تبليغاتX
.::.فقط خدا.::.

.::.فقط خدا.::.

مي پرستم خدايي كه آفريدم .....

بسمه تعالی

دریافت فایل صوتی (کلیک کنید) 

برای خواندن دعا بر بروی ادامه مطلب کلیک کنید

با تشکر از محسن غواصی برای ارسال لینک دعا

یا حق


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور1387ساعت6:19دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
سخاوت احساس آسماني خدا و لذت زميني ما و مشعوف شدن و مغمون شدن و خنده و شادي و گريه در جا جايي ندارد
زماني كه خلاء از انتهاي افق با سرعتي بشتر از گذر 1 فكر از ذهن به تو ميرسه و خودش رو عاشقانه به تو ميچسبونه و يادت ميره كه جدا شدني نيست !‌همه ي تلاش ها ميشه فقط خمير مالي واسه درست كردن بربري احساس.
زماني كه براي رسيدن به كسي كه همه ي عمر عشق و احساس و شيريني زندگيته به جزيره اي ميرسي كه خودتي و سرزمين معشوق فقط 1 گوشه ي چشم خدا فاصله است.زماني كه هيچ پلي از اينجا تا آن سرزمين نيست الا خدا.
هر بار افسوس جهان افسونم ميكند.در خود و خويش مدفونم ميكند.جاي قبري ديگر اينجا نيز هست.
آنكسي كه قبرش اينجا هست و در من نيستش.(با فتحه به ت)
پارادوكس در حد 0 و 1
دردي هست كه پشت همه ي لبخند هام هربار با هر نفس زخمه ها وتيشه هايي ميزند كه با نفسي دوباره تسكين ميابد و مدفون ميشود و گاهي كه فراموش ميشود . در بستر بيداري  . آن

 

زمان كه تا مرگ  temprary تنها چند نفس باقي است و سپس خواب‌، با خود ِ خويش روبه رو ميشوم و هديه اش تنها همان غم ميشود....
در آرزوي  آغوشي كه بغل بغل شادي هديه كند چشم خشك خويش به خيسي آسمان دوخته ام.
سنگيني امشب داره  منو از دل ميبره....
يكي از راه ميرسه.....(اندي)
مولايم علي.تو از قصر كاغذي من آگاهي.خانه ام ار آرزوست.خشت هايش از عشق.از خدا ميخواهم.تو ضامنم باش...
لا اله الا الله انت صبحانك و اني كنت من الضالمين(جز معدود دعا هاي عربي است كه بلدم)×
شايد يكم 1 قبر  ميخواهد تا امشب آرام بخوابم.يكي ساعت رو واسه سحري كوك كنه.اينجا pc ندارم.
ياحق

bd با زاويه ۱۸۰ درجه

قبل من قبل شكسته احساس. تنها تنهايي غم

 

 

گريه

  

ciao

+نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور1387ساعت1:15دست خطِ سرسپرده | |

اين ctex از پست هاي سال گذشته است

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هو الجبار الرحیم

با دورد و سلام و صلوات از خاتم المرسلین محمد(ص) تا قائم آل اوحضرت بقیة الله الاعظم (ع)

داشتم تن کثیف و حقیرم رو در آب قرآن و پاکی و طهارتش شست و شو میدادم و از کمالات سخنان خدا لذت میبردم که به این آیه از سوره ی مائده رسیدم:

از تو سؤال مى‏كنند چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده; (و نيز صيد) حيوانات شكارى و سگهاى آموخته (و تربيت يافته) كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد داده‏ايد، (بر شما حلال است;) پس، از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مى‏كنند و) نگاه مى‏دارند، بخوريد; و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براى شكار،) بر آن ببريد; و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است!» (4)

خدایی دارم که خدای لقبی شایسته برای اوست قرآن

خیلی دوست دارم خدا

+نوشته شده در جمعه 29 شهریور1387ساعت21:41دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
comment allez-vous?( به فرانسوي يعني how are you?)
چه زيباست زماني كه زمان send و receive قرآن عزيز به زمين رسيد و همه از نورش سر به سجده گذاشتند.
قرآن كاملترين ترجمه از لوح محفوظ هست كه در اختيار ما گذاشته شده.و امشب ها(patch جديد فارسي براي زمان آينده) شب نزول آن است و شب شهادت اميرالمومنين , مولاي متقيان , سلطان العارفين ,‌حيدر كرار علي (ع).تسليت چيزي در كار نيست چون مخلوقي همچون امير المومنين كه نه فرشته بود و نه انسان مرگ رو نميشه واسشون معني كرد...من كه بلد نيست.
فقط ميدونم فاز اين شب ها خفن توبه و عذر خواهي و استغفار هست... البته كسي كه 1 سال گناه كنه عمدي و بگه شب قدر توبه ميكنم پاك ميشه خفن جز خسران زده هست....
دارم روي فاركس كار ميكنم انشاالله به جواب مورد نظر برسم.
همتون رو با خدا life time warranty ميكنم.
يا حق

دعا عبادت نزديكي به خدا لطف خدا مهرباني

دعا عبادت نزديكي به خدا لطف خدا مهرباني

به راستی نقاش کیست؟

 

بقيه در ادامه ي مطلب

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه 29 شهریور1387ساعت12:20دست خطِ سرسپرده | |

به نام خداوند بخشایشگر مهربان
سلام و درود بر پیامبر(ص) خاتم المرسلین و جانشینانش که گل های عالم هستی هستند
این آیه ها ی زیبا و پر معنی را از سوره ی الانعام انتخاب کرده ام که با تفکر به آن به معانی جدیدی رسیدم:
الانعام:

زندگى دنيا، چيزى جز بازى و سرگرمى نيست! و سراى آخرت، براى آنها كه پرهيزگارند، بهتر است! آيا نمى‏انديشيد؟! (32)

ما مى‏دانيم كه گفتار آنها، تو را غمگين مى‏كند; ولى (غم مخور! و بدان كه) آنها تو را تكذيب نمى‏كنند; بلكه ظالمان، آيات خدا را انكار مى‏نمايند. (33)

كليدهاى غيب، تنها نزد اوست; و جز او، كسى آنها را نمى‏داند. او آنچه را در خشكى و درياست مى‏داند; هيچ برگى (از درختى) نمى‏افتد، مگر اينكه از آن آگاه است; و نه هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين، و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد، جز اينكه در كتابى آشكار ( در كتاب علم خدا) ثبت است. (59)

خودم هم تصمیم گرفتم تا که در نهایت استفاده از این بازیچه(دنیا) بتونم عاقبت بخیری رو با کمک و خواست خدا انتخاب کنم تا بتونم از نورش هم این دنیا رو هم عالم معنی رو برای خودم روشن کنم.
ان الله سمیعٌ علیم

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

Quran God Speech کلام الله سخنان خدا

+نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت21:30دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
 
come stai?
من خوشتيپ و موفق و قدرتمند هستم و موفق ميشم و احساس خوبي دارم
(تكرار رمز موفقيت)....evan baxter
اين جمله شد پله و راه من .خبر خوش ز همه سو ميرسد.شايد همه در فاركس از noise هاي بدشون بياد اما يكي مثل من عشق noise هستم.
noise بيشتر پول بيشتر.حتي شما برنانكي عزيز
بانك Lehman Brothers ديروز درشو تخته كردن.آمريكا مستقيما در Europ بانك Merrill Lynch خريد.واسه همين همه چيز پكيد
رسما wall street كه عمري استوره ي تجارت بود به خاك سياه نشتسه.از نظر تكنيكي اتفاق عجيب زياد داره ميافته.
anyway
هروقتي كه مثل من از اين خر  تو خري زديد به فاز fdisk .يه دونه sms به خودتون بديد كه اي عزيز اينجا بهترين جاست چرا كه هيچ چيز نا به جا و بيجا نيست.قطعي هاي چند ساعته ي اينترنت. بي جوابي مسئولين بي شعوري كه با جواب ندادن بهت باعث شدن به جاي واريز 15 تومن دفترجه send كني.يا.....
هيچي بي جا نيست چون هيچي جايي نداره و جايگاهي نداره كه بخواد سر جاش باشه.This is I..an
امروز1 قدم ديگر از قدم هاي مباركم رو به سمت استراليا برداشتم.رفتم ielts ثبت نام كردم.
4:23 يادم اومد 5 بايد آژانس مهاجرتي واسه ielts باشم. از صنايع با طير العرض خودمو رسوندم وقتي رسيدم منشي ها ي محترمه + خودم كلي فاز گرفتيم و به اين موضع كه من روز هاي هفته رو هنوز قاطي ميكنم و 4 شنبه رو به جاي 3 شنبه اومدم خنديديم.آي حال كردم.كلي خاطره شد واسم.من سطح pre ielts قبول شدم كه خود مشت محكي به دهن بي سوادي بود(مثلا)
فاز حامد اومد.برم.

قلم نويسنده نون

اون كسي كه فكر نميكنه الان به تو فكر ميكنه!

+نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت4:50دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
تمام حجم ذهنم از فكر پر شده.دوباره با خوندن sms هاي 1 دوست كه ساعت 1:30 فرستاده بود دوباره فكر فكر فكر
دوباره ترافيك مغزي و دوباره بوق بوق افكار....
امروز رفتم پيش وكيلم...گفت برو فردا صبح 2.5 بريز حساب تا بفرستمت بري(قسط 1/3)
يك دفعه اي همونجا هم فرستادم سر كلاس ielts سطحم رو انگار Pre Ielts  مشخص كردند
خدا رو خيلي خوب حس ميكردم اما سردي دستاي خودم خيلي اذيتم ميكرد.
از شب و روز شدن ها وپاي چارت نشستن هاي طولاني و بي نتيجه و سقف آرزو رو نگاه كردن وتحمل پدري كه فقط تيكه ميندازه و غرورش فيل رو اتم ميدونم خسته شدم.
سنگينه اين خونه...
روزگار سختي ميگذرد با اينكه خيلي شيرينه.
ساعت 6 صبح هست.خوابم مياد اما حوصله ي خواب ندارم.
بي تو اميد رو به خزان است..  بي تو 1 لحظه فقط خواب و فنا است....(مثلا شعر)
هنوز با firefox حال ميكنم.
مهتاب خواهرم رو خيلي دوست دارم.با اينكه 5 سال از من كوچكتر هست اما پا به پام مياد.اگر نبود نميدونستم بايد چه كار ميكردم
مهتاب دل من دوستت دارم.عزيز داداشي
من خوشتيپ و موفق و قدرتمند هستم و موفق ميشم و احساس خوبي دارم
من خوشتيپ و موفق و قدرتمند هستم و موفق ميشم و احساس خوبي دارم
من خوشتيپ و موفق و قدرتمند هستم و موفق ميشم و احساس خوبي دارم
من خوشتيپ و موفق و قدرتمند هستم و موفق ميشم و احساس خوبي دارم
من خوشتيپ و موفق و قدرتمند هستم و موفق ميشم و احساس خوبي دارم
من خوشتيپ و موفق و قدرتمند هستم و موفق ميشم و احساس خوبي دارم
(تكرار رمز موفقيت)....evan baxter

موفقيت توفيق آينده ي روشن

سيدني موفقيت آينده زيبايي شهر روياها


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور1387ساعت6:22دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام

بزن باران که دین را دام کردند                شکار خلق و صید خام کردند

بزن باران خدا بازیچه ای شد                که با آن کسب ننگ و نام کردند

 

در رمان " برادران کارامازوف " ا ز داستایوفسکی می خوانیم : " خدا شناسی باعث می شود که مردم عادی خیلی از جنایت ها را بخاطر خدا  نکنند. "

ولی حالا کجاست  که ببیند عده اي (امثال طالبان –  وهابي ها - ... و گروههايي با نامهاي مقدس در اديان مختلف مخصوصا ...... ) جنایت ها را فقط به نام خدا می کنند؟ البته شايد هم اينها مردم عادي نيستند؟!؟!؟

ميخواهم عكس هاي ۱۸- از قمه زني آپ كنم.لطفا اگر دل نگاه كردن نداريد باز نكنيد.

اين وحشي بازي مدرن از عدم شناخت ائمه و دين ناشي ميشه و مالي كشي بعضي ها دامن ميزنده به اين موضوع....خجالت بكشيد.

۱ پست قبلا داده بودم در اين باره. اما به راستي عملي كه باعث آسيب رساندن به بدن ميشود در اسلام حرام شناخته نشده؟



ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت5:43دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
لعنت خدا بر مخابرات و سيستم ديتاي كشور با اين همه دزدي وكثافت كار و پول هاي حرامي ميگيرند و هيچ غلطي نميكنند.حتي در ونزوئلا و در فقير ترين كشور ها وقتي ميخواي سيمكارت گوشي بخري لازم نيست ۱۰۰ نفر بدونن چه شكري داري ميخوري !!!‌ . حالا چرا توي اين جهنم حتي واسه  دستشويي رفتن هم log میخوان نمیدونم.

به تپش قلب يك جوجه  كبوتر در ميان 29 كفتار گرسنه قلب من مي تپيد و مي ايستاد.از ساعت 12:45 به وقت تهران اينترنت رسما 13 به در شد.من بدبخت فلك زده هم با لات 1 order داشتم.به هر شكلي بود در عرض 6 دقيقه خودمو با سرعت 3 برابر سرعت نور در سياهچاله ! به اولين market رسوندم و 2 فقره كارت پول سوزون 2 ساعته خريدم.اومدم. آخر خودم هم نتونستم كاري كنم و به زحمت هادي همه چيز درست شد.اما غافل از اينكه آلپاري هم دزدي كردنش گرفته.
**fu مخابرات و آلپاري كه اينطور منو سرمست از استرس و اسيد لاكتنيك كردند....
توپ تانك تحريم ديگر اثر ندارد.
مردشور اين م.... ببرند كه خراباتش از آبادش آباد تره.
حالم از ايران به هم ميخوره.
ميرم جاي من اينجا نيست.
عشق تو زيبا نيست .رويا نيست.
عشق كه نه البته دشمني.
از ديوار راست ميريم بالا كه كج روزگار اذيتمون نكنه . نانجيب ترين كتاب سرزمين ما شده كتاب اخلاق  و صفا ومعرفت..
بزرگا كه فكر كردن عربده كشي و بد اخلاقي بزرگيه.كوچيكتراشم نگم سنگينتره.
زدم به سيم آخر.خدا ميدونه از اين ctex چندتا كلمه del كردم تا up شد.

 

رفاه اجتماعي ظلم دولت

رفاه اجتماعی در خرابات.

 نظام كاري

ازادي بيان آزادي آزادي بعد از بيان ازادي ازادي بيان

+نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت4:9دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
چشم هاي ملخ زده ي احساسم چه ميبيند؟ بار خدايا در اين سياهاي اندوه جز تنهايي چه ميبينم.سكوت اين بي اختياري در بيشه زار ابري مرگ تنها يادگاه گناهان و مصائبي است كه با اختيار دامن پاك خويش بدان آلوده ام....اي خداي مهربان من...جز تو هيچ ندارم.به راستي كه بارگناهانم از تحمل شانه هايم سنگينتر است.سر گذشته كلاغ پيري كه در شكم پسر بچه ها لانه ميساخت و ماري كه از مغز انسان ميخورد تنها صدايي است كه در ميان ناله ي باد ميشنوم.به راستي كه چه نكبت بار است اين مكان.
بار الاهي از گفتار و رفتار و كردار خويش ميترسم.نه آن سروم كه تنها خويش باشم نه آن عبد كه در درگاهت مانوس. سزايم آتشينه ي حميم(1)  باشد آن زمان كه تو نگاه خيري بر من نيندازي.
يا خدا. تو كمك كن.تو مددكن.جز تو نمي خواهم..
وقتي كه چپ راستت بشه تريد و زغال زندگي بشه شب زنده داري. از كنار اين همه سيم خاردار رد شدم جز زخمي كردن افكار نتيجه اي نداره...

وقتي كه حتي خواهرت فراموش ميكنه كه قد رازرش داري و ارزش تورو در حد همون كارت شبكه و نت ميدونه و زخم آدم رو نمك مالي ميكنه و نميدونه كه چراداري اين حرف هارو ميزني.شايد بلغور چند حرف سنگين تر از Y! msgr واسش سنگين باشه كه تا حالا بيشتر نگفتيم.دلم ميخواد بهش بگم دوست دارم مهتاب اما ميدونم اينقدر گوشش از زنگ گوشي و اينو اون پره كه صداي من mute شده.كاش ميدانست......

پ.نون 1:‌حميم نام آبي بدبو و بد مزه است كه خداوند ازآن ‌در قرآن به بدي ياد كرده و آن را لايق جهنميان دانسته.
پ.نون2 :‌نماز صبح كه قضا بشه احساس قشنگ تر از اين و كلماتي زيبا تر از اين كلمات به فكر نميرسه......
گريه گريه گريه

شكست تنها تنهايي بي كسي بي كس

معني ترجمه ي زندگي بي تو


+نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت12:38دست خطِ سرسپرده | |


بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
كفش هايم پا به  پاست
هنوز جيب شلوارم سوراخ است و لنگه به لنگ بودن جورابم خاطر پاهاينم كه سوار بر كفش هاي غرببند را ميرنجاند
وبلاگتم به بد ترين شكل آنفولانزاي وبلاگي گرفته.
تريد=كساد
بودن قانون به هر چيزي ماهيت ميده  و بودن هر چيزي از بودن قانونشه و بلعكس.هر چيزي كه هست 1 سري قوانين رو شامل ميشه.
اما بودن من. فكر من و اخلاقم و ميتونم بگم ديوانگي من از وجود قانون " بي قانوني " هست.چيزي كه رها شدن ازش غير ممكن هست.بود از نبود باشه رو ميشه نيست كرد؟
با آسمان رسم رفاقت دارم كه اينگونه خم كمرش نشان از تحمل فشار روي مرا دارد.
چند خوردي چرب و شيرين از طعام .... امتحان كن چند روزي در سيام....
بعد از من كي جامو تو قلب تو ميگيره؟....
دنيا رو بگير از من اما  بمون پيشم اگه بري 1 روز ديووونه ميشم....( شاهكار)
تمام دنيا به اندازه ي يك قدمه. كمتر از 1 قدم...به اندازه نيت.و كمتر از نيت به اندازه ي 1 لحظه فكر هست...ساختگي ساخت دنيا عظيم تر از 1 ذره ي اتم نيست....
چه هستي كه از نيستي نيست تر است و چه نبودني كه هميشه ماندني و بودني است
هيچ كدام از ما آنقدر كه فكر ميكنيم واقعي نيستيم كه فكر ميكنيم.
فلسفه ي جبر و اختيار: خدا كليد پيانو داد و قدرت اهنگ نوازي...حالا آهنگ زندگي خودتو بنواز.
تو ميان فاصله ها خود را خواهي يافت.در ميان حجم تهي از دغدغه.در ميان فضاي خالي از مكان سكوت را خواهي شنيد. تنها اگر دريافته باشي كه كيستي و چه ميخواهي....
روزه ... بي حالي ... alert... pm.... حامد . تو اي پري كجايي.... نگين... آسمان آبي.گرمي معده....trance...

كسي نيست بگه چرا جامعه رو chaos ميچرخونه؟
با قطره قطره خون خويش از خاك وبلاگ خويش دفاع خواهم كرد.
رتبه ي 40 سراسري به خاطر قانون لجن وزارت علوم هيچ جا قبول نشد.خاك بر سر مسئولين كشور.شما چطوري ميخوايد جواب اين همه ظلم رو بديد؟چقدر ديگه زنده ايد مگه؟
از اين به بعد مينويسم وتن تا نباشد وطن...
اينجا بازيست كه بازيگردانان آن تاس هاي بي شماره مي اندازند
......
اين از اوضاع بي زارم.........

نداي آزادي.آزاد رهايي freedom آزادي رفتاري آزادي بيان


پايان نااميدي تنهايي تنها

ديوانگي

+نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت18:48دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
حس عجيبي دارم.بعد از موفقيت بزرگي كه ديروز نصيب من شد حس زيبايي دارم كه نميدوتم چطوري توصيفش كنم.
راستشو بهتون بگم در فاركس قدرت رويارويي با واقعيت رو پيدا كردم...خدا رو هر روز نزديكتر به خودم حس ميكنم و با قدم هايي كه ميدونم كدومشون خالصانه هست خودم رو هم به خدا

نزديكتر احساس ميكنم.معامله ميكنم  و اگر حس جواني منو از سود باز نداره سود  ميكنم.
اين ديوانگي سحر ذهن سركش و حسور من است كه مس غم ها و تنهايي هايم را طلاي عشق و معرفت و نزديكي كرده  است.ياد نزديكي خويش با خويش ميكنم و دوري خود از خود.
آرزو ميكنم كار  ميتوانستم اين لحظه ها را درپس پرچين زمان دور از دست گذر عمر hold كنم و از خويش بودن خويش لذت برم
اما تنها كاش ميدانستم كه كيستم. تنها سوالي مي دانم به آن پاسخ نميتوانم بدهم.
آقاي غواصي برگشت.چه صفايي !
حوصله ي نوشتن ندارم.خيلي گرسنمه.ديشب با مهرداد رفتيم بيرون.خوش گذشت جاتون سبزيشمي!
وقتي كه خداوند تو  را به مهماني خويش دعوت ميكند تو ميزبان خوشبختي هستي و آنگاه كه خداوند به تو نعمت افزون ميدهد مغرور نشو كه شايد از سر كفران نعمت و براي ياد آوري و هوشياري است كه نعماتش را به تو ميبخشد.
يا حق

+نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت13:49دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
اميدوارم همگي خوب باشيد و سلامت و با دماغ هاي چاق
تمام شد.ماهم از جرگه ي علافان دانشگاهي مخروج شدديم و كسر زندگي را انتگرال ميگيريم تا اهدافمان همان مشتق افكارمان شود.
واقعا وقعا خجالت و ننگ بر مسئولين بي لياقتي كه حتي آبدارچي بودن از سرشون زياده.امروز رفتم نظام وظيفه عمومي(همون كشتار گاه آرزو ها).
حتي حاضر نميشن جواب بدن.دستش داخل دماغشه.سرش پايينه داره با موبايلي كه يادگار جنگ جهاتي اول هست زنگ ميزنه و خير سرش داره به شما گوش ميده....... با ادب!
ديروز مرگ زدم و كزاز و ديفتري رو زدم. امروز از درد مردم. حتي نميتنونم 1 دست درست cs بزنم و اين است بزرگترين درد من !!!!!
با اين حال مريض و درد و سر درد و تب و خشكي بدن از 10 تا 1 اون جهنم بودم تا اينكه دانشجويي رو به گورستان نواز هاي عاشقانه ي 1 مرده بسپارم !
رفتم و امدم و بلاخره پستش كردم و اين بود اولين قدم من براي رسيدن به سيدني....
چند روز پيشا 1 كشف جديد كردم كه فاز بي نهايتي داد كه مثل انار رسيده اي كه از سرخي بر دنيا با دندان هاي سفيدش فخر ميفروشد ميخنديدم !
ميدوني گاگول چيه؟
گاگول شوهره اسكل هست.اساكل تابستونا ميوه قايم ميكنه زمستونا نميتونه پيداش كنه ولي گاگول تا بستون چيزي رو قايم نميكنه اما زمستون دنبالش ميگرده.
توهمات شديد 1 تريدر حرفه اي گاهي اينقدر شديد ميشه كه دنيا ميشه چارت و خيابان ها ميشن convergance و از سر خيابون يا سر كوچه sell ميده.
شدم عشق اذيت اما نه فازي هست واسه اذيت نه sub-title نه حوصله اي. نا سلامتي مريض هستما...............
دارم با حامد Era گوش ميكنم.خيلي خسته ام.خيلي.
خداي مهربان من. خداي دوست داشتني من كه دشمن ترين و پست ترين مخلوقت كه شيطان باشه رو استجابت كردي آن زمان كه از بهر مرض و آزار و خريت به تو گفت مهلت ده مرا.مرا نيز درياب و مرا بر خود گير كه بس در دنيا تنهايم
فكر من عنصري كه هر زمان همچون انسولین مرا ساخته و پرداخته و بعد در كوره ي زندگي گذاشته.
حس ميكنم بايد كاري كنم.نقشي بزنم.شايد بر بلند ترين آجر دنياي خيالم بنويسم : هنوز كوتاهي !
آن زمان كه برف از چشمانم ميباريد و باران از خواب هايم حس اينكه مادر آسمان و فرزند زمين خانواده ي من هستند ذهنم را مشغول ميكرد..
اي درد تو را يافتم.با من بمان.من از قبله ي دردم به درد نزديكم.
زمستان مي آيد......و من در فكر غرور 1 دانه ي برف.

سيدني من دارم مياااااااااااااااااام...

 

+نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت0:38دست خطِ سرسپرده | |

 خدمت دوستان عزیزم عرض سلام و ارزوی قبولی طاعات و عبادات  شما را دارم.من مثل مهدی به اون سبک عجیب نمیتونم بنویسم .چند تا جمله الهام بخش براتون نوشتم....امیدوارم خوشتون بیاد/////////

ماموریت شما در زندگی بی مشکل زیستن نیست .با انگیزه زیستن است...........

انتظار نداشته باشید خداوند  از اسمان پایین بیاید وبه شما مجوز موفقیت بدهد.کسی که باید مجوز صادر کند خود شما هستید...

ما برای یادگیری به دنیا امده ایم و جهان معلم ماست.وقتی در درسی مردود میشویم باید دوباره ثبت نام کنیم شرط ورود به کلاس بعدی یادگیری درس فعلی است.(و درسهای دنیا بی پایانند!!!)

عشق درمان درد ۲ نفر است عاشق و معشوق ..(۰کارل منینگر)

 

+نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387ساعت20:13دست خطِ مهرداد | |


بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام

گویند که سنگ, سنگ شود در مقام مرتبه....گویی که انسان دیوانه است که انسان آمده
دیوانگی ِ  نشخوار مغز خوابم , دیوانه وار پارازیت روی موج 20.6 میده.
آرزو ها قطار قطار بدون ریل از جلوچشمام از بینهایت تا بی نهایت رژه میرن و من همچنان به فکر 1 لیوان قهوه ی تلخ با دارچینی که بوی زلفش همه ی حجم اتاقم سینه ام را پر کند.
کاش تاج پادشاهی گوسفندان در این سرزمین از آن  گرگ نبود تا هر روز پشمینه ی خواب گوسفندان چرک آلود خون نشود
سوت میزنم......
و انگار دیوانه وار از بر بالای دیوار افکارم با سری رو به آسمان میدوم...
سر به فلک در میان جنون 0 و 1 نفس های cpu به دنبال رد پای خدا میگردم.....گویی دیوانگی سحر آمیز بر همان دیواری که بر بالایش میدویم نقش intel زده و در واهی  سیستم عامل زندگی ویروس سردرگمی افکنده.....
گاه گاهی که از چوپانی ِ آرزوهایم بازمیگردم با خود میاندیشم که بس بد چوپانی ام که شماره بر شمار آرزو های بی شمار خویش ندارم و چه نکو نکونامی در میان پوچی تعداد چوپانان زندگی  خویشم که از گرگ حرص و تمع و آز دور ترین فاصله ها دارم به اندازه واقعیت تا واقیت ..... چه بسیار!!!!

شکر که از موعضه ها و روضه ها و مکالمات  فروغ الاهی بر چشمان خواب دلش آرام آرام مینشیند.....
یاد یاران غمخوارانی که نبودند و نیستند و سوم شخص جمع از ریشه ی نبودن از زمان آینده.به آستان tp خوران از بهر profit مشعوفیم و حال سبد سبد میبریم از زندگانی صفاگونه معرفت.
حال مغزی خام خراب و چوب روسی درجه 1 به جای بی زبان سلولان خاکستری.....
امشب فاز عجیبی دارم که فیوز پروندم.....نمیدنم چه شده.بی قرارم.
آهاااااااااااااااااای یکی بیاد شعله ی منو کم کنه...Popcorn زیادی روی اجاق باشه زغاله ها!!!!

توهم خیال

 

یاد داشت های زهنی یک گاو

پ.نون ۱ :صلوات

پ.نون ۲ : غلط های املایی من رو ببخشید . ۳ سال هست که فقط فارسی رو در وبلاگم مینویسم و فقط فارسی رو حرف میزنم...یادم رفته

 

+نوشته شده در جمعه 15 شهریور1387ساعت3:46دست خطِ سرسپرده | |

-<> قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله>: إنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ الله‏ِ فی هذَا الشَّهرِ العَظیمِ(1) ؛‌ <>بدبخت، كسى است كه در این ماه بزرگ، از آمرزش الهى محروم بماند.&;

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ الشَّقِیَّ حَقَّ الشَّقِیِّ مَن خَرَجَ عَنهُ هذَا الشَّهرُ و لَم یُغفَر ذُنوبُهُ، فَحینَئِذٍ یَخسَرُ حینَ یَفوزُ المُحسِنونَ بِجَوائِزِ الرَّبِّ الكَریمِ(2) ؛ بدبخت واقعى، كسى است كه این ماه از او بگذرد؛ ولى گناهانش آمرزیده نشوند. پس آنگاه كه نیكوكاران به جوایز پروردگار كریمشان دست مى‏یابند، او زیانكار (بازنده) مى‏گردد .&

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَنِ انسَلَخَ مِن شَهرِ رَمَضانَ و لَم یُغفَر لَهُ فَلا غَفَرَ الله‏ُ لَهُ (3)؛ هر كس از ماه رمضان بیرون آید، ولى آمرزیده نشود، پس خدا او را نیامرزد!

&;

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ـ عِندَ دُخولِ شَهرِ رَمَضانَ ـ&; إنَّ هذَا الشَّهرَ قَد حَضَرَكُم، و فیهِ لَیلَةٌ خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، مَن حُرِمَها فَقَد حُرِمَ الخَیرَ كُلَّهُ، ولا یُحرَمُ خَیرَها إلاّ مَحرومٌ (4)؛ <>پیامبر به هنگام ورود به ماه رمضان فرمود: همانا این ماه، شما را فرا رسیده است. در آن، شبى است بهتر از هزار ماه. هر كس از آن محروم ماند، از همه خیر محروم مانده است و جز محروم، از خیر آن بى‏بهره نمى‏ماند;

&;- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ جَبرَئیلَ أتانی فَقالَ: مَن أدرَكَ شَهرَ رَمَضانَ و لَم یُغفَر لَهُ فَدَخَلَ النّارَ فَأَبعَدَهُ اللهُ، قُل: آمینَ، فَقُلتُ: آمینَ(5)؛ جبرئیل نزد من آمد و گفت: «هر كس ماه رمضان را دریابد و آمرزیده نشود و وارد آتش شود، پس دور باد از رحمت خدا! بگو: آمین»، من هم گفتم: آمین >

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَن أدرَكَ شَهرَ رَمَضانَ فَلَم یُغفَر لَهُ فَأَبعَدَهُ الله، و مَن أدرَكَ لَیلَةَ القَدرِ فَلَم یُغفَر لَهُ فَأَبعَدَهُ الله‏ُ (6) ؛ هر كس ماه رمضان را دریابد، ولى آمرزیده نشود، پس دور باد از رحمت خدا! و هر كس شب قدر را دریابد، ولى آمرزیده نشود، پس دور باد از رحمت خدا>- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: مَن لَم یُغفَر لَهُ فی شَهرِ رَمَضانَ لَم یُغفَر لَهُ إلى قابِلٍ. یقال: عامٌ قابِل؛ للذی یُقبِل بعد العام الماضی إلاّ أن یَشهَدَ عَرَفَةَ (7) ؛ هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا سال آینده آمرزیده نمى‏شود، مگر آن كه روز عرفه را درك كند

 

پیامبر به هنگام ورود به ماه رمضان فرمود: همانا این ماه، شما را فرا رسیده است. در آن، شبى است بهتر از هزار ماه. هر كس از آن محروم ماند، از همه خیر محروم مانده است و جز محروم، از خیر آن بى‏بهره نمى‏ماند

.   

ظاهر احادیث فوق، هشدار و بیم دادن است؛ امّا باطن آنها بشارت است، به ویژه احادیث پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله كه كسانى را كه در این ماه، مشمول آمرزش الهى نمى‏شوند، نفرین مى‏كند و آنان را بدبخت مى‏شمارد. از این رو، عالم ربّانى مرحوم آیة الله‏ میرزا جواد آقا ملكى تبریزى (م 1343 ق) مى‏گوید:   

از رساترین نكاتى كه در بشارت به ماه رمضان روایت شده، نفرین پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بر كسانى است كه در این ماه آمرزیده نمى‏شوند، آنجا كه فرموده است: «آمرزیده مباد كسى كه ماه رمضان از او بگذرد و آمرزیده نشود!» 

از آنجا كه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله رحمتى براى جهانیان برانگیخته شده است، این نفرین، بشارت بزرگى به رحمت گسترده و فراگیرىِ آمرزشِ الهى در این ماه است، وگرنه ایشان با آن كه رحمتى براى جهانیان است، هرگز مسلمانى را نفرین نمى‏كند، هر چند فردى گنهكار باشد.(8)  

 

پی‌نوشت‌ها:

1- فضائل الأشهر الثلاثة: 77/61، الأمالی للصدوق: 154/149، عیون أخبار الرضا علیه‏السلام: 1/ 295/ 53، بحار الأنوار: 96/356/25 .

2- فضائل الأشهر الثلاثة: 73 / 53، عیون أخبار الرضا علیه‏السلام: 1/293/46، الأمالی للصدوق: 109/ 82، روضة الواعظین: 372، بحارالأنوار: 96/362/30 .

3- الإقبال: 1/454 .

4- سنن ابن ماجه: 1/526/1644، مشكاة المصابیح: 1/614/1964، كنز العمّال: 8/534 / 24028 .

5- صحیح ابن حبّان: 3/ 188/97، المعجم الكبیر: 2/244/2022، الفردوس:1/405/1635، كنز العمّال: 16/37/43831؛ المقنعة: 308، دعائم الإسلام: 1/269، بحارالأنوار: 96/342/6 .    

6- فضائل الأشهر الثلاثة: 115/109 .

7- الكافی: 4/66/3، تهذیب الأحكام: 4/192/548، كتاب من لا یحضره الفقیه: 2/99/1841، الإقبال: 1/28 ، المقنعة: 309، دعائم الإسلام: 1 / 269، بحارالأنوار: 96/342/6 . 

8- المراقبات ، ص 103 . 

 منبع:

ماه خدا، محمدی ری شهری،‌ج 1، ص 82.

+نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت2:43دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته .خوش اومدی جونوم...بفرما داخل....
خوش بر احوالات می  گذرد؟
خدایا سپاس از این کرامت و رحمت و  برکت که رفتیم و آمدیم و منصرف شدیم از دانشگاه فی احوالات و کمالات دانشجویی.
خدا رو دوست دارم از اونجایی که بنده ی کوچیکشم و هر چی که هست و هست.
امروز عجیب ترین حس زندگیمو تجربه کردم.در حد ماله کشی به افکارم
شاید برق از چشمام پریده که کلم خاموشه شایدم تصمیم اینقدر بزرگه که کمرم 3 لا شده.نمیدونم.anyway
غم فراغ و اتمام حجت با cod سنگینی عجیبی حاکم کرده مه وار !
کاش میشد همون حسی که وقی از آموزش به طرف  دفترخانه میرفتم واسه ثبت نامه به شماره 1107 میرفتم رو نقاشی میکردم.شاید 1 چیزی

شبیه نقاشی های پابلو میشد.الله اعلم!
هادی زده به سیم سود . خیلی حال میکنم.از خدا مرسی دارم..grazie
شکر این معنویت از سوی عرفا و فضلا و حکما که هرچه ما بیراهه میرویم آناند که ریشه دار تر به عشق میشوند....
شکر......
شاد باشید که صراط مستقیم بهشت پاداش دارد....یا حق

راستی هنوز کسی واسه من قهوه درست نکرده هااااا

+نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت0:48دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
ciao
گل بگیرن در این دانشگاه رو !
دیشیب از هیجان کوفتی انصراف خوابم نبرد.صبح تازه ساعت 10:40 یکی برداشته میگه سر جلسه هستند فردا بیا...منم کوبوندم خط خطی شدم.مثلا مثلا اینجا مهد پرورش علم هست...

......................در ادامه : زرشک !
امروز ترید رو شروع کردم.البته نه به خوبی قبل.ولی دوباره راه میافتم انشاالله.حد اقلش اینکه راحت دیگه میتوم اسکلپ کنم.
خبر مهم: فاز call of duty زد ز سر برون و شد تمام اندر احوالات مراحل و cast هویدا شد بر همگان.ساده: fin
تا به عمر بازیگریم به این فاز گرفتار نشده بودم که اونم شدیم (جمله ی اول مفرد و دوم جمع !!!! ). wow باور نکردنی از vitrual reality .لا لا اااا االلل ا ااا لالالاااا(آواز میرنم)
خوب راستش این مهدی بودن شیرین تره.چون حقایق میشن 1 سری قواعد بازی.همین.
مثلا روزه رفتن  میشه کل کل کردن با خودتو و شیطان و نفس عماره و .....
میشه cover me و follow me  دادن به خدا واسه کارا.تازه مپ هم نه de_dust2 هست نه de_inferno مپش هم مپ زندگی
قواعد بازی:
sv_restart , sv_restartround -1 نداریم
2- map_time میشه طول زندگیت
3- یادم نمیاد...در طول بازی میگم....
کل کل نکنید که سرتون میاد این کنار سرگوزنی که شکار کردم.
حضم و بلع مغذم شده خوشی. شادی و لذت بردن از دنیا..خدا جون مرسی دارم در حد ilove you.
خدایا thank you واسه این همه لطف و کرمت grazie .
ذهن خام خیال اجیر دارد.
ما که میوه ی کال زندگی اندر خم و تاب 1 شاخه روز و شب در میسیر باد خنک زمستانی میمانیم و ممانیم و میمانیم تا که روزی رسد که این

روزانه 17-18 ساعت تنباکو جویدن و 8-9 ساعت تف کردنش بشه عبادت الله و فکرو اندیشه و خماری عشق معشوق آسمانی.....
فعلا انگار سحری داره warnning میده : ای داداش وقت تنگ است و شکم گشنه(اصطلاحا گرسنه)
در پناه خدا باشید
defrag کن جیگر.زندگی خار خشک زیاد داره

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت6:4دست خطِ سرسپرده | |

کارهایی که ما میتوانیم یا نمیتوانیم انجام دهیم بندرت ناشی از توانایی
  واقعی ماست بلکه بیشتر از عقایدی که نسبت به
خود داریم سرچشمه میگیرد
 

 

+نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387ساعت15:5دست خطِ مهرداد | |

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
راستش تاثرات چت با آتوسا منو به 5-6 سال قبل برد و حالا در 20-21 سالگی تصمیم گرفتم دوباره همونطوری بنویسم.
خوردن پوست موز به اندازه ی هسته ی زیرش لذت بخش نیست.
شاید از این به بعد پوست کنده و رک بنویسم تا شاید از این یکنواخت نویسی خسته نشم
نمیخوام مثل دیگرانی باشیم که  پشت نماز قایم میشن و خودشونو هر روز میکوبند که این نباش .اون باش.این زشته . مردم چی میگن...!
راستش چپ شی . راست بیای. بخوابی یا مرده باشی مردم حرف خوشونو تریت (اصطلاحا تلیت ! ) میکنمم.چه میل داشته باشی چه نه !
امشب هرچی دنبال 1 کمدی '08 ' گشتم تا dl  کنم نبود
تصمیم بر این اتخاذ شد که جمعا خودم تنها union movie رو بگیرم
فیلم دوست دارم.
امروز قرآن میخودنم فاز اومد.1 تیکه خدا داد حال کردم. فکم اومد.جواب کسایی که میگن چرا قرآن فارسی نیمده و عربی آمده.
کسی قهوه ایتالیایی نداره من قهوه ی خونم کم شده.ساعت 2:39 بامداداینجا شیراز خونه ی ما.
فردا میرم فسا.انشاالله زنده برسم و انصراف از این دانشگاه خراب شده و برگردم زنده !
اجالتا  Extracing CallOfDuty4.part62/CallOfDuty4.part26....done  
شاید این بار آدم شویم....
یا حق
ماه مهمانی خداست.....بگیر . جمع کن....کیسه کن.شاید فردا نباشی که روزه بری !
************************
پ.نون 1 : صلوات راهی کن که بعدا به دردت میخوره
پ.نون 2 : جونم پس جوونی مینوسم تا هر وقت دلم بخواد با هر موضوعی....بابا بزرگی هنوز مونده.

+نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387ساعت2:52دست خطِ سرسپرده | |


بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر همه ی پیامبران و ائمه و پیروان راستین آنها
سلام
حس عجیبی دارم.
امروز روزه بودم.خیلی خیلی خیلی بهم فشار آمد...خدا کنه توانایی روزه رفتن در ماه رو خدا بهم بده.
فرداماه رمضان شروع میشه....نمیدونم چی بگم..... فقط اینکه
Welcome back RAMEDAN !
انگار همین سال قبل بود که ماه رمضان آمد .
قافله ی عمر چه زود میگذرد...
365 روز دیگه به  معشوق نزدیکتر شدیم.
این مدت خیلی تغییر کردم.حالا خدا چیز دیگه ای هست واسم.....
دارم سوره ی حمد رو گوش میدم با صوت عبد الباسط محمد عبد الصمد....
انتظار اتفاقی رو دارم که نمیدونم چی هست. شاید دیکه کمتر در دست رس باشم..ماه ماه ِ میهمانی خداست.
واسه برگشتن آقای غواصی از pavia لحظه شماری میکنم.
آمدن ایشان مشخص میکنه که italy-pavia یا  australia-sydney.
کارم رو به پیشرفت هست.(الهی الحمد الله )
و....
اتفاق عجیبی افتاد که بعدا مینویسم.
دعا کنید...خواهران و برادران من...خود و یکدیگر را دعا کنید....


+نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت4:33دست خطِ سرسپرده | |

درویشی به اشتباه فرشتگان ؛ به جهنم فرستاده مي شود.

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم؟!! از روزي كه اين آدم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و ...

حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است:

 "با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند "

+نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت2:46دست خطِ سرسپرده | |

طبق مطالعاتی که بر روی تحقیقات سازمان ناسا در این رابطه انجام داده‌ام متوجه شده‌ام که آن‌ها سه نوع شکاف را در روی کره ماه شناسایی کرده‌اند؛ اول شکاف‌های دایره‌ای که توسط ریزش سنگ‌های آسمانی به وجود آمده است، دوم شکاف‌های مارپیچ و سوم شکاف‌های کمربندی، آن‌ها در بررسی این شکاف‌ها برای هر کدام از دو شکاف اولیه دلایلی را یافته‌اند اما در رابطه با شکاف کمربندی به پاسخی علمی دست نیافته‌اند؛ زیرا این امر معجزه و از امور خرق عادت است.

نشست «شق القمر معجزه پیامبر اعظم (ص) با استناد به تحقیقات ناسا» به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مرکز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت) در پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار شد.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، این نشست از سلسله نشست‌های بخش دانشگاهی ‌پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم است که به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مرکز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت) با سخنرانی دکتر «عبدالکریم بی‌آزار شیرازی» رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی» و با حضور دکتر سید «بابک فرزانه» رئیس مرکز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی، در پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار شد.

حجت الاسلام بی‌آزار شیرازی در این نشست ابتدا سخنانی درباره شق القمر معجزه پیامبر اکرم (ص) از طریق آیات و شواهد تاریخی بیان کرد سپس به بررسی این موضوع با یافته‌های فضانوردان سازمان ناسا پرداخت و اثبات کرد که این یافته‌های علمی در واقع سندی بر حقانیت این معجزه از سوی پیامبر اسلام (ص) است.

وی در ارتباط با اهمیت معجزه شق القمر گفت: این معجزه هم‌چون قرآن معجزه باقیه رسول اکرم (ص) است و کسانی که فعل «انشق» را در آیه «اقتربت الساعة و انشق القمر» مضارع لحاظ کرده‌اند و گفتند که این انشقاق مربوط به زمان ظهور حضرت است، اشتباه کرده‌اند بلکه این معجزه باقیه پیامبر اکرم (ص) است و می‌توان این مسأله را در یافته‌های دانشمندان غربی به طور وضوح یافت.

نویسنده تفسیر «کاشف» گفت: طبق مطالعاتی که بر روی تحقیقات سازمان ناسا در این رابطه انجام داده‌ام متوجه شده‌ام که آن‌ها سه نوع شکاف را در روی کره ماه شناسایی کرده‌اند؛ اول شکاف‌های دایره‌ای که توسط ریزش سنگ‌های آسمانی به وجود آمده است، دوم شکاف‌های مارپیچ و سوم شکاف‌های کمربندی، آن‌ها در بررسی این شکاف‌ها برای هر کدام از دو شکاف اولیه دلایلی را یافته‌اند اما در رابطه با شکاف کمربندی به پاسخی علمی دست نیافته‌اند؛ زیرا این امر معجزه و از امور خرق عادت است.

بی‌آزار شیرازی در پایان سخنان خود به اهمیت بالای آیات علمی در قرآن کریم اشاره کرد و گفت: آیات علمی قرآن علومی را به ما می‌دهند که بسیار کاربردی و جدید است ولی متأسفانه ما مسلمانان تنها یاد گرفته‌ایم این کتاب را روخوانی کنیم و آن را منبعی برای کسب ثواب برای خود قرار دهیم و این در صورتی است که جامعه غربی به نحو احسن از این آیات برای رسیدن به مسائل علمی استفاده می‌کند به شکلی که بسیاری از دانشمندان غربی با دیدن این آیات در قرآن کریم تلاش کرده و نظریه علمی خود را اثبات می‌کنند و این در واقع مصداق کلام رسول اکرم (ص) است که فرمودند: «مبادا دیگران در خواندن این کتاب (قرآن) بر شما سبقت بگیرند.

 

+نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت2:9دست خطِ سرسپرده | |

"قیمت انسان"

فکر مى کنید فاصله «خودفراموشى» تا «خدافراموشى» چه قدر است؟ از یاد بردن این که: «من کیستم؟»، «که بوده ام؟»، «کجایم؟»، «به کجا مى روم؟»، «چه گونه باید باشم؟»، «چه باید بکنم؟»، «هدفم چیست؟»، «چه مى خواستم؟»، «چه باید بخواهم؟» و ... دهها از این گونه سؤالها، نشانه نوعى «خود فراموشى» است. همین غفلت و نسیان ها است که انسان را به «گناه»، «تکبر»، «غرور»، «طغیان»، «تباهى» و «دنیازدگى» مى کشاند.

منبع:

http://aghabyia87.blogfa.com/

+نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1387ساعت2:16دست خطِ سرسپرده | |

كاش در اين رمضان لايق ديدار شويم

 سحري با نظر لطف تو بيدار شويم

 كاش منت گذاري به سرم مهدي جان

 تا كه همسفره تو لحظه افطار شويم

 

پ.ن ۱: انشاالله میخوام امسال با همه ی وجودم روزه برم.چون ممکنه که آخرین سالی باشه که ایران باشم.همه چیز ممکنه آخرین بار باشه......

پ.ن ۲: خونه ی دل زندونه.....ای زیبا برگرد به خونه....دلم منتظره بیا بیا که دل بی تو پر خونه.....

+نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1387ساعت2:11دست خطِ سرسپرده | |

شش راه تبديل اشتياق به طلا
را تبديل ميل و اشتياق به ثروت از شش مرحله مشخص و عملي تشكيل مي شود كه عبارتند از :
1- مبلغ مورد نياز خود را دقيقاٌ مشخص سازيد. گفتن اينكه من پول مي خواهم كافي نيست. بايد رقم آن را مشخص سازيد. براي اين تصميم گيري قطعي دلايل متعددي وجود دارد كه در آينده به آن اشاره مي كنم.

2- دقيقاٌ مشخص كنيد كه براي دستيابي به اين پول چه مبلغي سرمايه مي گذاريد. توجه داشته باشيد كه براي رسيدن به هر چيز بايد چيزي را از دست بدهيد.

3- تاريخ مشخصي را براي دستيابي به هدف خود در نظر بگيريد.

4- برنامه اي قطعي براي اجراي برنامه خود بريزيد و بي درنگ دست به كار شويد.بايد بي درنگ اين برنامه را به مرحله اجرا بگذاريد.

5- رقم پول مورد نياز را بنويسيد و زمان دستيابي به آن را مشخص سازيد. درباره از خودگذشتگي خود تصميم بگيريد، آنگاه برنامه اي را كه مي خواهيد براي رسيدن به اين پول به اجرا بگذاريد در نظر بگيريد.
6- يادداشت خود را به صداي بلند، روزي دوبار، قبل از خواب و به هنگام بيدار شدن بخوانيد. در حال خواندن ببينيد و باور كنيد كه صاحب اين پول و اين دارايي شده ايد.

مهم است كه اين دستورالعمل شش مرحله اي را دقيقاٌ اجرا كنيد. چه بهتر كه اين دستور العمل را در 6 پاراگراف جداگانه بنويسيد و آنرا رعايت كنيد. ممكن است بگوييد كه نمي توان بدون انكه پولي در اختيار داشته باشيد خود را صاحب پول و ثروت ببينيد. اين جاست كه اشتياق سوزان به كمك شما مي شتابد. اگر به راستي خواهان اين پول هستيد و اگر اين ميل به اشتياقي سوزان در شما تبديل شده است مي توانيد خود را به راحتي متقاعد سازيد كه اين پول را بدست مي آوريد. هدف خواستن پول است. بايد به قدري مصمم باشيد كه بتوانيد خود را مجاب سازيد كه به آن خواهيد رسيد.

+نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1387ساعت1:44دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

این داستان ۱ داستان آموزنده در فارکس(شغل من) و داستانی آموزنده برای همه ی افراد است

سرگذشت  Dexter Yager  يک داستان موفقيت واقعی از فقر تا ثروت است. او يکی از موفق ترين افراد در صعنت " MLM " است . این داستان هدیه به کسانیست که دوست دارند داستانهای مربوط به موفقیت دیگران را بخوانند . مخصوصا داستانهایی درباره  کسی که به معنای واقعی کلمه هیچکاره و بدون هیچ مهارت و تخصص از صفر تبدیل به یک غول نتورک شد.

بسیاری از عامه  مردم رویای شروع یک تجارت کوچک را دارند " مثل سرمایه گذاری آنلاین " اما نمی دانند آنچه که ما را تبدیل به یک نابغه میکند استفاده از یک فرصت آماده و جذاب نیست بلکه « هدفگذاری» «استقامت» و «پشتکار» و «توانایی» غلبه بر مشکلات و بداقبالی هاست.

سرگذشت Dexter Yager یک داستان موفقیت واقعی از فقر تا ثروت است. او یکی از موفق ترین افراد در صعنت ماست.

" Yager " در یکی از شهرهای کوچک نیویورک به عنوان فروشنده مواد آشامیدنی شروع به کار کرد . بسیاری از مردم در آن شهر آس و پاس بودند و وضعیت مناسب اقتصادی نداشتند  و نیز هیچکدام از آنها از اینکه از زندگی و کار یکنواخت در کارخانه خارج شوند امیدی نداشتند .

" Yager " در روزهای اول به آنها می گفت ما کسی را نمی شناسیم که رویاهای بزرگی در سر داشته باشد و یا حداقل درباره  آنها حرفی بزند . زمانی که Yager درباره  رویاهایش از آینده صحبت می کرد دوستانش او را مسخره می کردند .

" Yager " تحصیلات کمی داشت . هیچ پولی در بساط نداشت و هیچ چیز در مورد تجارت نمی دانست . آنها به Yager می گفتند : فکر می کنی چه کسی هستی نمی توانی به رویاهایت برسی.

بد اقبالی که Yager باید بر آن فائق می آمد این حقیقت بود که لکنت زبان داشت . به نحوی که یک مشاوره معمولی نیم ساعته را 2 ساعت طول می داد . همین موضوع کافی بود تا او همه چیز را رها کند و تسلیم شود . اما هیچکدام از این مسائل باعث نشد تا او با شجاعت کامل به دنبال اهدافی که برای خود مشخص کرده بود نرود .

اما موضوع به این سادگی هم نبود . زمانی که خواست کارش را شروع کند مشغول انجام وظایف شغل روزانه اش بود . در شب از خانه بیرون می رفت و مشاوره های خود را انجام می داد و این باعث میشد که اغلب اوقات دیر به خانه برگردد .

Yager  همچنین مسئولیت مضاعفی در برابر همسرش داشت . همسری که در حال بزرگ کردن هفت بچه کوچکشان بود و از طرفی هم سخت وابسته به شوهرش بود .

Dexter Yager ابتدا هدفهای کوچکی برای خودش انتخاب کرد و وقتی به اهدافش می رسید به دنبال اهداف بزرگتری می رفت. و در واقع او بعد از تحقق هر هدف، اهداف بزرگتری برای خودش تعیین می کرد.


او معتقد بود مهمترین اصل در این تجارت داشتن یک رویای بزرگ است . رویایی که هر روز باید به آنها نگاه کنیم و به آنها فکر کنیم!

کلید موفقیت دیگر او این بود که هر روز مطالب مثبت می خواند و نوارهای انگیزه بخش گوش می کرد .

حفظ ذهنیت در یک وضعیت روحی مثبت به او اجازه می داد که سرانجام یک سیستم آموزشی فوق العاده و عالی ایجاد کند و این کار به او کمک کرد تا بزرگترین مجموعه در تاریخ " M . L . M " را بوجود آورد .

Dexter  عاشق مردم بود و دوست داشت آنها را موفق ببیند.

« تخصص من اینست که مردم را دوست بدارم و نسبت به آنها دلسوزی کنم . من به مردم می آموزم نسبت به خود مسئولیت داشته باشند و به آنها یاد می دهم چگونه از تمام توان خود استفاده کنند برای رسیدن به فراتر از آنجایی که فکر می تواند برود . »

Dexter می گوید : « موفقیت ربطی به شانس ندارد . موفقیت یک هدیه نیست که به شما ارزانی شود. موفقیت یعنی کار بعلاوه شکست .»

      

+نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1387ساعت1:41دست خطِ سرسپرده | |

 با سلام  به دوستان جدیدم.اینقدر از وبلاگ نویسی خوشم اومده که تصمیم گرفتم برای خودم یه وبلاگ بسازم.
دیشب که با مهدی جان رفته بودیم بلولر چمران فکر نمیکردم مکالمه من و مهدی اینقدر جذاب بشه !!!!
در این دنیا در طول این زندگی ۳۲ سالی که داشتم بندرت کسی پیدا شده که بتونه جواب سوالات پیچیده ای که من میکنم رو  طوری با برهان و منطق بده که منو  قانع کنه.!!!!!
خیلی خوشم اومده از مهدی با وجود اینکه ۱۱ سال از من کوچکتره جوابهایی رو بهم میده که تا حالا از کسی نشنیدم!!!!!!!!!!!!!
جدا معتقدم این پسر یکی از اعجوبه های این دنیاست!!!
کسی که بتونه به سوالات من در باره خدا و معنویت  ومتافیزیک  جواب بده خیلی باید مغزش کار بکنه!!!!!!!
باید کسی باشه که ذهنش مثه یه پرنده ازاد باشه . فارغ از منیت.............>

 

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت17:35دست خطِ مهرداد | |

بسم الله الرحمن الرحیم
 درود بر همه ی خداییان و ملکوتیان خاک نشین.
سلام
امیدوارم که همگی خوب باشید.
 یا ننویس.اگر مینویسی آنچنان بنویس که حد اقل خودت از خوندتش لذت ببری......جمله ی خودم بود
حس قشنگی دار
.از موزیکی که گوش میکنم لذت میبرم.

 1 سوال:

 تو الان به چه چیزی فکر نمی کنی؟






+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت3:43دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
درود بر همه ی خداییان و ملکوتیان خاک نشین.
سلام
امیدوارم که همگی خوب باشید.
خدارو شکر می کنم که منو یاری کرد...سپاس.امروز حس دوست داشتن و امید و سرحالی عجیبی داشتم.ماه عشق من داره تمام میشه و ماه سعادت و خوشبختی شروع میشه. از امروز انشاالله میرم به  پیشوازش.
دیشب با مهرداد جان رفتیم بیرون.چمران بودیم.جایی که خیلی ازش خاطره دارم و دوستش دارم.کلی حرف زدیم.کلی عبادت کردیم.من صحبت کردن با مهرداد جان رو خیلی دوست دارم . راستش تنها کسایی که بین این همه دوست و آشنا و رفیق از عنصر فکر در وجودش بهره میبرند اول حامد و بعد مهرداد هستند.
حال خوشی دارم.تصمیم گرفتم این ها رو واستون آپ کنم:
 زیبایی زندگی به این نیست که چقدر شاد هستی ..بلکه به این است که دیگران چقدر از بودن تو  شاد هستند

افکارت رو مثبت نگه دار زیرا افکارت هستند که جملاتت رو میسازند
جملاتت رو مثبت نگه دار زیرا جملاتت هستند که اعمالت را میسازند
اعمالت را مثبت نگه دار زیرا اعمالت هستند که عاداتت را میسازند 
عاداتت را مثبت نگه دار زیرا عاداتت , شیوه ی زندگیت  را میسازد

 

  شیوه ی زندگیت  را مثبت نگاه دار  ..زیرا شیوه ی زندگیت سرنوشتت را میسازد

به دوستانی که تمایل به دیدن معجزه در زندگی خویش و دیدن تغیررات شگرف در زندگی خود دارند حتمی پیشنهاد میکنم فیلم the secret یا همون"راز "رو ببینن و در ادامه از سخنان دکتر آزمندان گوش کنید.

خدایا دوستت دارم.خدیا از همه چیز  از همه کس.از با دوستان بودن خورسندم.از کارم.از دینم.از دنیایی که در اون احساس زنده بودن بند بند وجودم رو سرشار میکنه.
کسی رو میشناسم که  از خوندن نوشته هام بیشترین احساس لذت رو میره.کسی رو میشناسم که هم و غم زندیگش اینه که وبلاگ آپ بشه و بیاد بخونه. ازش تشکر میکنم که اینقدر لطف میکنه.....
به هر حال منم دارم کمک کم خودم آماده میکنم برای روبه رو شدن به این وقایع و حوادث در زندگیم.....

الهی شکر

پ.ن 1 : شکر نعمت نعمتت افزون کند.....

پ.ن 2 : از بهناز جان ممنون به خاطرهمه چیز......

پ.ن 3 : زندگی زیباست ای زیبا پسند.....

+نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت3:30دست خطِ سرسپرده | |


در مورد این عکس چه حسی بهتون دست میده....
بگید تا همه بیان کرده باشیم
....

+نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت23:30دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و صلوات بر خداوند مهربان و کریم و ۱۴ معصوم از محمد تا محمد که همگی شفیعان دنیا و آخرتند.

من ِحقیر شاعر نیستم و خودم را در اندازه و لقب گوینده ی سخن شهر نمیدانم.گاهی ابیاتی شکسته از خاطرم میگذرند که مینویسم.

عشقی آتشین از دیرباز در من آتش شعله میکشد که دنیایم را خاکستر کرده و در هوای دوست پراکنده.

تقدیم به عشق مهربانم که از رحمت خدا چون باران بر من می بارد و

خدای مهربان و بزرگم که هرچه دارم از اوست

راه باید بست
همینجا باید ماند.
اینجا سرای من است
حلقه ای از اشک تو
اینجا باید بود
راه من از اینجاست
یک قدم نزدیکتر
این همان یاد خداست
بی نفس رقصیدن
ماه بر رخ پوسیدن
یک هدف پیمودن.
آخر اینجا زیباست.
بهر انسان پیداست
این همان راز خداست
که نهان در پیداست

ای همه حق حبیب
شوکر راز مٌجیب
تو مرا درمان کن
اولم را گم کن
در تو خودم پیدا کن
یا همه عشق قلوب
انهو سیر عیون
خیر امی یا ابیها
کشف قلبی یا سمیعا

***********************
پ.ن1: از اینکه عاشق تو ام حس غرور میکنم...

پ.ن2:میدونم حرفامو خوب میفهمی.عاشقونه میخندی.عزیز مهربونم درد و بلات به جونم.کنار من جدا باش.به سوی حق رها باش.منم آن همیشه با تو.بی حسد بیننده ی تو.بر این تن تو همیشه مهربانی.به سان دست باد؛ درپی خزانی.برای چشم غمگین و اسیرم تومثل آب دریا ناتمامی.

پ.ن3:خوشحالم که از سختی بازکردن زنجیر هات رنج میبری!کسی که سختی دنیا را بخره عذاب آخرت رو فروخته.خدا به همراهت باشه که خدا بهترین بهترینان است.

پ.ن4:الهی من قربونت برم.من که جز تو کسی ندارم.آخه چطوری دلت میاد عاشقت رو چشم انتظار نگه داری.دلم واست پر میکشه.هر روز غروب رنج میکشه.بیا

تا در کنار عشق و آتش تو باشی هم نفس ای مهدی من.

پ.ن5:برای سلامتی و تعجیل در ظهور عشق عالم هستی صلوات

+نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت7:30دست خطِ سرسپرده | |

حكايتي از زبان مسيح نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است . مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان مي كرد .

حكايت اين است :

مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت.  بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند . گرچه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد . شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود، او همه ي كارگران را گرد آورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد. بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتنـد : « اين بي انصافي است . چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند » .

 

مرد ثروتمند خنديد و گفت : « به ديگران كاري نداشته باشيد . آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ »  كارگران يكصدا گفتند : « نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است . با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم » .  مرد دارا گفت : « من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نمي شود . من از استغناي خويش مي بخشم . شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم . من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم .»

مسيح گفت : « بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند . بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشـان مي شـود . امـا همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند .»  شما نمي دانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه دارائي خويش را مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما . از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد . بايد هم اينگونه باشد . بهشت ، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است . دوزخ را همين خشكه مقدس ها و تنگ نظـرها برپـا داشتـه اند . زيرا اينان آنقدر بخيل و حسودند كه نمي توانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند

+نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت7:23دست خطِ سرسپرده | |

خدا وجود ندارد ؟!

 مردي براي اصلاح سر و صورتش به آرايشگاه رفت.

در حال کار گفتگوي جالبي بين آنها در گرفت.

آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.

وقتي به موضوع « خدا » رسيدند.

آرايشگر گفت: من باور نمي کنم خدا وجود داشته باشد.

مشتري پرسيد: چرا باور نمي کني؟

آرايشگر جواب داد: کافي است به خيابان بروي تا ببيني چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آيا اين همه مريض مي شدند؟ بچه هاي بي سرپرست پيدا مي شد؟ اگر خدا وجود مي داشت، نبايد درد و رنجي وجود داشته باشد. نمي توانم خداي مهرباني را تصور کنم که اجازه مي دهد اين چيزها وجود داشته باشد.

مشتري لحظه اي فکر کرد، اما جوابي نداد، چون نمي خواست جر و بحث کند.

آرايشگر کارش را تمام کرد و مشتري از مغازه بيرون رفت.

به محض اين که از آرايشگاه بيرون آمد، در خيابان مردي ديد با موهاي بلند و کثيف و به هم تابيده و ريش اصلاح نکرده. ظاهرش کثيف و ژوليده بود.

مشتري برگشت و دوباره وارد آرايشگاه شد و به آرايشگر گفت: مي داني چيست، به نظر من آرايشگرها هم وجود ندارند.

آرايشگر با تعجب گفت: چرا چنين حرفي مي زني؟ من اين جا هستم، من آرايشگرم. من همين الان موهاي تو را کوتاه کردم.

مشتري با اعتراض گفت: نه! آرايشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هيچ کس مثل مردي که آن بيرون است، با موهاي بلند و کثيف و ريش اصلاح نکرده پيدا نمي شد.

آرايشگر جواب داد: نه بابا، آرايشگرها وجود دارند! موضوع اين است که مردم به ما مراجعه نمي کنند.

مشتري تائيد کرد: دقيقاً ! نکته همين است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمي کنند و دنبالش نمي گردند. براي همين است که اين همه درد و رنج در دنيا وجود دارد. 

مترجم: پرستو ابراهيمي

منبع: اينترنت

 

نام الله عکس از عظمت خدا سبحان الله

+نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت21:38دست خطِ سرسپرده | |

تورو خدا یکی منو برگردونه......

یکی منو برگردونه تا کعبه رو در آغوش بگیرم.

تا اینقدر گریه کنم تا جون بدم

ای خدا رو از یاد نبرم.

تا بغضم بشکنه....دلم بترکه و چشمام بسته بشه....

تا یا بمیرم یا که رها شوم از این افسردگی..............

یا الله یا الله یا الله

کمکم کن........

+نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت3:33دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
درود بر همه ی خداییان و ملکوتیان خاک نشین.
سلام
حالم خیلی بده.نمیدونم چطوری باید خوب بشم.
این سایه ی منه یا من سایه ی اونم.....دارم به چی فکر میکنم.؟ نمیدونم.
چی دوست دارم؟ نمیدونم.اصلا چیزی رو دوست دارم؟ نمیدونم.......
داشتم  میگشتم 1 دوستی خیلی قشنگ نوشته بود و این حال منو توصیف کرده بود منم حرفای خودمو قاطی کردم و نوشتم:

به اسم الله؟؟؟
خود در گیری مضمن
گاهی می زنه به کلم.دلم می خواد مزخرف بنویسم.هررررررر چی کهدلم می خواد.
هر چی که باید گفت و نگفت.از درد بی درمون تااااااا زهر مار.
که چی بشه.که چی بشه؟
که مثلا یکی بگه به بههههههه.چه قلمی.یکی پقی بزنه زیر خنده و بگه۶و ۸ می زنه.یکی بگه.ظاهرش نشون نمی ده ها ولی طفلی خوله.یکی بگه اینم حاجی های ما !!!!
هووووووووووووف.
خسته می شم.خسته تر از هر وقت دیگه.
خسته تر از وقتی که تماااااااام روزو این در و اون در زدم.
آره٬خسته می شم.به همین سادگی.کم چیزیه؟؟؟؟
وقتی تمام روزو این در و اون در می زنی٬شاید فقط جسمت تحلیل بره.اونم خوب با ۲ تا خرما و چه می دونم چند کیلو کالری؟و فکر کردن به مثبت بودن و اثر کاراییکه کردی ٬بر طرف می شه.
اما کافیه چند لحظه مثلا بشینی و یه مطلب خالی از لطف یا یه تصویر مزخرف یا بی هنری یه به اصطلاح هنرمندو تماشا کنی.
....هااااااااااااان؟چیهههههههه؟آره.داد می زنم.چی می خوای بگی؟؟؟
ساکت شو.دههنتو ببند.
خسته می شم.
خسته ی خسته...............خسته ی خسته ی خسته
درد دوری مکه هست یا بی جنبه بازی من؟ این چه حس مزخرفی هست که من دارم؟
نه میدونم کی ام؟
نه میدونم چی میخوام
نه حال دارم
نه حوصله
نه  توان
نه انرژی
نه آرزو
هیچی...انگار Fdisk کردم بعدش هم با hiron زده باشم erase MBR  کرده باشم....
شاید دلم بخوا بشینم ۱ فیلم نگاه کنم تا خودم رو بزارم جای نقش اول و یادم بره چقدر الان بدبختم و حالم بده.

حالم به هم میخوره .از چی نمیدونم....
افسرده شدم

 افسرده شدم

افسرده شدم 

ایو هن ناس(عربیشو بلد نیستم)

افسرده شدم

افسرده شدم در حد مرگ.دیروز تا امروز فقط 3 لقمه ی خیار و ماست!
امروز ساعت 2:30 صبح  و 2:32 صبح بزرگترین موفقیت های کاریم تا به امروز نصیبم شد.منم عصری  زدم بیرون و رفتم به خودم جایزه دادم به خاطراین همه تلاش سخت و نتیجه ای که بعد از 8 ماه گرفتم.رفتم 1

ظرف ذرت گرفتم.اولش میخواستم کوچیک بگیرم اما نداشتو. بزرگ گرفتم.رفتم سراغ رامتین.اونجا هم موندم از 7 تا ساعت 10:30 که برگشتم...تمام مدت هم موزیک گوش میکردم.
آی مکه .....آی مکه کجایی.....
بتمرگ بچه سر جات......حرفای گنده میزنی هنوز سن ت 2 رقمی نشده....هیچوقت این حرف یادم نمیره.از کی شنیدم نمیدونم.......
موقعی که فقط 2تا حوله  لباسم بود  و حالایی که اینطوری هستم....دقیقترین چیزی که حال الانم رو میتونه توصیف کنه اینه که 1 کامیون با بارش رفته روی قفسه ی سینم وایساده.....
باز هم هوفففففففففففففففففففففففففففف.
دلم میخواد همه اینه بخونن و در این حال میدونم سودی نداره حتی اگر 7 میلیارد بنی بشر زمین هم بخوننش.......خیلی طولانی شده اما دلم میخواد باز هم حرف بزنم.
امروز رفتم چمران....قدم زدم. 2 ساعت تقریبا....خیلی فکر کردم.تا آقای غواصی از ایتالیا برگرده بازهم فکر میکنم.....
حتی حوصله ندارم عبادت کنم....! اره .حتی......
از درون تهی از بیرون زخمی...
از درون خسته از بیرون بی حوصله
از درون شاکی از بیروم خاکی
از درون ترسان از بیرون لرزان....
چی شده خدا....این کیه منم؟؟؟نه این من نستم...هستم؟؟؟اگر هستم چرا اینطوری....اگر هستم من اینطوری نیست.....این سایه ی منه یا من سایه ی اونم.....دارم به چی فکر میکنم.؟ نمیدونم

پ.نون
1- اینم یه روی سر به سرسپرده
2- حرفی داری نترس٬بگو٬من که گفتم و عفاقه نکرد.....
3- دعوا داری بزن وای نسا.....

+نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت3:6دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و درود بر پیامبر ص و امیر المومنین ع و فرزندانش و تمامی پیامبران و امامان.

می  خواهم فردا صبح قبل از هر چیزی بگویم خدایا سلام
میخواهم خدا را برای خودم پر رنگ تر کنم...موقعی که پا جنس مخالف میاد وسط خودمونو تکه پاره میکنیم و هزار بار واسه  کسی که..... خودمون رو فدا میکنیم و با همه ی و وجود سلام و احوال پرسی و گفت و گو .حالا جریان کار این خلق الله چیه که حتی خدا رو اینقدر تحویل نمیگیرند که 1 سلام بهش کنن نمیدونم.....(قابل توجه خودم...)

رفاقت با خدا قبل از رفاقت با ائمه اطهار قبل از رفاقت با بشر و بعد از رفاقت باخود.......

حس عجیبی دارم.انگار خودم نیستم....دیگه خودم رو نمیشناسم..دیگه نمیدونم این من کیه که داره حرف میزنه....دیگه نمیدونم من کیه...از جنس نورم..خاکم.عشقم.آبم یا همچنان نیستم آنکه می اندیشیدم....

وقتی میخوای دعا کنی اول خودت از خدا بخواه بعد ائمه (ع) رو وکیل کن...خود تورو واسه پرستش آفریده.واسه شناختنش....نه واسه آویز شدن به اینو اون........اینو از صمیم قلب میگم....تا قبل از اینکه برم مکه همه چیز رو از ائمه میخواستم و از پیامبر اما حالا اول از خدا میخوام بعد هم از خدا میخوام  بعدش از ائمه میخوام که پا در میونی کنند.شاید اینطوری بیشتر به فرهنگ عبادت نزدیک بشم.......

سلام خدای مهربان

+نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387ساعت5:12دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم
امشب بد جوری هوای مکه به سرم زده.1 هفته پیش دقیقا.
این جور دقیقه ای به کعبه زل زده بودم.یا شاید داشتم طواف میکردم.....
گل نرگس....... شب تولدمه آقا از همینجا که بهش ذل زدم میگه مردم من آمدم...
در نماز هایی که نمیدونم قبول میشه یا نه واسه بودنش دعا میکنم.... روزی که بیاد خدمتش رو کنم( که همین الانم تلاشم برای همینه)
ای خدای مهربان
ای بزرگ ای مهربان
خدایی که خدایی برازنده ی توست...
گناهانم را بپذیر که تو بخشنده ترینی.ای که مهر و  محبتت همه ی عالم را فرا گرفته.مرا ببخش...
گناه بسیار کردن در خفا....بی احترامی ها بسیار کردم به سخنانت مرا به  بزرگواری و مهربانیت  ببخش.
یا رب
به حق طواف و سعی و حجر. به حق خزرا و رضوان و قبور بی نشان مرا ببخش....
لیاقت این را در خود نمیبینم که از دامان پاک نبی عظیم اسلام پناه خواهم.میدانی که جز تو ندارم.سختی ها با تو راحت است.مشکلات با تو حل شدنی است.مصائب توبه کردنی است...................
توبه میکنم به سوی تو می آیم.........
.
.
.
.
.
پذیرایم باش......

 

مکه و دلتنگی من

+نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387ساعت4:55دست خطِ سرسپرده | |

-سفياني در آستانه كودتا : امام محمد باقر (ع) : سفياني و حضرت قائم در يك سال قيام مي كنند . ( بحارالانوار ج 52 ص 240)  يكي از علامات حتميه ظهور قيام فردي به نام سفياني كه همزمان با سيد خراساني در ماه رجب در سوريه كودتا نموده و چند كشور همسايه را فتح و سپس به سمت عراق پيشروي مي نمايد و لشگري براي دستگيري امام زمان (عج) به سوي مكه روانه مي سازد كه اين لشگر در بين مكه و مدينه به زمين فرو مي روند و نابود مي شوند و … تعدادي از بزرگان در سوريه سفياني را ديده و ( با همان ) اوصافي كه در روايات ذكر شده است او را شناخته اند كه با برخي مانند عالم فاضل و متعبد استاد بهلول مصاحبه شده و شرح ديدار به صورت مكتوب و نوار ويدئويي مستند و مكتوب موجود است ( كتاب آيا ظهور نزديك است؟ و نوار ويدئويي در واحد فرهنگي گل ياس) و برخي ديدارها مانند ديدار امام موسي صدر و شهيد چمران نقلي و غير مستند مي باشد . در ديدار استاد بهلول كه حدودا 10 سال پيش انجام گرفته است سفياني با همان ظاهر كريه كه در روايات ذكر شده و جزء فرماندهان ارتش سوريه و فردي جاه طلب و ميانسال ذكر گرديده است … با شدت گرفتن فتنه ها و درگيري ها در منطقه خاور ميانه و عراق و لبنان و فلسطين و تحت فشار بودن يهوديان غاصب هر لحظه براي كودتاي سفياني كه به نفع صهيونيستها و عليه كشورهاي مسلمان صورت مي گيرد شرايط فراهم تر مي گردد.
ـ آغاز مرحله اي كه در آن عراق كانون تحولات است : سرزمين عراق در عصر ظهور بر طبق روايات معتبر كانون تحولات بسيار مهمي است و منشا معبر و محل برخورد اكثر قيامهاي دوران ظهور است . شيصباني حاكم ستمگر عراق ( صدام ) در نزديكي ظهور از اين مكان جنگ را آغاز مي كند . سفياني بعد از كودتا در سوريه سرزمين عراق را فتح مي كند . سيد خراساني بعد از قيام به سوي عراق حركت مي كند و امام زمان (عج ) نيز بعد از قيام در مكه به سمت عراق پيش مي رود و سرانجام پس از پيروزي نهايي مركز حكومت خود را در كوفه قرار مي دهد . در شرايط فعلي نيز لحظه به لحظه عراق به سمت تحولات عظيم و مهم پيش مي رود و آنگونه كه از روايات ذكر شده است در حال تبديل شدن به مركز تحولات جهاني در عصر ظهور مي باشد . امام علي در مورد تحولات و فتح عراق در زمان ظهور مي فرمايد : … قلعه ها را بگشايند عراق را فتح كنند هر اختلافي را با خونريزي پاسخ گويند در چنين زماني ظهور صاحب الزمان (عج) را انتظار كشيد … حوادث جانكاه و كمرشكني روي دهد شكافنده ها ( موشك ها ) بشكافند تيزپروازان( هواپيماها) به پرواز درآيند … عراق را فتح كنند هر اختلافي را با خونريزي پاسخ گويند ( بشاره الاسلام ص74) حضرت در اشاره به خروج سفياني در نهج البلاغه مي فرمايند: 1. گويا او را مي بينم كه در شام فرياد برداشته و با پرچم هايش در حول و حوش كوفه مي گردد و به اهل كوفه همچون شتر سركش رو مي آورد زمين را از سرهاي بريده فرش مي كند دهانش گشوده قدمش در زمين سنگين جولانش گسترده و هيبتش عظيم است. به خدا قسم شما را در اين طرف و آن طرف زمين پراكنده مي كند تا از شما جز به مانند باقي مانده سرمه در چشم باقي نماند اين برنامه ادامه دارد تا عرب بر سر عقل آيد (نهج البلاغه خطبه 138) در نامه امام زمان به شيخ مفيد (ره ):...گروههايي منحرف از اسلام بر عراق تسلط يابند و با كردارهاي زشت خود موجب كمبود ارزاق (محاصره اقتصادي) در عراق مي شوند.سپس با هلاكت طاغوتي از طواغيت(صدام)اين فاجعه بر طرف مي شود... (بحارالانوار ج 53 ص 175) اوضاع فعلي عراق نشان مي دهد كه ما چقدر به ظهور نزديك شده ايم .
ـ فراگير شدن فساد و فحشا و ظلم : يكي ديگر از نشانه هايي كه براي ظهور در روايات ذكر گرديده است فراگير شدن انواع فساد و فحشا در جوامع انساني مي باشد كه در روايات بعنوان علائم غير حتميه وارد شده است . رواج انواع فساد جنسي(زنا، همجنسگرايي،برهنگي و …) فساد اقتصادي (ربا،رشوه،گرانفروشي و...) فساد حكومتي(وضعيت فعلي حكومت در تمام جهان) فساد اجتماعي ( فروپاشي بنيان خانواده ها ، اعتياد و ناهنجاري هاي اجتماعي و …) در اوضاع كنوني دقيقا منطبق بر فرمايشات روايات و احاديث عصر ظهور مي باشد . پوشش 350 كانال فاسد ماهواره كه اكثر آنها زشت ترين و فجيع ترين صحنه ها را به راحتي نمايش مي دهند و تمام اقشار بخصوص جوانان و نوجوانان را در سراسر جهان تحت تاثير خود دارند و سايتهاي مبتذل اينترنت و سي دي ها و فيلمهاي مبتذل و فجيع كه در سراسر جهان فراگير شده اند ( حتي در ايران ) و …
و ساير نشانه ها به اجمال : به بن بست رسيدن تمام نظريه ها براي سعادت انسان ، رويكرد جهان به معنويت ، شدت يافتن بلاها ، فتنه ها و مشكلات ، پيش بيني ائمه اطهار در مورد شهر مقدس قم و وقوع انقلاب اسلامي و اتصال آن به انقلاب جهاني امام زمان(عج) ، شدت يافتن دو جريان حق و باطل، شدت يافتن انتظار در اديان مختلف و فراگير شدن نام و ياد مهدي (فراگير شدن دعاي ندبه در سراسر كشور و در هر كوي و برزن ، اقبال و روي آوردن عموم مردم علي الخصوص جوانان به اماكن متبرك به نام امام زمان (عج) خصوصا جمكران بعنوان پايگاه اصلي منتظران و عاشقان ، بحث روز شدن مساله ظهور و امام زمان (عج) در بين مردم ،افزايش قابل توجه رويكرد به مساله مهدويت و ظهور در بين مطبوعات ، صدا و سيما ، سخنراني ها و … و اقبال به اين مساله در حوزه و دانشگاه و در بين فرهيختگان و نخبگان) و .......... 

منبع: http://rayehezohour.persianblog.ir

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت4:11دست خطِ سرسپرده | |

زمان ظهور » توقيت
توقيت در لغت يعنی وقت معين کردن , و منظور از آن تعيين وقت برای ظهور ولیّ عصر حضرت بقية الله ارواحنا فداه است .
در اسلام و قرآن برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه وقت معینی بیان نشده و هيچکس حتی پيامبر و ائمه عليهم السلام هم در اين باره وقتی تعيين نفرموده و وقّات (کسیکه وقتی برای ظهور تعیین کند) را دروغگو و کذّاب دانسته اند !
1 – فضيل گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم :
آيا برای اين امر (ظهور ) وقتی تعيين شده است؟ حضرت فرمود:
وقت تعيين کنندگان دروغ می گويند ( اين کلام راسه بار تکرار فرمودند! ).
2 – مفضّل بن عمر می گويد: از مولايم امام صادق عليه السلام پرسيدم:
آيا مأموريت مهدی منتظر وقت معينی دارد که بايد مردم بدانند کی خواهد بود؟
فرمود: حاشا که خداوند وقت ظهور او را طوری معين کند که شيعيان ما آنرا بدانند.
3 – عبد الرحمن فرزند کثير می گويد: خدمت حضرت امام صادق عليه السلام بودم که مهزم اسدی حضورش شرفياب شد و گفت:
قربانت گردم , برای ما بفرمائيد , ظهور قائم آل محمد صلی الله عليه وآله وسلم که انتظار آنرا می کشيد کی خواهد بود ؟ طولانی شده !
حضرت فرمود: ای مهزم , آنهايی که برای آن وقت تعيين می کنند دروغ می گويند !
و آنان که برای ظهورش شتاب می نمايند به هلاکت می رسند !
و آنهايی که تسليم مقررات خدايند نجات می يابند , و سرانجام به سوی ما باز می گردند !
روشن است که منظور از عدم تعيين وقت در اينجا , همان مشخص و معلوم ساختن سال ظهور آن گرامی , به طور دقيق است , چرا که انبوه روايات رسيده از اهل بيت عليهم السلام که نشانه های قطعی ظهور را بيان می کند , همگی بيانگر آن است که با پيدايش اين نشانه ها ظهور امام عصر ارواحنا فداه نزديک می گردد . و بايد بدانيم اين مسأله هم مانند بسياری مسائل ديگر از حکمت های الهی است و علاوه بر اينکه باعث آزمايش مردم و جدا شدن مدعيان دروغين از مؤمنان واقعی می شود آثار تربيتی ديگری نيز دارد.
« محل ظهور»
از روايات دريافت می گردد که آن حضرت در مدينه منوّره ظهور می کند گر چه از ارزيابی فاصله زمان ظهور تا قيام و نهضت آن حضرت ناتوانيم , امّا می توانيم بگوييم که ظهور آن حضرت در سطح محدودی نخواهد بود . ولی اينکه رژيم حاکم در مدینه و نيروهايش در برابر ظهور امام ارواحنا فداه چه موضعی خواهند گرفت , برای ما روشن نيست . امّا اين مطلب آمده است که : خبر ظهور آن گرامی به سرعت در منطقه پخش می گردد و به سفيانی – که هنگامه ظهور بر منطقه وسيعی چون «سوريّه» «اردن» و «فلسطين» سلطه دارد – می رسد .
او سپاه گرانی را برای دستيابی به امام مهدی ارواحنا فداه به مدينه گسيل می دارد امّا آن گرامی برای پرهيز از قيام زود رس , طبق فرمان خدا به مکّه می رود . سپاه سفيانی برای دستگيری آن حضرت وارد مدينه می شود امّا آن گرامی را نمی يابد به همين دليل به مکّه روی می آورد که بين راه , زمين آنان را می بلعد .
امام ارواحنا فداه به مکّه وارد می گردد و در نقطه ای نزديک به کوه صفا يا نقطه ای در اطراف مکّه فرود می آيد

http://forum.sat98.com/t35364

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت4:3دست خطِ سرسپرده | |


علمای مذهب شیعه معتقدند که مجموعه‌ای از اتفاقات که در احادیث پیش‌گویی شده‌است

که از میان این حوادث فقط پنج مورد به طور قطع با ظهور مهدی ارتباط دارد که عبارت‌اند از:
۱ - خروج سفیانی از شام (نام قدیم سوریه) که احتمالاً در روز ۱۰ ماه رجب اتفاق خواهد افتاد. این فرد پس از مسلط شدن بر اوضاع بیش از ۹ ماه حکومت نخواهد کرد و در نهایت به دست مهدی(ع) یا یاران ایشان کشته خواهد شد.
۲ - خروج یمانی از یمن که به پشتی‌بانی از اهل بیت بر علیه سفیانی قیام می‌کند. احتمالاً در همان ماه رجب.
۳ - صدای آسمانی در ماه رمضان (احتمالاً صحرگاه بیست و سوم). که صدای جبرئیل و در حمایت از اهل بیت پیامبر می‌باشد. به صورتی که هر انسانی در هر کجای زمین که باشد صدا را خواهد شنید و معنی آن را به زبان خود خواهد فهمید. (احتمالاً در همان روز صدایی دیگر شنیده خواهد شد که اینبار از طرف شیطان و در حمایت از سفیانی خواهد بود که باعث به شک افتادن مردم خواهد شد)
۴ - کشتن شدن نفس زکیه (انسان بی‌گناه) در خانه خدا (مسجد الحرام)و بین‏رکن و مقام ابراهیم. احتمالاً در تاریخ بیست و پنجم ذی‏الحجه. احتمالاً هم‌زمان با کشته شدن این فرد پسرعمو و دخترعموی او هم در شهر مدینه کشته می‌شوند و جنازه آن‌ها رو جلوی درب مسجد پیامبر (مسجد النبی) آویزان می‌کنند.
۵ - فرورفتن لشکری که سفیانی به عربستان فرستاده در بیابانی به نام بیداء که بین مکه و مدینه واقع شده‌است.
باقی موارد که وقوع آن‌ها قطعی و صد در صد نمی‌باشد به شرح زیر می‌باشد:
۱ - خروج سفیانی (بنا به اعتقاد شیعه: سفیانی، از نسل ابوسفیان است و در نهایت به دست سپاه مهدی شکست خورده و کشته می‌شود).
۲ - کشته شدن سیّدِ حسنی (بنا به اعتقاد شیعه: جوان خوش صورت از آل امام حسن با سپاهش به حمایت از امام مهدی برمی خیزد و سرانجام، کشته می‌شود).
۳ - اختلاف بنی عبّاس در ریاست دنیا. (قبلاً اتفاق افتاده)
۴ - گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان، برخلاف عادت (و نظم فلکی).
۵ - گرفتن ماه در آخر آن ماه، برخلاف عادت (و نظم فلکی).
۶ - فرو رفتن زمین بیداء (زمین بین مکّه و مدینه).
۷ - فرو رفتن زمین در نقطه‌ای از مشرق و مغرب.
۸ - توقّف خورشید، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر.
۹ - طلوع خورشید از مغرب. (این از نشانه‌های قیامت کبری است و مشخص نیست که قبل از ظهور مهدی(ع) باشد یا بعد از آن)
۱۰ - کشتن فردی که علیه سفیانی قیام کرده در پشت کوفه همراه هفتاد نفر از یارانش.
۱۱ - سر بریدن یک مرد هاشمی «نفس زکیّه» بین حجرالاسود و مقام ابراهیم.
۱۲ - ویران شدن دیوار مسجد کوفه.
۱۳ - به اهتزاز درآمدن پرچمهای سیاه از جانب خراسان. این سپاه در منطقه‌ای نزدیک شیراز با سپاه سفیانی خواهد جنگید و اولین شکست را بر سپاه سفیانی تحمیل خواهد کرد. و این پرچم‌ها تا زمانی که به قدس(بیت المقدس) برسند پایین آورده نخواهند شد.
۱۴ - خروج یمانی از یمن(بنا به اعتقاد شیعه: یمانی از مردان نیک و طرفدار امام زمان است) که به حمایت از مهدی، با سپاه خود برمی خیزد. (این سپاه در عراق با سپاهی که از خراسان آمده متحد می‌شوند).
۱۵ - ظهور مغربی در مصر و حکومت او بر مردم شام.
۱۶ - فرود ترکها به جزیره.
۱۷ - ورود رومیان به رمله.
۱۸ - طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند.
۱۹ - پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد.
۲۰ - آتشی در طول مشرق، آشکار شود و سه روز یا هفت روز در آسمانی باقی بماند.
۲۱ - آزادی عرب از اسارت خود را و حکومت عرب بر شهرها و کشورها.
۲۲ - بیرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم (غیر عرب).
۲۳ - کشتن امیر مصر، توسّط مردم مصر. این اتفاق قبلاً رخ داده: انور سادات رئیس جمهور مصر در آبان ماه سال ۱۳۶۰ هجری شمسی توسط شخصی به نام خالد اسلامبولی کشته شد.
۲۴ - خراب شدن شام.
۲۵ - کشمکش سه گروه در شام.
۲۶ - ورود دو گروه قیس و عرب به کشور مصر.
۲۷ - به اهتزاز درآمدن پرچمهای قبیله «کنده» در خراسان.
۲۸ - آمدن اسبهایی از جانب مغرب، تا اینکه در کنار حیره (نزدیک کوفه) بسته شوند.
۲۹ - برافراشته شدن پرچمهای سیاه از جانب مشرق به سوی حیره.
۳۰ - طغیان آب فرات، به طوری که سرازیر کوچه‌های کوفه گردد.
۳۱ - خروج شصت دروغگو که همه آنان ادّعای نبوت می‌کنند.(شاید ادعای مهدویت)
۳۲ - خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب که همه آنان ادّعای امامت برای خود دارند.
۳۳ - سوزاندن مردی بلند مقام از شیعیان بنی عبّاس بین سرزمین جلولاء (واقع در هفت فرسخی خانقین) و سرزمین خانقین.
۳۴ - بستن پلی نزدیک محله کرخ بغداد.
۳۵ - برخاستن باد سیاهی در بغداد، در آغاز روز.
۳۶ - زلزله شدید در بغداد.
۳۷ - فرو رفتن بیشتر شهر بغداد در زمین بر اثر زلزله.
۳۸ - ترس عمومی که عراق و بغداد را فراگیرد.
۳۹ - مرگهای سریع و عمومی در بغداد.
۴۰ - کم شدن اموال و انسان‌ها و محصول کشاورزی.(ربطی به قهطی جهانی ندارد؟؟؟!!!)
۴۱ - پیدایش ملخ در فصل خود و در غیر فصل خود تا آنجا که زراعتها و غلاّت را از بین ببرد.
۴۲ - کم شدن غلاّت و محصولات گیاهی.
۴۳ - اختلاف و کشمکش در میان دو صنف از عجم(غیر عرب) و خونریزی بسیار بین آنان.
۴۴ - بیرون آمدن بردگان از زیر فرمان اربابان و کشتن اربابان.
۴۵ - مسخ شدن جمعی از بدعتگذاران، به صورت میمون و خوک.
۴۶ - پیروزی بردگان بر شهرهای اربابان.
۴۷ - ندای (غیرعادی) از آسمان بر همه جهان به طوری که هرکسی در هر زبانی باشد آن ندا را به زبان خودش می‌شنود. در کل ۵ صدا از آسمان شنیده خواهد شده که فقط مورد چهارم (که در ماه رمضان است)صد در صد و حتمی می‌باشد. ۳ صدای اول در ماه رجب و به این شکل خواهد بود: ندای‌ اول‌: ألا لعنة‌ الله علی‌ القوم‌ الظالمین‌؛ بدانید لعنت‌ خدا شامل‌ حال‌ جمعیت‌ ظالم‌ و ستمکار می‌شود. ندای‌ دوم‌: یا معاشرالمؤمنین‌ أزفة‌ الآزفة‌؛ ای‌ گروه‌ مؤمنان‌! قیامت‌ (ظهور) نزدیک‌ شده‌ است‌. ندای‌ سوم‌ (که همراه با بدن‌ آشکار و نمایانی‌ است( شاید بر آمدن دستی در آسمان باشد) ): ألا إن‌ الله بعث‌ مهدی‌ آل‌ محمد(ص‌) للقضاء علی‌الظالمین‌؛ بدانید که‌ خداوند مهدی‌ آل‌ محمد(ص‌) را برای‌ اجرای‌ قضای‌ خود بر ستمکاران‌ برانگیخت‌ و فرستاد.
صدای چهارم که در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه ۲۳) است و از طرف جبرئیل خواهد بود. در حمایت از اهل بیت شهادت خواهد داد. و صدای پنجم که از طرف شیطان است (احتمالاً هنگام غروب ۲۳) به طرف‌داری از سفیانی خواهد بود.(که احتمالا از زمین شنیده میشود)
۴۸ - پیدایش صورت و سینه انسان در قرص خورشید. که همه او را خواهند شناخت. (بعضی می‌گویند این تصویر مربوط به علی (ع) و بعضی می‌گویند مربوط به عیسی (ع) است.
۴۹ - مردگانی زنده از قبرها بیرون آیند و به دنیا بازگردند و به دید و بازدید با همدیگر بپردازند. (این مورد مربوط به اصل رجعت می‌باشد و احتمالاً بعد از ظهور اتفاق خواهد افتاد)
۵۰ - در پایان همه، ۲۴ بار، باران پی در پی می‌آید و زمین خشک را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم می‌کند و به دنبال آن برکتهای زمین بروز می‌نماید و در دسترس قرار می‌گیرد. (این مورد احتمالاً بعد از ظهور اتفاق خواهد افتاد)
۵۱ - کشته شدن آخرین پادشاه عربستان به نام عبدالله.

همچنین در برخی روایات امامان شیعه آمده است که ابلیس در زمانی پس از ظهور مهدی به قتل خواهد رسید.

بحارالانوار ج ۵۳ ص ۴۲، الرجعه ص۳۴ ، الزام الناصب ص ۲۱۸

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت3:59دست خطِ سرسپرده | |

اين مقاله به بررسي حوادث و رويدادهايي که در پيشگويي هاي آخرالزمان (آخرين دوره حيات جوامع و سيستم هاي حکومتي قبل از تشکيل آرمان شهر مهدوي) در آيات و روايات ائمه معصومين(ع) وارد شده است، پرداخته است.

 

بسياري از پيشگويي ها شکي براي ما باقي نمي گذارد که حوادث و تحولاتي عظيم، قبل از ظهور و پايان جهان رخ خواهد داد. بنابراين هيچ گاه نبايد از هيچ تلاشي در جهت تطبيق رخدادها و شرايط جهان با پيشگويي هاي آيات و روايات در مورد پايان جهان، فروگذار باشيم.

در بيشتر کتاب هاي روايي شيعه علايم اين واقعه آمده است و به دلايلي مردم نسبت به اين امور بي توجه هستند، البته نمي توان کم کاري متصديان امور را در اين خصوص ناديده انگاشت، زيرا بزرگان و علماي دين اين آثار را به دست ما رسانده اند اما تکليف ما فقط ذکر آثار نيست بلکه علاوه بر آن، پرداختن به جزئيات و مصداق شناسي اين پيشگويي ها ضروري مي نمايد.

لازم به ذکر است که مسيحبت و يهود در اين بحث ها گوي سبقت را از ما ربوده اند و هم اکنون اين واقعيت در خصوص امريکا، صادق است.جايي که کتاب ها، تلويزيون و برنامه هاي راديويي و حتي عملکرد و برنامه هاي جورج بوش، رييس جمهور امريکا، پيرامون پيشگويي هاي انجيل تمرکز کرده اند!

پس از اينجا معلوم مي شود که نسبت به حوادث پيرامون خويش (زلزله ها، طوفان ها، کشتارها، مرگ هاي ناگهاني، قحطي ها، و هزاران بلاياي ديگر) نبايد بي تفاوت بود.زيرا اينگونه مصيبت ها در دوران پيشين به فراواني امروز نبوده است.با در نظر گرفتن حوادث دنياي پيرامون خويش و مقايسه اين وقايع به نسبت کل جهان، عمق فاجعه را آشکار خواهد شد.لذا نگارنده در جهت مصداق شناسي اين پيشگويي ها برآمده است.

لازم به ذکر است که پس از ذکر آيات و روايات، مطالبي از کتب يهود و نصارا نيز در اين خصوص ذکر گرديده است.

اميد است که ذکر اين مطالب باعث متوجه شدن قلوب مردم به حضرت ولي عصر(عج) و دلگرمي منتظران موعود آخرالزمان گردد.

 

آيات

«قطعا همه شما را با چيزي از ترس، گرسنگي و کاهش در مال ها و جان ها و ميوه ها، آزمايش مي کنيم و بشارت ده به استقامت کنندگان.«1

 

احاديث

امام محمدباقر(ع) در حديثي شرايط موجود قبل از شروع دوران طلايي زندگي بشر را اينگونه توصيف کرده اند: «حضرت قائم(ع) قيام نمي کنند مگر آنکه ترس همه را فرا گرفته باشد، زلزله ها زياد شده باشد، فتنه ها و بلاها دامن مردم را گرفته باشد، و طاعون همه را مبتلا کند.«2

امام صادق(ع) مي فرمايند: «ناگزير است که در پيش از ظهور قائم سالي باشد که مردم در آن گرسنه باشند.از کشته شدن، کاهش يافتن اموال و جان ها و محصولات بترسند.اين در کتاب خداست که فرمود: قطعا همه شما را با چيزي از ترس، گرسنگي و کاهش در مال ها و جان ها و ميوه ها، آزمايش مي کنيم و بشارت ده به استقامت کنندگان.«3

ايشان تعداد کشته ها بر اثر اين عوامل را پنج هفتم4 و در جايي دو سوم يا نه دهم5 ذکر مي کنند.

امام علي(ع) فرمود: «پيش از ظهور قائم مرگ سرخ و مرگ سفيد خواهد بود...مرگ سرخ با شمشير و مرگ سفيد همان طاعون است.«6

نيز در جايي امام صادق(ع) فرمود: «پيش از قيام قائم دو مرگ و مير عمومي رخ دهد، يکي مرگ سرخ و ديگري مرگ سپيد،...مرگ سرخ با شمشير و مرگ سپيد با طاعون است.«7

قبل از ظهور مرگ هاي ناگهاني (موت فجأة)، بيماري هاي متنوع و همه گير نظير طاعون و وبا گسترش قابل توجهي دارند.از حضرت موسي بن جعفر(ع) از پدران خويش از پيامبر(ص) نقل شده است:

«ظهور بواسير و مرگ ناگهاني و جذام (خوره) از علامت نزديکي ساعت است.«8

 

کتب مقدس

«...و در بعضي جاي ها قحطي ها، طاعون ها و زلزله ها پديد خواهند گرديد.«9

«...به شمشير و قحطي و مرگ و حيواناتِ زمين، بکشند [خلق را].«10

با توجه به آيه و احاديث و روايات ذکر شده مي توان مهم ترين اين حوادث ذکر شده را اينگونه بيان نمود:

قحطي (کاهش محصولات، اموال و گرسنگي)

جنگ (کاهش در جمعيت و جان ها)

مرگ (به واسطه بيماري هاي کشنده)

اين علامت ها در تقسيم بندي علائم ظهور، جزو حوادثي ذکر شده که بيشتر علامت نزديکي ظهور است.

***

در اين قسمت از بين موارد فوق به مرگ به واسطه بيماري به عنوان يکي از علايم نزديکي ظهور پرداخته شده است.

اين امور دو مرتبه تکرر مي يابد:

يکي: در اواخر دولت بني العباس که سپري شده است و تواريخ از قتل نفوس و کمي محصولات و قحطي در عراق و مصر و بلاد شام سخن گفته اند.

و دومي که در نزديکي ظهور رخ خواهد داد.

طاعون در اين روايات شامل هر مرض مسري مهلک است و به سبب آن که در آن زمان مهلک ترين بيماري شناخته شده بوده است از آن ياد شده است.پس لفظ طاعون ساير فجايع و بلايايي که خداوند براي تنبيه اقوام نافرمان بردار نازل مي کند را نيز در بر مي گيرد.البته، هر کدام از اين وقايع ذکر شده (زلزله ها، جنگ ها و ...) زمينه را براي گسترش يک بيماري همه گير (اپي دمي) آماده مي کند.

امروزه بيماري ها به سرعت در حال گسترش هستند.در حالي که يکي مي تواند به مرگ هزاران نفر منجر شود آن يکي مي تواند بافت اجتماعي را از هم باز کرده و تعادل روابط ضروري براي ثبات کشورها را به هم مي زند.

بزرگ ترين بيماري وحشت آفرين اخير سارس (سندرم تنفسي حاد) بود، که چندین سال پیش صدها نفر را کشت و هزاران نفر را آشفته کرد.قبل از آن ايدز بود، که ده ها ميليون نفر را از بين برد و امروزه نيز در برخي از کشورها از هر ده نفر يکي را از پا در مي آورد.فردا ممکن است اين بيماري، يک بيماري ديگر باشد که مي تواند سراسر زمين را درو کند، و به دنبال خويش مرگ و نابودي بياورد.

اکنون به بررسي بزرگ ترين کشتارها بر اثر بيماري ها در دوران معاصر (که بي شک نسبت به دوران پيشين افزايش يافته است) مي پردازيم.

 

مرگ سياه

شايد مشهورترين قتل عام تاريخ مربوط به مرگ سياه (Black Death) در قرن 14 ميلادي باشد.حدود 20 ميليون نفر (يک سوم تا نصف جمعيت اروپا) در همان ابتدا جان خود را از دست دادند.

در سال 1346 ميلادي، اخباري که به اروپا مي رسيد حاکي از شيوع يکي بيماري کشنده در چين بود که بسياري از قسمت هاي آسيا را در بر گرفته بود.سال بعد يک بيماري مرموز ديگر در ايتاليا ظاهر شد.کارکنان کشتي هايي که از درياي سياه عازم «مِسينا» بودند مبتلا به دمل هاي سياه رنگي در زير بغل و کشاله ران شدند.اين نيز يکي بيماري خطرناک بود.

بيماري آنقدر کشنده بود که مردم مي دانستند آن شب که به رختخواب مي روند صيح روز بعد ديگر زنده نخواهند بود.دو نوع از اين بيماري وجود داشت.اولي داخلي بود، که به تورم و خونريزي داخلي منجر مي شد.اين نوع از طريق تماس سرايت مي کرد.دومي در شش ها متمرکز مي شد از طريق سرفه و هوا منتقل مي شد.براي اين بيماري پيشگيري يا درمان شناخته شده اي وجود نداشت.

از جمعيت تمامي شهرها کاسته شده بود.ساختار اجتماعي به کلي از هم پاشيده بود.والدين کودکان خود را رها مي کردند، شوهران و همسران همديگر را ترک مي کردند تا بميرند.در بسياري از موارد از ترس سرايت، کسي پيدا نمي شد تا جنازه ها را به خاک بسپارد.يکي از نويسندگان آن زمان از مشاهده 5000 جسد در درون يک مزرعه سخن مي گويد.

تمامي اين وقايع، سرنوشت امم و فِرَق پيشين (اهل مدين، اصحاب ايکه، قوم ثمود، اصحاب الرس، اصحاب السبت، قوم عاد و ( ... را در ذهن تداعي مي کرد.در آن زمان، کتاب هاي مقدس وسيله اي اوليه براي سنجش مصائب طبيعي بود.تنها راه براي درک چنين وقايعي اين بود که جهان کنوني رو به پايان دارد.ديگر اميدي براي آينده وجود نداشت.

بيماري هاي مشابه در زمان هاي اخير نيز مشاهده شده اند.قتل عام بزرگ لندن در سال 1664 و 1665 باعث نابودي حدود 70000 نفر از جمعيت 460000 نفري اين شهر شد.در يک حادثه ديگر در کانتون و هنگ کنگ در سال 1894، 80000  تا 100000 نفر کشته شدند و در عرض 20 سال بيماري از جنوب چين به سراسر دنيا گسترش يافت و حدود 10 ميليون کشته بر جاي گذاشت.

اين دِروگر در سال 1899 از آسيا به آمريکا رسيد.اين بيماري امروزه نيز گزارش شده است و هر سال 15 نفر را به کام مرگ مي کشاند.اين بيماري از جوندگان نشأت گرفته و به وسيله کک به انسان منتقل مي شود.گاهي گازگرفتگي توسط حيوانات نيز باعث سرايت آن مي شود.

 

بيماري هاي منتشر شده توسط انسان

درطول تاريخ، اين نوع قتل عام ها، به عنوان سلاح تهاجمي بر عليه ملت هاي ديگر به کار گرفته شده است.مغول ها اجساد مبتلا به اين بيماري ها را از طريق منجنيق به داخل شهرهاي محاصره شده مي انداختند.بر اثر گسترش بيماري هزاران نفر در داخل شهرهاي محاصره شده تلف مي شدند.

در جنگ جهاني دوم، ژاپن کک هاي حامل بيماري را به داخل خاک چين انتقال داد.تجربيات طولاني به دست آمده در جنگ ها نشان داد که جنگ افزارهاي بيولوژيکي يکي از راه هاي ممکن براي نابودي گسترده است.در سال 1969 معاهده اي بين ايالات متحده و 70 کشور ديگر امضا شد که توليد سلاح هاي بيولوژيکي را ممنوع اعلام کرده بود.اما علي رغم اين اقدام اکنون پوشيده نيست که برخي از کشورها اين معاهده را ناديده گرفته و به توليد اين سلاح ها مي پردازند.

شوروي سابق در طول جنگ سرد تلاش هاي زيادي را براي توليد سلاح هاي بيولوژيکي به کار برد.براي سال ها دانشمندان به تحقيق در امکان وجود راه هايي براي ايجاد تغييرات ژنتيکي در اين عوامل اقدام نمودند تا آن را در مقابل درمان هاي مدرن مقاوم و پايدار سازند.پس از فروپاشي شوروي در سال 1992، اين امر اهميت زيادي پيدا کرد.ايالات متحده و متحدان او بيم داشتند که ممکن است اين فن آوري به دست القاعده يا ساير گروه هاي تروريستي بيفتد و روزي از آن بر عليه اين کشورها اقدام کنند.

بعد از جنگ اول خليج در سال 1991، ناظران تسليحاتي اعلام کردند که رژيم صدام حسين سلاح هاي شيميايي در اختيار دارد و کلاهک هاي ميکروبي را توليد کرده است تا بر عليه دشمنانش از آن استفاده کند.(سلاح هايي که امريکا و متحدانش در اختيار او قرار داده بودند تا عليه ايران استفاده کند) آنان هنوز هم بيم ناک هستند در صورت عدم کشف و نابودي آن ها، ممکن است گروه هايي همچون القاعده يا ساير گروه هاي افراطي آن را در اختيار گرفته و بر عليه منافع غرب به کار گيرند.

اکنون نيز ممکن است چنين حملاتي انجام شود.بر اساس يک بررسي انجام شده شيوع يک بيماري همچون آبله در امريکا در يک روز يک ميليون نفر را مي کشد و دو يا سه برابر اين تعداد را مبتلا مي سازد.

 بيماري هاي طبيعي

در آن سوي اين وقايع، نوع ديگري از طاعون در انتظار است.محققاني که در اين زمينه تحقيق مي کنند مي گويند اين يکي کاملا در خفا عمل مي کند و مي تواند هر لحظه منفجر شود.

80 سال قبل جهش ناگهاني در ويروس عامل انفلوآنزا منجر به يک اپي دمي جهاني شد که در طول فقط 18 ماه، 25 تا 40 ميليون نفر را در سراسر جهان نابود کرد.بسياري اين بيماري را يکي از بدترين فاجعه ها در طول تاريخ برشمرده اند.برخي از مورخان مي گويند اين بيماري باعث پايان جنگ جهاني اول شد.

دانشمنداني که در اين زمينه تحقيق مي کنند هشدار مي دهند که اين واقعه ممکن است بار ديگر اتفاق بيفتد.

آنفلوآنزا يکي از بزرگ ترين عوامل خطر آفرين در دنياي کنوني ما مي باشد.ممکن است ساير موارد مشابه اکنون در حال تحول باشند.حدود 8 ماه يا بيشتر طول مي کشد تا واکسن يکي بيماري ساخته شود در حالي که در آن سو يک بيماري ديگري شيوع پيدا مي کند.محققان مي دانند که نمي توانند جلوي بيماري هاي همه گير را بگيرند.زماني که مقامات بخواهند بفهمند چه اتفاقي افتاده، شايد براي نجات جان ميليون ها نفر دير شده باشد.

بيماري سارس به سرعت شناسايي و در عرض چند هفته نقشه ژني آن کشف شد.محققان سراسر جهان از آخرين فن آوري هاي پزشکي براي اين مهم استفاده کردند.در مقايسه با آن، اقدام مشابه در مورد ويروس ايدز چندين سال طول کشيده و هنوز هم ادامه دارد در حالي که در همان آغاز 20 ميليون نفر را مبتلا کرده بود.

به هر حال ممکن است سال ها طول بکشد تا واکسني براي مبارزه با سارس پيدا شود.در همين زمان بيماري هاي ديگر در انتظار اين هستند که يک روز به نوع بشر حمله کنند.در اين زمان نتايج بسيار مصيبت بار خواهد بود.

جنگ در يک نقطه از جهان همراه با يک بيماري مشابه آنچه که در جنگ جهاني اول اتفاق افتاد، مي تواند فجايع بزرگي را که فقط در پيشگويي هاي آيات و روايات در مورد آخرالزمان ذکر شده، به بار بياورد.

 

راز نجات

نجات از بي ديني و شرک

با نگاهي به اين عوامل خطرساز مي توان راز آن ها را در پيام خداوند به  بشر پيدا کرد.بي شک ترکتازي اين قاتلان، پس از هشدارهاي مکرر خداوند به بشر در خصوص روي گرداندن از گناهان، خواهد بود.

زماني که خداوند پيامبري را به سوي قومي ارسال مي کند دستوراتي را همراه او به مردم مي دهد که برنامه زندگي آن ها در آرامش و سعادت است.

«...از بت هاي پليد اجتناب کنيد و از سخن باطل بپرهيزيد.11 تنها خدا را بخوانيد و دين خود را براي او خالص کنيد.12 ...نماز را برپا داريد، زکات را بپردازيد،13 همراه رکوع کنندگان رکوع کنيد.14 و به رسولان من ايمان بياوريد و آن ها را ياري کنيد، و به خدا قرض الحسن بدهيد [= در راه او به نيازمندان کمک کنيد].15 به آنچه نازل کرده ام ايمان بياوريد؛ ...و نخستين کافر به آن نباشيد؛ و آيات مرا به بهاي ناچيزي نفروشيد و تنها از مخالفت دستورهايم بترسيد نه از مردم.و حق را به باطل نياميزيد؛ و حقيقت را با اينکه مي دانيد کتمان نکنيد.16...نعمت مرا که به شما ارزاني داشتم به خاطر بياوريد...آنچه را از آيات و دستورهاي خداوند به شما داده ايم، به قدرت بگيريد؛ و آنچه را که در آن است به ياد داشته باشيد و به آن عمل کنيد...«17

اينجا راه حلي براي رفع بي ديني و شرک آمده است.هرگونه پرستش غير خدا همان پرستش بت هاست که ارزش و اعتباري ندارند.زيرا که باعث عدم شناخت پروردگار است که خود نوعي بلاي بزرگ به شمار مي آيد.اين خود به بي ديني و کفر منجر مي شود.زماني که بي ديني و کفر حاکم شد، در بين ملت ها اختلاف به وجود آمده و منجر به جنگ خواهد شد.

در سِفر لِويان آمده است:

«و از براي خودتان بتان و اصنام تراشيده مسازيد و نصب شده ها از براي خودتان برپا منماييد و در زمين خودتان تصويرهاي سنگي جهت سجده نمودنش مگذاريد زيرا که خداوند خداي شما منم.«18

 

نجات از ترس و جنگ

امنيت و آرامش پاداش خداوند براي بشر است، پاداشي که در ازاي اطاعت بشر از خداوند در نقطه مقابل جنگ به او داده خواهد شد.

«...و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مي کند...«19

«و صلح به زمين عطا خواهم فرمود که بي وجود ترساننده خواهيد خوابيد»20

 

نجات از قحطي

در مقابل قحطي، خداوند وعده داده است که در صورت اطاعت، غذا و محصولات فراواني را پاداش خواهد داد.

«و اگر اهل شهرها و آبادي ها ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي کردند، برکات آسمان و زمين را بر آن ها مي گشوديم.اگر شکرگزاري کنيد، نعمت خود را بر شما خواهم افزود.«21

«اگر موافق آيين هاي من سلوک نماييد و اوامر مرا نگاه داشته آن ها را به جا بياوريد، پس باران هاي شما را در موسمِ آن خواهم بارانيد و زمين محصولش را زياد خواهد کرد و درختان صحرا ميوه خود را خواهند داد.«22

در مقابل دلايل وقوع قحطي را در آيات ديگري برشمرده است:

«خداوند براي آنان که کفران نعمت مي کنند مثلي زده است: منطقه آبادي که امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزي اش از هر جا مي رسيد؛ اما به نعمت هاي خدا ناسپاسي کردند؛ و خداوند به خاطر اعمالي که انجام مي دادند، لباس گرسنگي و ترس را بر اندامشان پوشانيد.«23

«ما نزديکان فرعون و قوم او را به خشکسالي و کمبود ميوه گرفتار کرديم، شايد متذکر گردند.«24

 

نجات از مرگ هاي ناگهاني

اما در مقابل مرگ؟

کفرورزي و ناسپاسي در مقابل نعمت ها، نافرماني در مقابل اوامر پروردگار در اين آيات دليل نزول بلا ذکر شده است.

«سپس بلاها را پشت سر هم بر آنان نازل کرديم: طوفان و ملخ و آفت گياهي و قورباغه ها و خون را ـ که نشانه هايي از هم جدا بودند ـ بر آنان فرستاديم ولي باز بيدار نشدند و تکبر ورزيدند و جمعيت گناهکاري بودند.25

...ستمگران...آن فرمان ها را ...تغيير دادند؛ از اين رو به خاطر ستمي که روا مي داشتند، بلايي را از آسمان بر آن ها فرستاديم.26

...گرفتارخشم الهي شدند؛ چرا که آنان نسبت به آيات الهي، کفر مي ورزيدند.27

...طوفان و سيلاب آنان را فرا گرفت در حالي که ظالم بودند.28

...کسي که نعمت خدا را، پس از آن که به سراغش آمد در مسير خلاف به کار گيرد، گرفتار عذاب شديد الهي خواهد شد.«29

ظلم، تکبر، گناهکاري، تحريف دين، استفاده از نعمت ها در راه خلاف، و کفرورزي از دلايل نزول عذاب و مرگ ناگهاني است.و در مقابل دوري از اين مفاسد بلاها را نيز دور مي گرداند.

«اگر به تحقيق قولِ خداوند خود را استمتاع نمايي و آنچه را که در نظرش راست است به جا آورده گوش به احکامش بدهي و تمامي فرايضش را نگاه داري هيچ يکي از اين بلايا که به مصريان فرستادم بر تو نخواهم رسانيد چونکه خداوند شفادهنده تو منم.«30

«اما اگر به قول خدايت گوش ندهي...خداوند به تو طاعون را ملحق خواهد ساخت تا تو را از زميني که جهت تصرف درآوردنش به آن داخل مي شوي بالکل نابود گرداند.خداوند تو را به سل و تب محرقه و تب لرزه و خناق و به شمشير باد سموم و يرقان خواهد زد که اين ها تو را تا هلاک شدنت دنبال خواهند نمود.و تو را به دمل مصر و بواسير و جرب و خارشي که از آن شفا نتواني يافت مبتلا خواهد ساخت.و خداوند تو را به ديوانگي و نابينايي و آشفتگي مبتلا خواهد کرد.«31

 

موعود آخرالزمان

در ميان اين عوامل مرگ آفرين و وعيدهاي پروردگار، خداوند وعده داده است که زمين را به صالحان بازمي گرداند.

«خداوند به کساني از شما که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده اند وعده مي دهد که قطعا آنان را حکمران روي زمين خواهد کرد، همان گونه که به پيشينيان آن ها خلافت را روي زمين بخشيد؛ و دين و آئيني را که براي آنان پسنديده، پابرجا و ريشه دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مي کند...«32

«در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتيم: بندگان شايسته ام وارث حکومت زمين خواهند شد.«33

اين مطلب در مزامير داوود اينگونه آمده است:

«بردباران، وارثان زمين خواهند شد.«34

خداوند از طريق موعود آخرالزمان بشر را از هلاکت به ساحل نجات رهنمون خواهد شد و عدالت و قسط را در زمين اجرا مي کند.

چنانچه گفته شد وقوع حوادثي از قبيل آن چه که ذکر شد از علامت هاي نزديک شدن ظهور منجي عالم بشريت است.چنانچه حضرت باقر(ع) در خصوص قسمت آخر آيه 155 سوره بقره: «و بشارت ده به استقامت کنندگان« فرموده اند: «مژده بده صابرين را در آن هنگام به تعجيل خروج قائم.«35

 -------------------------------

پي نوشت ها:

1.بقره، 155

2.الغيبه نعماني، ص 235

3.همان، صص 250 و 251

4.منتخب الاثر، ص 546

5.همان، ص 560

6.الغيبه نعماني، ص 278

7.کمال الدين، باب 57، حديث 27

8.الزام الناصب ج 2 ص 125

9.متي، 24:7

10.مکاشفات يوحنا، 6:8

11.حج 30

12.غافر 14

13.مائده 12

14.بقره 43

15.مائده 12

16.بقره 41 و 42

17.همان، 47 و 63

18.سفر لِويان، 26:1

19.نور 55

20.سفر لويان، 26:6

21.ابراهيم 7

22.سفر لويان، 26:3،4

23.نحل، 112

24.اعراف 130

25.همان 133

26.همان 162

27.بقره 61

28.عنکبوت 14

29.بقره 211

30.سفر خروج، 15:26

31.سفر توريه تثنيه، 28:21،22،27،28

32.نور 55

33.انبياء 105

34.مزامير، مزمور 37

35.الغيبه نعماني، صص 250 و 251

منبع: http://www.apocalypse.blogfa.com/post-104.aspx

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت3:35دست خطِ سرسپرده | |

امير مومنان(ع): عفاف و خويشتن داري از جامعه رخت بربندد و ... و شيطان بر همگان چيره شود.

امير مومنان(ع): زنها فرمانروايي کنند، حوادث جانکاه و کمرشکني روي مي دهد.

امير مومنان(ع): عراق را فتح کنند و هر نوع اختلافي را با خونريزي پاسخ دهند.

پيامبر(ص): براي مردم روزگاري ميرسد که تنها همّ وغمّشان شکم آنها و شرف آنها تجمّلات زندگي و قبله ي آنها زنهايشان مي گردد.

پيامبر(ص): هنگامي که روابط نامشروع شيوع پيدا مي کند زلزله زياد مي شود.

پيامبر(ص): انسان به پدر ومادرش جفا مي کند ولي با دوستانش از راه وفا وصفا وارد     مي شود.

پيامبر(ص): گناهان علني شوند و محرّمات الهي سبک شمرده شوند.

امير مومنان(ع): کسي که امر به معروف کند، خوار شود و کسي که مرتکب گناه شود، مورد ستايش قرار گيرد.

امير مومنان(ع): هنگامي که مرد ها با مردها در مي آميزند و زنها با يکديگر.

پيامبر(ص): هنگامي که امت من نماز را ضايع کنند و از شهوات پيروي کنند.

امير مومنان(ع): مرد را براي پوشيده نگه داشتن همسرش سرزنش مي کنند.

پيامبر(ص): مرد ها خود را شبيه زنها و زنها خود را شبيه مرد ها مي کنند.

منبع :http://ahadis.parsiblog.com/Archive36799.htm

پيامبر(ص): هنگامي که زنها جامه مردان را بپوشند و پوشش حياء از آنها گرفته شود.

امير مومنان(ع): زنها فرمانروايي کنند، حوادث جانکاه و کمرشکني روي مي دهد.

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت3:29دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و کسب اجازه از پیامبر عظیم الشائن اسلام و آل او و تمامی پیامبران و پیروان آن ها

سلام

دوستان چند مدتی است که به خاطر دیدن نشانه هایی از ظهور تسمیم گرفتم تا جایی که میتونم مطالب از ظهور آپ کنم.الانم دارم دنبال  رفرنس خوب میگردم...

فعلا اینا رو بخونید تا بقیش..............

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت3:25دست خطِ سرسپرده | |

بسم الله الرحمن الرحیم

محمود مطهری‌نیا :           حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند: چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.

حضرت علی(ع) از آغازین ایام حیات، در محضر رسول خدا(ص) بود و از دریای علم ایشان خوشه برمی‌چید. به تصریح آن امام همام، نبی خاتم(ص) در لحظات آخرین زندگی پرخیر خویش، هزار دروازة علم را برای ایشان گشودند که از هریک از آنها هزار در دیگر گشوده شد.1 بنابر شرایطی که حضرت علی(ع) در آن می‌زیستند بیش از دیگر اهل بیت(ع) به تصویر و ترسیم آینده، گاه نزدیک و گاه دور پرداختند. از مشهورترین پیش‌گویی‌های ایشان که به سرعت، راستی آن بر مخاطبان عیان شد، ماجرای جنگ نهروان با خوارج بود که فرمودند: «از شما کمتر از ده تن کشته خواهد شد و از ایشان کمتر از ده تن زنده خواهند ماند».2 این عبارت پیش از آغاز نبرد بیان شد و اندکی پس از خاتمة نبرد، شمارش شهدای سپاه و فراریان خوارج، حاضران را متحیر نمود. گاه نیز در روایات علوی صحبت از آیندة نه چندان دور است؛ برای نمونه از این دست می‌توان به پیش‌گویی امیرمؤمنان(ع) دربارة حملة مغول به سرزمین‌های اسلامی یاد کرد3 که با استناد به همین روایت و با درایت و حزم خواجه نصیرالدین طوسی، جامعة شیعیان کمترین آسیب را در این فتنه متحمل شد.

یکی از پیش‌گویی‌هایی که در لابه‌لای بیانات امیرمؤمنان، امام علی(ع) مطالب ارزنده و قابل توجهی دربارة آن می‌توان یافت، مسئلة فتنه‌های آخرالزمانی است. دربارة موضوع فتنه‌های آخرالزمان، روایات متعددی از معصومان(ع) نقل شده که در اینجا تنها به مرور روایات علوی اکتفا می‌کنیم و انشاءالله در فرصتی دیگر، باید به تفصیل دربارة آن سخن گفته شود.

معنای فتنه
فتنه را در لغت، به امتحان و آزمودن معنا کرده‌اند5. این واژه معمولاً دربارة آن دسته از امتحاناتی به کار برده می‌شود که با تلخی و سختی همراه است6.

در قرآن کریم، این واژه علاوه بر این معنا،7 برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق،8 شرک و کفر،9 افتادن در معاصی و نفاق،10 اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل،11 گمراهی،12 کشتار و اسارت،13 تفرقه و اختلاف میان مردم14 و... به کار رفته است.

گونه‌شناسی فتنه‌های آخرالزمان
حضرت علی(ع)، ضمن چند روایت گونه‌های متعددی از فتنه‌های آخرالزمانی را بیان نموده اند و همان‌طور که خواهیم دید، چهارمین یا پنجمین آنان را بدترین آنها خوانده‌اند:

ـ چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولی خون‌ریزی مباح می‌شود؛ در دومی خون‌ریزی و غارت اموال؛ در سومی خون‌ریزی، غارت اموال و تجاوز به نوامیس؛ چهارمی که حتی اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشی دچار آن فتنه خواهی شد.15

ـ خداوند در این امت، پنج فتنه قرار داده است: ابتدا فتنة عمومی، سپس فتنة خواص، پس از آن فتنة سیاه تاریک که مردم در آن بسان چارپایان می‌شوند، سپس هدنه(صلح میان مسلمانان و کفار در پی جنگ و کشتار) و درنهایت دعوت کنندگان ضلالت و گمراهی می‌آیند. در آن روز اگر برای خداوند جانشینی ماند درخدمتش باش.16 و در جایی دیگر حضرتش حیوان‌سانی مردم را ناشی از فتنة کور، پیچیده و گنگ پنجم خوانده‌اند.17

ـ همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پیروی از هوای نفس و آرزوی طولانی. اما پیروی از هوای نفس، از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز، آخرت را در طاق نسیان می‌نهد. همانا دنیا، پشت‌کنان می‌رود و آخرت، کوچ کرده و به سوی ما می‌آید، و هر کدام را فرزندانی است. پس شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید؛ چه، امروز کار هست و محاسبه نیست و فردا محاسبه هست و کار نیست. همانا فتنه‌ها و آشوب‌ها از هواپرستی آغاز می‌شود. در آنها، [به وسیلة] فرمان‌های خود پرداخته با خدا مخالفت می‌شود و مردانی در عهده‌دار شدن آنها، به جای مردانی دیگر می‌نشینند.

اگر حقّ خالص در میان بود، اختلاف به چشم نمی‌خورد، و اگر باطل محض در میان بود، بر هیچ خردمندی پوشیده نمی‌ماند، لیکن مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته شده و با هم آمیخته گردیده است. اینجاست که شیطان بر دوستداران خود چیره می‌گردد، و کسانی رهایی می‌یابند که از طرف خداوند عاقبت نیکی برای آنها رقم خورده باشد.

همانا من از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که‌ فتنه‌ای شما را در برگیرد که در آن کودکان بیش از آن به نظر رسند که هستند [سن و سالشان بیشتر به نظر می‌رسد]، و جوانان به پیری رسند. مردم به کژراهه می‌روند و آن (انحراف) را مانند سنّت خویش می‌گزینند و هرگاه بخشی از آن به روش درست تبدیل گردد، گفته می‌شود سنّت دگرگون شده است. این در نظر مردم کاری زشت آید و در پی آن، بلایا شدّت یابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بکوبد، چنان‌که آتش، هیزم را می‌کوبد و آسیاب طعمة خود را. آنها دین می‌آموزند اما نه برای خدا، و دانش می‌جویند امّا نه برای عمل؛ و به وسیلة کار آخرت، دنیا را می‌طلبند.18

مصادیق فتنه‌ها
تعداد و گونه‌های فتنه‌های آخرالزمان آنچنان زیاد است که به طور عادی اولین تصوری که برای هر شنونده ای از شنیدن این واژه به وجود می‌آید، همین موضوع است. همان‌طور که دیدیم در میان این سیل فتنه‌ها چهار یا پنج مورد بیش از دیگر موارد، انسان‌ها را مبتلا می‌سازد. در بعضی از روایات علوی(ع) می‌توان مصادیق و تسهیل کننده‌هایی را برای وقوع در فتنه یافت:

حضرت امیر(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند:
برای امتم بیش از هر چیز از گمراهی پس از معرفت، فتنه‌های گمراه کننده و شهوت، شکم و فرج بیمناکم.19

از همه مهم‌تر اینکه فتنة فراگیری در میان تمام مسلمانان رخ می‌دهد که تا زمان ظهور ادامه می‌یابد:
از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمد، به زودی در امّتت فتنه به‌پا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن می‌توان خارج شد؟ گفت: در کتاب خدا، خبر پیشینیان و آنها که پس از شما می‌آیند و حکم (آنچه) مابین شما (رخ می‌دهد) آمده است. [آن] فاصل میان حق و باطل است و هزل نیست. هر ستم‌کاری که بدان عمل نکند خداوند او را درهم می‌شکند و هر کس جز در آن به دنبال هدایت باشد خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محکم الهی، ذکر حکیم و صراط مستقیم است.20

قسم به آنکه جان علی در دست اوست این امت به هفتادوسه فرقه تقسیم می‌شوند که همة آنها در آتشند به جز این فرقه: «و ممّن خلقنا أمّةٌ یهدون بالحقّ و به یعدلون؛ و از میان کسانی که آفریده‌ایم، گروهی هستند کعبه حقّ هدایت می‌کنند و به حق داوری می‌نمایند».21 اینهایند که نجات می‌یابند.22

در دیگر روایات، حضرت امیر(ع)، دستة نجات‌یابنده را خود، شیعیانشان23 و تمام پیروانشان24 معرفی نموده‌اند:
رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبی که مرا به آسمان‌ها بردند، قصرهایی دیدم که از یاقوت سرخ، زبرجد سبز، درّ و مرجان و طلای خالص بود، کاه‌گل آنها از مشک خوشبو، خاکش از زعفران، و دارای میوه، نخل خرما و انار، حوریه، زن‌های زیبا و نهرهای شیر و عسل که بر روی درّ و جواهر می‌گذشت ـ در کنار آن دو نهر، خیمه‌ها و غرفه‌هایی بنا شده، بودند و در آنها خدمتکارها و پسرانی بودند، و فرش‌هایش از استبرق، سندس و حریر بود و طناب‌هایی در آنها بود. گفتم: ای حبیب من جبرئیل، این قصرها از آن کیست، و قصة آنها چیست؟ جبرئیل گفت: این قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو پس از تو بر امّت، علی است. ایشان را در آخر الزمان به نامی که دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی که این نام برای آنان زینت است، زیرا ایشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زده‌اند، و سواد اعظم اینانند. اینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از او، برای شیعیان برادرش حسین، پس از او، برای شیعیان فرزندش علی بن الحسین، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی، پس از او، مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمد، پس از او، برای شیعیان فرزندش موسی بن جعفر، پس از او برای شیعیان فرزندش علی بن موسی، بعد از او، برای شیعیان فرزندش محمد بن علی بعد از او؛ و برای شیعیان فرزندش علی بن محمد، پس از او برای شیعیانش فرزندش حسن بن علی پس از او، و برای شیعیان فرزندش محمدِ مهدی پس از اوست. ای‌ محمد اینان امامان پس از تو، نشانه‌های هدایت و چراغ‌های روشن در تاریکی‌ها هستند. شیعیانشان ـ تمامی ـ فرزندان تو هستند، و دوستداران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند، که باطل را واگذارده و از آن دوری کرده‌اند، و آهنگ حق نموده و از آن پیروی کرده‌اند، آنها را در زمان زندگی‌شان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت کنند. در صدد یاری آنهایند و به دوستی آنها اعتماد کنند. رحمت خدا بر ایشان باد زیرا او آمرزنده و مهربان است».25

در برخی روایات دیگر از ایشان آمده که دوازده یا سیزده فرقه از فرق اسلامی به ایشان محبت می‌ورزند و ولایتشان را قبول دارند.26

شدت این فتنه را از آنجا می‌توان دریافت که ایشان می‌فرمایند:
اگر کسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل می‌کشانند و به عکس.27

سختی این فتنه‌ها برای مؤمنان نیز از این روایت قابل درک است که ایشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند که فرمود:
زمانی بر مردم می‌آید که دل مؤمن در نهادش آب می‌شود، همان‌طور که سُرب در آتش آب می‌شود، و سبب آن نیست مگر اینکه فتنه‌ها و بدعت‌هایی را که در دین آنها ظاهر گشته مشاهده می‌کنند و توانایی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارند.28

در جای دیگر از حضرتش نقل شده که مؤمنان آخرالزمان از کنیزان پست تر شمرده خواهند شد.29

برکات بروز فتنه‌ها در جامعه
هرچند فتنه‌ها، سختی‌ها و تلخی‌های خاصّ خود را به دنبال می‌آورد لیکن شیرینی‌هایی در پی آن نصیب مؤمن می‌شود که شاید از هیچ راه دیگری تحصیل آنها برای مؤمن ممکن نباشد. در روایات رسول خدا(ص) و امامان اطهار(ع) می‌خوانیم:

«از فتنه‌های آخرالزمان کراهت نداشته باشید که منافقان را نابود می‌کند».30

در ضمن وصایای رسول خدا(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده است:
ای علی، شگفت‌آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین آنان از نظر یقین مردمانی هستند که در آخرالزمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سیاهی و سفیدی کتاب ایمان آورده‌اند.31

امام صادق(ع) فرمود: «پس از آنکه عثمان کشته و با امیر المؤمنین(ع) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد، خطبه‌ای خواند و در آن فرمود: «هان که گرفتاری شما به گرفتاری همان روز که خداوند پیغمبرش را برانگیخت بازگشت نموده است. سوگند به آنکه او را به حق برانگیخت، حتماً باید گرفتار وسوسه شوید و غربال گردید تا آنکه زیرورو شوید و بالا و پایین گردید. حتماً باید افرادی که کوتاه آمده‌اند پیشی گیرند و آنانی که پیشی گرفته‌اند کوتاه بیایند. به خدا قسم هیچ نشانه‌ای را پنهان نکرده‌ام و هیچ دروغی نگفته‌ام و مرا از این مقام و چنین روز آگاهی بود».32

یکی از برکات صبر در آخرالزمان این است که مؤمن را در ثواب تمام نیکی‌های پیشینیانش شریک می‌سازد:
وقتی در جنگ نهروان امیر المؤمنین(ع) خوارج را به قتل رسانید، مردی به خدمت حضرت رسید. حضرت به او فرمود: «قسم به خداوندی که دانه را شکافت و آدمی را آفرید، مردمی در اینجا با ما آمده‌اند که هنوز خداوند پدران و نیاکان آنها را خلق نکرده است!»

آن مرد عرض کرد: مردمی که هنوز خلق نشده‌اند چگونه می‌توانند با ما آمده باشند؟!
فرمود: «آری، آنها مردمی هستند که در آخرالزمان می‌آیند و در این هدف که ما داریم آنها نیز شریکند و تسلیم ما، پس آنها در آن راه که ما گام برمی‌داریم شرکای حقیقی و واقعی ما هستند».33

مسلماً هر آزمونی که سخت تر باشد در عین آنکه بسیاری نمی‌توانند در آن قبول شوند آن عده ای که توفیق و پیروزی می‌یابند تعدادی اندک و جایگاهی رفیع خواهند داشت.

راه رهایی از فتنه‌های آخرالزمان
تمسک به قرآن و اهل بیت(ع)
راه رهایی از این فتنه‌های آخرالزمانی در بیانات امیرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومی و فردی قابل دسته‌بندی است. راه عمومی همان تمسک به قرآن و اهل‌بیت(ع) است. راه فردی که به برخی از صحابه توصیه می‌شده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سکوت، قعود و... است.

روایت مربوط به تمسک به قرآن را پیش از این مرور کردیم.34 دربارة تمسک به اهل بیت(ع)، روایات متعددی از امیرمؤمنان(ع) نقل شده که با توجه به جامعیت روایت ذیل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بیان دیگر موارد خودداری و به نقل همین مورد اکتفا می‌کنیم.35

امیر مؤمنان(ع) در ضمن خطبه‌ای بلند راه‌هایی را برای رهایی از فتنه‌ها و مصون ماندن از عذاب الهی که فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروی مؤمنان نهادند. در اینجا به مناسبت، به فرازهایی از این سخن گران‌سنگ توجه می‌کنیم:
من و رسول خدا(ص) بر لب حوض هستیم و خاندان ما با ما هستند پس هر کس ما را بخواهد باید گفتار ما را بگیرد و به کردار ما عمل کند زیرا ما خاندانی هستیم که شفاعت از آن ماست. برای دیدار ما در کنار حوض با هم رقابت کنید، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سیراب می‌سازیم. هر کس از آن آب نوشد هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبریز بهشتی در او ریخته می‌شود؛ یکی «تسنیم» و دیگری «معین». در دو طرف این حوض، زعفران است. کسی را بر ما نمی‌گزیدند ولی اوست که از بندگانش هر که را بخواهد ویژه رحمتش کند، پس خدا را ستایش می‌کنم بدین نعمت‌ها که مخصوص شما قرار داده و بر حلال‌زادگی شما، چون یاد ما خانواده، شفای هر درد، بیماری و وسوسة شک‌آور است، و البته دوستی ما خشنودی خداست، و هر کسی که راه ما را گیرد، فردا در «حظیر\ القدس» و «فردوس برین» با ماست، و منتظر امر ما همچون کسی است که در راه خدا به خونش غلتد، و هر که فریاد ما را بشنود ولی ما را یاری نکند خدا به رو بر سر دو سوراخ بینی او را در دوزخ سرنگون سازد.

1. استقامت و تقیّه در برابر دشمنان: ما درِ گشایش، چون مبعوث شوند و همه راه‌ها بر مردم بسته شود، ماییم «باب حطّه» که در اسلام است هر کس در او آید نجات یابد و هر که از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پایان داد و آنچه را بخواهد به ما می‌زداید و به ما پایدار سازد و به ما باران فرود آید، مبادا فریبنده شما را از خدا فریب دهد، اگر بدانید درماندن شما میان دشمنانتان و تحمّل اذیت‌ها چه اجری دارید چشم شما روشن شود، و اگر مرا نیابید چیزهایی بینید که آرزوی مرگ کنید از ستم و دشمنی و خودبینی و سبک‌شمردن حق خدا و ترس، چون چنین شود همه به رشته خدا بچسبید و از هم جدا نشوید، و بر شما باد به صبر و نماز و تقیّه.

2. ثبات و دوری از رنگ به رنگ شدن: و بدانید که خداوند دشمن میدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولایت اهل حق دور نشوید چون هر کس دیگری را جای ما برگزیند نابود است و هر که پیرو آثار ما شود به ما پیوندد، و هر که از غیر راه ما رود غرق شود همانا برای دوستان ما فوج‌هایی از رحمت خداست و برای دشمنان ما فوج‌هایی از عذاب خدا، راه ما میانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتیان به خانه‌های شیعیان ما چنان نگاه می‌کنند که ستاره درخشان را در آسمان می‌بینند.

3. پرهیز از دنیاگرایی: هر کس از ما پیروی کند گمراه نشود، و هر که منکر ما شود هدایت نگردد، و نجات نیابد آنکه بر زبان ما کمک دهد دشمن ما را و یاری نشود آنکه ما را وابگذارد. پس به طمعِ دنیای پوچ و بی‌ارزشی که سرانجام از شما دور شود و شما نیز از آن زوال یابید از ما روی نگردانید، زیرا هر کس دنیا را بر ما ترجیح دهد افسوس فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان این فرد] می‌فرماید: «ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفریط کردم».36

4. شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترین کوری نابینایی فضیلت ماست که با ما بی‌جهت و بدون گناه به دشمنی برخاسته فقط به جرم اینکه ما او را به سوی حق و دوستی خواندیم و دیگران او را به سوی فتنه دعوت کردند، آنها را بر ما ترجیح‌ داد. ما را پرچمی است که هر که در سایة آن درآید، او را جا دهد و هر که بسوی او پیش تازد پیروز است و هر که از آن واماند نابود، و هر که بدان چنگ زند نجات یابد، شمایید آبادگران زمین که (خداوند) شما را در آن جای داد تا ببیند چه می‌کنید، پس مراقب خدا باشید در آنچه از شما دیده می‌شود، بر شما باد به راه روشن بزرگ‌تر، در آن بروید که دیگری جای شما را نگیرد. سپس حضرت این آیة قرآن را تلاوت فرمود: «به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است و آن برای اهل ایمان به خدا و پیمبرانش مهیا گردیده».37

5. پیشه کردن تقوی: پس بدانید شما به بهشت نمی‌رسید مگر به تقوی، و هر که رها سازد پیروی از آنکه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگیخته شود برای او شیطانی که قرین و مونس او گردد.

6. عدم سازش با ستمکاران: شما را چه باشد که به دنیا تکیه کردید، و به ستم خشنودید، و فرو گذاشتید آنچه را که عزت و سعادت شما و نیروی علیه ستمگران در آنست، نه از خدایتان شرم دارید، و نه به حال خود فکر می‌کنید. شما در هر روز ظلم می‌شوید ولی از خواب بیدار نمی‌گردید، و سستی شما پایان نپذیرد، آیا نمی‌بینید دین شما کهنه می‌شود و شما سرگرم دنیایید، خدای بزرگ می‌فرماید: «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست باشید و گر نه آتش کیفر آنان در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید یافت و هرگز کسی، یاری‌ شما نخواهد کرد».38و39

روایاتی که مخاطبش افراد متوسطی است که در فتنه‌ها احتمال لغزششان بیش از نجات به نظر می‌آید از این قرارند:
7. ذکر و یادآوری همیشگی: دانشمند آن‌کس است که ارزش خویش را بشناسد، در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد و دشمن‌ترین بندگان نزد خدا همانا بنده‌ای است که خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حیران از راه راست باشد و هدفش را نداند چیست و بدون راهنما راه را بپیماید. اگر به سوی کسب مال دنیا دعوت شود اجابت می‌کند اگر به سوی آخرت دعوت شود کاهلی می‌کند گویا عملی را که برای دنیا انجام می‌دهد بر او واجب است و آنچه برای آخرت انجام می‌دهد از او ساقط. اینها در زمانی است که در آن زمان کسی سالم نمی‌ماند جز مؤمنی که دائم الذکر است و کم اذیت، که اگر حاضر باشد کسی او را نشناسد و اگر غایب باشد جستجویش نکنند.

8. عدم اشاعة گناه: اینان چراغ‌های هدایت و مشعل‌های فروزان برای شبروان هستند و برای سخن چینی و فساد در گردش نیستند، نادان و سفیه نباشند که گناهان را انتشار دهند و اشاعه فاحشه کنند. خداوند درهای رحمتش را بروی اینان می‌گشاید و از ایشان عذاب سختش را برطرف می‌کند. ای مردم همانا روزگاری می‌آید که مردم فقط به اسم اسلام بی‌نیاز باشند و از اسلام خبری نباشد آن چنان که ظرف تنها به آنچه که در آن ریخته می‌شود بی‌نیاز باشد.40

به امید آنکه خداوند همة ما را از شرّ فتنه‌های آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات این دوره سربلند بیرون آورد. انشاءالله


پی نوشت‌ها:
1. شیخ مفید، الإرشاد، ج‌1، ص35.
2. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبة 59.
3. علامه حلی‌، الفین، ترجمه وجدانی، ص 953.
4. علامه حلی‌، کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین(ع)، ص 84.
5. تهذیب اللغة، ج 14، ص 296؛ مقاییس اللغة، ج 4، ص 472.
6. النهایة، ج3، ص410.
7. سورة عنکبوت (29)، آیة 2.
8. سورة مائده (5)، آیة 49.
9. سورة بقره(2)، آیة 193.
10. سورة حدید (57)، آیة 14.
11. سورة انفال (8)، آیة 73.
12. سورة مائده (5)، آیة 41.
13. سورة نسا (4)، آیة 101.
14. سورة توبه (9)، آیة 47.
15. السنن الوارده، ص35.
16. فتن ابن حماد، ص28.
17. همان، ص39.
18. روضه کافی، ص58.
19. السنن الوارده، ص37.
20. تفسیر عیاشی، ج1، ص3.
21. سورة اعراف (7)، آیة 181.
22. تفسیر عیاشی، ج2، ص43.
23. بحارالانوار، ج24، ص146.
24. الامالی، ص212.
25. الصراط المستقیم، ج2، ص153.
26. نهج السعاده، ج3، ص427 و ص430.
27. فتن ابن حماد، ص34.
28. امالی طوسی، ج2، ص132؛ وسائل الشیعه.
29. فتن ابن حماد، ص123.
30. کنزالعمال، ج11، ص189.
31. کمال الدین، ص288.
32. الکافی، ج1، ص396.
33. المحاسن، ص262؛ بحارالانوار، ج52، ص131.
34. ر. ک: الدرالمنثور، ج2، ص227.
35. ر. ک: کمال الدین، ج2، ص654.
36. سورة زمر (39)، آیة 56.
37. سورة حدید (57)، آیة 21.
38. سورة هود (11)، آیة 113.
39. نهج السعاده، ج3، ص421.
40. إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‌1، ص 35.

به نقل از شیعه نیوز : http://www.shia-news.com/ShowNews.asp?Code=87052122

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت3:6دست خطِ سرسپرده | |

نتایج یک بررسی تازه نشان می دهد بسیاری از مردم از روی آدرس پست الکترونیک کاربران در مورد شخصیت آنها قضاوت می کنند و این قضاوت در اکثر موارد درست و نزدیک به واقعیت است، زیرا کلمات انتخاب شده توسط کاربر به عنوان آدرس پست الکترونیک معرف ویژگی های شخصیتی اوست.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از فارس ،پژوهشگران دانشگاه لایپزیک با انتخاب 600 آدرس ایمیل به طور تصادفی از صاحبان آنها خواستند پرسشنامه ای شخصیتی را پر کنند.
آنان سپس از 100 دانشجو خواستند با مشاهده آدرس های ایمیل در مورد ویژگی های مالکان آنها شامل انزواطلب بودن یا گشاده رو بودن، خود بزرگ بین بودن یا خاضع بودن، سختگیر بودن یا ساده گیر بودن و سایر موارد قضاوت کنند.

نتایج این بررسی نشان داد افرادی که در آدرس های ایمیل خود از کلماتی مانند کوچولو، کوچک یا عزیز و شیرین همراه با اسم حیوانات باهوش خانگی استفاده می کنند افرادی دلپذیرتر و ملایم تر هستند.

در مقابل افرادی که در آدرس های ایمیل خود از کلماتی مانند شاه(king) یا بهترین (the best) استفاده کرده بودند افرادی خودپست و مغرور بودند.
جالب آنکه از هر 6 مورد قضاوت دانشجویان در مورد شخصیت مالکان ایمیل 5 مورد صحیح بوده است. ترتیب دهندگان این تحقیق گفته اند که خود از نتایج آن شگفت زده شده اند.
 
---------------------------------------
پ.ن:۱ قابل توجه دوستانی که ایدی هایی مثلbadboy -hellgirl-antiboy-antigirl یا امثال این را دارند....۱ سال است که خودم کمابیش این موضوع را درک کرده بودم
 

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت2:48دست خطِ سرسپرده | |

علام آمادگی طراح کاریکاتورهای اهانت آمیز به پیامبر اسلام برای حضور در دادگاه اردن

یک کاریکاتوریست که کاریکاتورهای اهانت آمیزش به حضرت محمد (ص) 3 سال پیش اعتراض مسلمانان جهان را برانگیخت و باعث تحریم کالاهای دانمارکی شد ، از آمادگی خود برای حضور در دادگاهی در اردن خبر داد .

به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری آریا ، کورت وسترگارد Kurt Westergaard کاریکاتوریست دانمارکی این هفته در مصاحبه با روزنامه اردنی "جوردن تایمز Jordan Times " در کوپنهاگن Copenhagen گفت :من دوست دارم به امان - پایتخت اردن - بروم و در دادگاه این کشور حاضر شوم ولی می ترسم با محکومیت زودهنگام رو به رو شوم .

روزنامه جوردن تایمز امروز (پنجشنبه) متن این مصاحبه را چاپ کرد .

حسن عبد اللات دادستان کل اردن روز 3 ژوئن گذشته با صدور حکمی خواستار احضار وسترگارد و 20 روزنامه نگار دانمارکی دیگر شده بود .

وسترگارد و این روزنامه نگاران سپتامبر 2005 بار دیگر 12 کاریکاتور اهانت آمیز به پیامبر اسلام را در روزنامه دانمارکی "یولاندس پستن Jyllands-Posten " چاپ کرده بودند .

دادستان کل اردن درپی شکایت آوریل گذشته انجمنی شامل چند رسانه،اتحادیه صنفی و حزب سیاسی چنین حکمی را صادر کرد .

دادستان کل اردن در این حکم خود به بندهایی از قانون جنایی و قانون مطبوعات و انتشارات این کشور استناد کرده بود .

وسترگارد گفت :از حکم دادستان کل اردن آگاه هستم ولی هیچ حکمی رسمی دریافت نکرده ام.

وسترگارد درباره انگیزه خود از کشیدن کاریکاتوری های اهانت آمیز به پیامبر اسلام گفت :این کاریکاتورها را کشیدم تا بگویم تروریست هایی هستند که از اسلام استفاده ابزاری می کنند و آن را به عنوان پشتیبان معنوی خود به کار می گیرند .

وسترگارد خود را "کافر" نامید و از مخالفتش با عذرخواهی از کاریکاتوری های خود ولی از احترام خود به اسلام و دیگر ادیان خبر داد .

روزنامه جوردن تایمز به نقل از توگر سایدنفادن Toger Seidenfaden سردبیر روزنامه دانمارکی "پولیتیکن Politiken" نوشت: من آماده حضور در دادگاه اردن هستم .

روزنامه پولیتیکن همراه با 17 روزنامه دانمارکی دیگر فوریه گذشته بار دیگر کاریکاتورهای اهانت‌آمیز به پیامبر اسلام را چاپ کرد که با خشم جهان اسلام رو به رو شد.

سایدنفادن گفت :من از چاپ کاریکاتورها انتقاد کردم زیرا این کاریکاتورها برای خوار کردن و تحریک احساسات مسلمانان مقیم دانمارک و دیگر کشورها چاپ شده بود .

سایدنفادن گفت :روزنامه من این کاریکاتورها را برای توضیح بیشتر خبرهای خود چاپ کرد .

کاریکاتورسیت

Kurt Westergaard

 
 

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت2:35دست خطِ سرسپرده | |

آیت الله مکارم:

نشانه های ظهور هویدا شده است

وی به بیان پاره‌ای نشانه‌های ظهور که در روایات مختلف به آن اشاره شده است پرداخت و گفت: بی‌اعتنایی به عبادات، خیانت در امانت، رواج ربا در جامعه، رشوه خواری، فروش دین به دنیا، پیروی از هوای نفس و قطع صله رحم از جمله نشانه‌های ظهور امام زمان است

آیت الله مکارم شیرازی، گسترش خیانت در امانت، بی اعتنایی به عبادات، خونریزی و قطع صله رحم را از نشانه‌های ظهور امام زمان (عج ) دانست و گفت: نشانه‌های ظهور امام عصر یکی پس از دیگری هویدا می‌شود.

به گزارش شیعه نیوزبه نقل از ایسنا، این مرجع تقلید در جشن میلاد امام عصر (عج) که در مسجد جمکران قم برپا شده بود، با بیان این‌که اجرای عدالت اصلی ترین برنامه امام زمان(عج) بعد از ظهور خواهد بود، اظهار کرد: عدالت برای انسانیت موجب حیات سعادتمندانه است که بدون آن پیشرفت مادی و معنوی در این کره خاکی شکل نمی‌گیرد.

وی به بیان پاره‌ای نشانه‌های ظهور که در روایات مختلف به آن اشاره شده است پرداخت و گفت: بی‌اعتنایی به عبادات، خیانت در امانت، رواج ربا در جامعه، رشوه خواری، فروش دین به دنیا، پیروی از هوای نفس و قطع صله رحم از جمله نشانه‌های ظهور امام زمان است.

این مرجع تقلید در مقام تفسیر تعابیر مختلف روایات از آن حضرت، گفت: تعابیر "نورآفتاب " و "آب زلال جاری " نشان می‌دهد که حجابی برای رویت آن حضرت وجود ندارد و اگر ما نمی‌توانیم ایشان را رویت کنیم به دلیل اعمال و رفتار بد ماست. در واقع رفتار بد ما حجاب در برابر چهره نورانی آن حضرت است.

مکارم شیرازی در پایان با اشاره به تاریخچه ساخت این مسجد اظهار امیدواری کرد مسجد جمکران به زودی به یکی از کانون‌های فرهنگی و اعتقادی مسلمانان جهان مبدل شود

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت2:24دست خطِ سرسپرده | |

چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود ...
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت آن پسر در كام تمساح رها شود .کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید ، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت: این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستند ...

+نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت0:54دست خطِ سرسپرده | |