهر عشق

+نوشته شده در جمعه 19 مهر1387ساعت13:11دست خطِ سرسپرده | |

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
 

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !

http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/mehremadar/under-his-wing.jpg

پی نوشت ۱: بلاگفا ریخته بود به هم نمیشد عکس آپ کنی

 

+نوشته شده در جمعه 19 مهر1387ساعت13:4دست خطِ سرسپرده | |

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Let go and let God.

غم نخور وهمه چیز را به خداوند  بسپار

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 

They say that God is everywhere,
and yet we always think of Him as somewhat of a recluse.


مي گويند خدا همه جا هست و با اين حال،
هميشه فکر مي کنيم از ما دور است.
 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 

God gives birds their food,
but they must fly for it.


خدا غذاي پرندگان را مي دهد
اما آنها بايد براي به دست آوردنش پرواز کنند.
 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org
Visit Us @ www.MumbaiHangOut.OrgVisit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 


If we just stop looking for the Red Sea to split,
we might see all the wonderful miracles
God makes all around us every day.


اگر دست از انتظار براي معجزه ي خیلی بزرگ مثل شکاف آب دریا  برداريم،خواهيم توانست همه ي معجزات خارق العاده اي که خداوند
هر روز در اطرافمان ظاهر مي کند ببينيم.

   

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 .
 

 ============ ========= ====


Love is the highest miracle and  gift of God.
 

عشق والاترين هديه  و معجزه ي خداوند است.
 

 

============ ========= ===
 


 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org
Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org
Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 
 The prayer most acceptable to
God comes from a thankful heart.


دعايي که بيش از همه مورد پذيرش خداوند است
دعايي است که از دل بنده ی شکر گزار خداوند  برخيزد.

 

 

 
Sooner or later you have to seek God. Why not now?


دير يا زود بايد به دنبال خدا بگردي، چرا حالا نه؟


 whoever wants to find God will find a way to Him.


هر کسي خدا را بجويد، راهي به سوي او خواهد يافت

.
 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org
Visit Us @ www.MumbaiHangOut.OrgVisit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 


God is the East and the West
and wherever you turn, there is God's face.


خداوند همه جا حاضر هست .
به هر طرف رو کني، رو در روي خدا خواهي بود.
 

 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 

 

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org


Some people think it is unfair for
God to put thorns on roses.
Others praise Him for putting roses on thorns.


عده ای فکر مي کنند منصفانه نيست که
خداوند کنار گل سرخ خار گذاشته است

و
عده ای  ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است.

 

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org


 Don't pray that God's on our side; pray that we're on His side.
دعا نکن که خدا کنار همواره در کنارمان  باشد، دعا کن که ما همیشه در  کنار خدا باشيم.

Visit Us @ www.MumbaiHangOut.Org

 

از من مي‌شنوي؟ هر كس گفت دنبال من بيا، من رسم جديد آورده‌م،
پشتت را كن بهش و برو دنبال كارت
محلش نگذار. كسي قرار نيست رسم جديد بياورد.
همان رسم قديم است، قرار است همان را يادت بياورند.
ذكر اصلاً يعني همين ديگر؛ يعني يادآوري

============ ========

هزاران معجزه ميان آسمان و زمين معطل است، دستي بايد تا

 معجزه ها را فرود آورد
 

با توام ، با تو خدا

یک کمی معجزه کن

چند تا دوست برایم بفرست

پاکتی از کلمه

جعبه ای از لبخند

نامه‌ای هم بفرست

کوچه های دل من

باز خلوت شده است

قبل از اینکه برسم

دوستی را بردند

یک نفر گفت به من

باز دیر آمده ای

دوست قسمت شده است

+نوشته شده در چهارشنبه 17 مهر1387ساعت18:54دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

 با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها

سلام به که چه حالی دارم.روز4 شنبه دفترچه از تهران feedback شد و من حیران و سرگردان برای اصل مدرک پیش دانشگاهی و 2-3 شاهد ردیف واسه احراز هویت(احتمال غطل املایی). به هر حال, حال خوشی دارم. امشب استرسی حفنی به من و هادی و حامد وارد شد در حد ترسوندن 1 نفر در تاریکی ! !! خیلی حال شدیدی بود همون طوری که از فال فتگی خودم خوندم خیلی خیلی خیلی هفته ی خوبی دارم و خواهم داشت وانشالله بهتر خواهد شد منم به حامد قول دادم که واسش Pc بخرم که حتی اگر اون هم نشه لب تاپ میگیرم دست دوم.اون خوابه.همه خوابند.نگین خوابه و من همچنان جنون نوشتن و قلم زدن دارم.... از دور خبری می آید.نفس باد صبا می آید(همیشه همه جا شنیدم اما آخرشم نفهمیدم باد صبا کیه , نفس کش کیه و .....) از دوستانی که قهوه ی ایتالیایی و یا فرانسوی دارند شدیدا درخواست میشود در مناقصه شرکت کنند و من را از cup قهوه ی خالص بی نصیب نگذارند.قبلا از لطف شما و سخاوتمندی شما سپاسگذریم

پی نوشت 1:صلوات خوبه هاااااااااااااااااااااااااا(بر بروزن میکشمتااااااااااااااااااااااااا)

پی نوشت 2: قهوه ی خونم کم شده بدنم درد میکنه؟؟؟؟ این یعنی من به افیون دچار شدم؟؟؟

پی نوشت 3:زیادی حالم خوبه... !

+نوشته شده در سه شنبه 16 مهر1387ساعت15:16دست خطِ سرسپرده | |


بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
هنوز نتونستم به خاطر تجربه هایی وحشتناک هفته ی قبل خودم رو جمع و جور کنم اما خوب بهترم.......مرسی از دوستانی که به من ابراز احساسات کرده بودند و اونایی که نگران شده بودند.همین بودن هاست که بهم دلگرمی میده.
فکم افتاد روز 4 شنبه....آخه نامردا..........
اولین فیلم trans modern شیطان پرستی  در شبکه ی چهار تلوزیون ایران پخش شد.که این ماییه ی خفت و بد بختیی همه ی ماست  که ببینیم کسانی که ادای اسلام و مسلمانی میکنند دقیقا با این حرکت به کسانی که امام زمان (عج) رو پسر شیطان خطاب میکنند حال شددی دادن در حد headshot
نام برنامه: سینما و مارواء
نام فیلم اکران شده: کنستانتین

این فیلم از دیوانه کننده ترین و بهترین فیلم های من تا قبل از سخنرانی دکتر عباسی بود.ولی حالا .....آخه بدبخت تو که الف-ب از سینما نمیدونی روی چه حسابی اسم خودتو میگزاری "منتقد و مفسر"
بگذریم...فقط میبینم چقدر راحت دشمنان اسلام وارد کشور شیعه میشند و رسانه ی ملی رو به شِکر میکشند.....بگذریم............ از این لجن کاری های کسانی که مسولیت پذیرفتند در دفتر یادگاری 29 ساله بسیار است.
برای همین موضوع بهترین کاری که به نظرم رسید قرار دادن لینک های این استاد استراتژیست و دکترین در وبلاگ هست.:
http://molkemahdi.parsiblog.com/

http://drabbasy.persiangig.com/mp3/inflonza/1.wma
http://drabbasy.persiangig.com/mp3/inflonza/2.wma

حتمی حتمی ببینید
http://www.youtube.com/watch?v=7TiVGmebIPQ

صف کوتاه شعور ؛ صف طولانی نان 

+نوشته شده در شنبه 13 مهر1387ساعت23:44دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
امیدوارم که همگی  خوب باشید.در ctex قبل گفتم که اگر:"شیعیانی که با افتخارفروهر به گردن میاندازند و نمیدانند چه فکری را نشخوار میکنند" میبینم که دوستان محترم نگرفتند من چی میگم.بگم که شخصا عاشق عیسی مسیح هستم و در اتاقم از دین های مختلف نشانه هایی دارم.قابل توجه کسانی که از این به بعد میخواهند ایراد بگیرند....حوصله ی توضیح ندارم بدم.ولی بدونید این کار 1کم از عقل به دوره...تاکید بر آنچه پدرانمان بر آن بودند:
حالم خیلی خرابه...خدا جونم.بازگشت همه ی ما به سوی توست.من رو ببخش.میدونم خیلی کوچکم.حاجی هستم اما......به دیدار تو آمدم اما.......خدایا...به عزت و جلالت قسمت میدم که مرا یاری کنی....مگذار بچرخم وبچرخم تا مست ندانم کاری 1 ذهن گیچ باشیم...سر خوش پوچی....میخواهم رضایتت را جلب کنم.کمکم کن.....سخته .......امشب شب آخر ماه رمضان هست....سنگینی بار گناهانی که کردم..سنگینی سکوتی از دل تیره ام در سرسرای ذهنم پیچیده خیلی سخته....اگر هابیل خودمم قابیل هم خودمم.
این راه سخته.
debug کردن ذهنم خیلی سخته.این که ببینی صواب و سود و برکتت به خاطر هیچ چیز از بین رفته خیلی سنگینه.....
کلمات نا مفهومی که مثل شمع میسوزند و فقط هیجی....
مثنوی من بیشتر شبیه R 'n B هست اونم به شکل dump.
وقتی که جام خالی مشروب رو سر بکشم فقط مست ذهن خودم باشم...با خودم وفادارم .صادقم.اما حتی از این rok گویی هم حالم به هم خورد.تابیر برهنه ای بود.
خدایا کمک.تویی اول و آخر من...نمیخوام سرپیچی کنم..فقط توجیه توجیه توجیه های بی خودی.بی مصرف.
شده کارم فقط ایراد گرفتن.واسه همینم هست برکت رفته....
نمیدونم چی درسته چی غلطه اما فقط میدونم حس خوبی ندارم.شاید تا چند ساعت دیگه خوب بشم شایدم نشم.


پی.نون 1: صلوات بفرست جانم...صلوات
پی.نون 1.25: این ctex هیچ بار و زیبایی خاصی نداشت.

پی.نون 1.5۰: کسی میدونه کجا دنبال خدا بگردم؟

به دنبال خدا میگردد

او میدانید کجا به دنبال خدا میگردد.....

+نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387ساعت14:25دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
مرسی جیگرم به خاطر همه ی لطف هات. لطفا کسی سوال نپرسه مسئله خانوادگی هست.مطمدن باشید من بهتون نخواهم گفت که جریان که پست قبل گفتم به یاری خدا و مهربانی های.... درست شد.
تحمل آدم هایی که هرکدومشون به تنهایی برای بشریت و تاریخ انسانیت 1 فاجعه هستند
آدم هایی که شبانه روز فقط کارشون حرف آسیاب کردن هست
آدم هایی که واسشون قرآن فقط شده کتاب تفعل.
آدم هایی که ادعای پیغمبری میکنند با اینکه حتی شبیه کافر ها هم نیستند(صد رحمت به کافر)
آدم هایی که عریانی ذهنشان را به رخ هم میکشند
باکره هایی که فاحشگی شان را به رخ هم میکشند
دزدانی که دزدیشان را به رخ هم میکشند
بیمارانی که بیماریشان را به رخ هم میکشند
شیعیانی که زمان greeting در خطاب به رمضان الکریم میگویند" بره که دیگه بر نگرده"---- >چند سال بعد حتی شپش در جیب ندارند و زمانه را فحاشی میکنند غافل از اینکه .........
شیعیانی که با افتخارفروهر به گردن میاندازند و نمیدانند چه فکری را نشخوار میکنند(ننگ باد کسی که شیعه زاده باشد و شیعه نباشد)
از میان این مردم به تعداد انگشتان 1 دست انسان میبینم.....
سنگین است بار فکر وقتی میبینی برگریزان پاییز را حتی دشنام میدهند که فلان فلانت.با دهن روزه باید برگ جمع کنیم....
جانوران 2 پایی که هیچ نمیتوان نامشان نهاد......
خسته ام یا چشمانم از دیدن این دیوانگان در مهمانی خسته میبیند؟
لعنت بر این روزه خواری در ملاء عام که اینگونه بر دل روزه داران چنگ میکشد.بی مروت روزه نمیروی ,نرو تو باخدا.اما چرا در جلو چشمان روزه داران؟؟؟؟چگونه داری با این بی حرمتی به

همه فرزندت در منزل یا خانواده ات به تو احترام بگذارد.حرمت عابدان خدا نگه نمیداری..خدا با تو چه خواهد کرد؟

چه توانم گفت؟

با تو بودن عشق صمیمیت

 

+نوشته شده در شنبه 6 مهر1387ساعت6:42دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
تو از سرزمین عشق طلوع کردی و من از خاوران غم. با هم باشیم  . شانه به شانه و رو به روی هم. بر بالای ابر آروز. زیر نیلی عشق تا بهشت را از زمین سازیم .با من بخوان تا ترانه ایت نفس هایم باشد و از من بخوان تا زنده به یاد تو باشم.عاشق تر از مجنون.لیلی تر از لیلا.
نوای ساز روح من تویی.شبان کوچ من تویی. شب از وجود خوب تو سراسرش ستاره است.نبود یاد و خاطرت فقط یک خواب تیره است.نگین قلب من تویی.باورش اشک من تویی. برای زنده بودنم . تو بهترین بهانه ای.
ترس ازدست دادنت آتش به وجوم میکشد.جای خالی آرامش در خیال من تنها از پنهان است...نمیدانم بعد از تو بازندگی چه کنم و دلیل زنده بودن خود راچگونه معنی  کنم.خدایا مهربان من
خدای مهربان....میدانم صدای این کوچک را میشنوی...غم را بر من آسان بگردان.که این میان این دولا چنگ سخت میفشارد سینه را.تو از من ,من از تو. تو نباشی.من نیستم.تونباشی هم درد من کیست؟ تنها نرو این راه تو نیست.میفهمم تو را.چشمانت فریاد نفس های توست.سخنی لازم نیست.دلگیر میشوم از تو پر میشوم و در غم ها غرق میشوم....
نه انگار باور ندارم که این سرگذشت من باشد.نه این صورت من نیست.نه این نام من نیست.کسی فریاد زند که  های مهدی تو در خوابی...خدایا کابوس مرا بشکن.
امیدم تویی مرگ از توست. زندگی از تو.یادش خون رگ های من است.از هوای با تو نبودن دلگیرم.
لا لا  لالایی بخواب مهدی تو اینجا تنهایی...
لا لا لالایی بشکن ای مرد که حال بودن و خاطره ی وفاداری
 از آن تو نیست.
گلم از سی تار و تار و نی بخوان که سول گیتارم پاره شده.های های های کسی با من بگرید.
شاد بادا این وصلت......فنا بادا این درویش عشق.
وای از بغضم.

پ.نون 1: 1 صلوات برای سلامتی آقا امام زمان و تعجیل در ظهور ایشان و صلواتی دیگر برای آرامش من.
پ.نون 2: عشق زمینی انسان اگر پاک باشد انسان را به خدا میرساند.وای اگر این عشق دوست داشتنی و پاک به ناکامی بینجامد.عشق من در آستانه ی ازدواج است اما نه با من.......
سکوت شد سهم لبان خندان من.غم شد سهم تمام شادی های من.
دوستت دارم عزیزم

غم تنهایی غم رفتن.

غم از دست دادن تو

من و تنهایی گریه های من

+نوشته شده در شنبه 6 مهر1387ساعت6:26دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
چشمانم از خواب باز نمیشود اما انگار همچنان جنون جوانی و blazaa و othe generation همچنان مرا بیدار نگه میدارد.
گاه گاه که از سیر فکرت علی وخدایی که علی میشناخت باز میگردم تن به تن میلرزانم که شاید باشد که از خوارج باشم و در اندیشه ی ایمان.... !
به راستی ابن ملجم که بود.جز آنکه علی را در آن شب ضربت زد  که صوابی مضاعف hold کند؟
جز اینکه از سر به مهری نقش خاک بر تنشان نشسته بود؟
نمیدانم.ایمانم را دوست دارم . کم یا زیاد.
صحبت های خاکنشینان تلخ است. مرا با آنان که ذهن ملخ زدشان تیمار کلام میکند حرفی نیست
ای آدم  ها .....
کسی میمیرد در این نزدیکی.....
فریاد شادی ,فربار سر میدهم از شادی داشتن خدایی که تمام است و کمال است و خداییش به درک نیاید.
عشق من   خدا مهربان من.......آن جهنمی که از گناه برای خویش ساختم را بر من ببخش که تو بخشنده ترینی.
جای تو اینجا خالیست......
دوست دارم

فرشته angle خدا

+نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت6:27دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
بوي قهوه ي تلخ روي ميز و وسوسه ي سوزاندن زباني بي زيان براي لذت قهوه ي تلخ.
بر خود خويشتن تنيده ايم و تنها به دنبال راه هايي ميگرديم.من از تو گلايه دارم .تو از او گلايه داري و او از من گلايه دارد. محكوم ِ طالبيم كه از سر بي كسي خويش از لاي برگ هاي خشك شده ي تاريخ ,به دنبال سبزي فنا شده ي گذشته ايم راه بر جاي نخواهد برد خود ستزي.آنچه بر خدا ميبيندند تنها خود ستريزي است كه از صداي تقلاي چنگال گربه بر شيشه چندش آور تر است.....
جنون كلاغ نويسي.شايد اشعاري از كلام نپخته ي من.در ها بسته اند.مسافران در راه.شريعتي سر كدام كوچه نشسته.

 

تاس بازي ماهرانه : من مي اندازم اگر 13 آمد تو بينداز.
تپق هاي يك قلم : توت فرنگي  با طعم زهر مار.
سرزنش يك مادر: سر سرخ ميدهد عشق سبز بر باد.
سكوت : Enigma
كتاب : سلسله ي فاطمه فاطمه است
كتابخانه : كاروان خالي علم
روزنامه : شكست در برابر دشمن فرضي
وقت اداری : خبر جنوب

خدا : ؟
من : ؟
. : ؟
؟ : ؟
؟

فرهنگ ايراني:
 وقتی ۲ تا ماشین که بیمه هم هستن تصادف میکنن و صاحباش با زنجیر چرخ و قفل فرمون میان پایین یعنی چی؟ يكي معني كنه.عربده كش.چاقو كش.لات....اينا مرداي اين اجتماع هستند.فرهنگساز , فرهنگ بساز.


 

+نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1387ساعت2:1دست خطِ سرسپرده | |