تبليغاتX
.::.فقط خدا.::.

.::.فقط خدا.::.

مي پرستم خدايي كه آفريدم .....

 بسم الله الرحمن الرحیم

.::این وبلاگ مستقل، فرهنگی و مذهبی است و قصد توهین به هیچ دین الهی و ملیتی را ندارد::.

با سلام به خداوند و کسب اجازه از او و بعد از او محمد، خاتم الانبیا (ص)وخلیفه او علی (ع) و کسب اجازه از مولا و رهبرم حضرت حجت بن الحسن القائم المهدی (عج) صلواه الله علیه می نویسم و پرده برداری می کنم از حق که البته حق خودش عیان است و فقط چشم ودل حق بین می خواهد.که این جانب حقیر دست در پرده ی روشنایی دل زده و از میان هیاهوی این حیوان صفتان انسان نما به گوشه ای خزیده و سیر در افکار خویش میکنم.تنهای مقصود و منزل از ایراد این سخنان با این لحن و این کلمات تلاش برای گفتن جملاتی است برای آنان است که چشم به نوشته های صمیمی ندارند قابل آن نمی دانند که ما نیز انسانیم.
نکاتی به شماره:

جنایت
1-از عیونات مکتوب و محظور(قابل دیدن و شنیدن) این است که امر کبیر و منفور است که فردی(مرد ویا زن) تمایلی به هم جنس خویش برای نزدیکی داشته باشد که در تمامی ادیان و جوامع حاظر و پیشین امری کریه؛ ناپسند آمده که خشم خدا را در همه حال بر انگیخته که از روایات حاظر اخباری از قوم لوط است که به عذابی سخت دردناک و وحشتناک دچار شدند.که حال از روایات و خبر های کنونی چنین میرسد که از در مکانی که خانه ی امن خدا برای دعا و قرب الهی است (کلیسا) ازدواج مرد - مرد و زن - زن به صورت قانونی علنی و رسمی اتفان میافتد.آنانی که چنین عمل قبیحی را الهی میدانند (پناه بر خدا)؛ میتوانند از خداشناسی دم بزنند؟؟؟از اینکه پیامبر اسلام چه میگوید و چه میخواهد(خداشناسی)؟! (ادامه دارد...)

فساد
2-در حال حاضر در هالیوود و استدیو های شخصی و دولتی آمریکا سالانه تعداد بسیار زیادی فیلم ساخته و اکران میشود که همگی از نجات جهانی و فراگیر دنیا به دست 1 نفر(منجی) میشود که با فداکاری و با به خطر انداختن جان خود دست به عمل فداکارانه ای میزند که سبب شادی و رضایت همه میشود که در فیلمی مثل ماتریکس در سرزمینی موعود همه چیز به ÷ایان میرسد(zayon که در لغت لاتین به معنی یهود است!!!) که حال این فرد همیشه قهرمان از میان نوجوانان؛ جوانان بر خواسته و همه چیز را بر جان خویش میخرد.این اندیشه ی فاسد که آمریکا ناجی همه چیز است در کارتون ها و انیمیشن های ساخت آمریکا به خوبی مشهود است که همیشه یکجا انفجار احساس و فوران شجاعت کسی اتفاق میافتد که شاید فکر فداکاری را نمیکرد و حالا تبدیل به یک فرد برتر میشود و درجه 1 میشود(انیمیشن رئیس مزرعه و فصل شکارو ...) که حس قهرمانی و شجاعت و به تعبیر ایرانی غیرت افراد را تحریک میکند .با این حال در اکثر این محصولات تصویری هیچ بویی از دین ودیانت نیست و همیشه در جایی کسی به برپایی میهمانی و جشن و خوشگذرانی مشغول است که با توجه به سن شکل گیری شخصیت و افکار از نظر سیاست مداران پشت پرده؛استفاده از سلاح های سرد و به تعبیری خاموش همچون فیلم؛ کارتون ؛ انیمیشن و برنامه دیگر اعم از مسابقات گروهی و فردی و کتاب قصه ها و داستان ها همیشه موثر بوده و دقیقا پایه ی ذهنی افراد از سنین کودکی بر میهمانی ؛خوشگذارانی و قهران پروری میگذارد.میبینیم که از دین خبری نیست.بیان این مساله است که زشت ترین و غیر اخلاقی ترین فیلم های دنیا از هالیوود است نیازی به اثبات ندارد که در شکل عاشقانه و دوستانه اقدام به پخش صحنه های فساد اخلاقی دو بازیگر نقش اصلی فیلم میکند.در پی این ملب میتوان اشاره ی کوچکی به کلیپ ای تصویری خوانندگان زن و مرد آمریکا کرد که دگر نیازی به اشاره به آن نیست و میتوان به وضوح مشاهده کرد.

جنایت خاموش
3-یکی از موضعات مهمی که تصور میکنم باید بیش از پیش به آن پرداخته شود، مسئله ی صهیونیسم است. به ویژه اینکه جایگاه ایران به عنوان قطب مقابلصهیونیسم در آینده نگاری جهان، توجه بیشتر مردم ایران را به این موضوع میطلبد. تاریخچه صهیونیسم را می توان به طور خلاصه از یهودستیزی و تصمیم یهودیان جهان برای اجتماع در یک منطقه جغرافیایی جستجو نمود. به سرعت اتحادی بین یهودیان شکل گرفت و این باعث شد به بلند پروازی های بیشتری مانند بازگشت به سرزمین مادری قوم خود فکر کنند. یهودیان از 3200 تا حدود 1800 سال پیش در منطقه ای که اکنون اسرائیل نام گرفته زندگی میکردند تا اینکه امپراطوری روم در سال 200 میلادی به آنها تاخت و موجب پراکندگی آنها شد. در این نوشته مجالی برای شرح دقیق تر چگونگی و کیفیت تشکیل جنبش صهیونیسم و نحوه بازگشت یهودیان پس از سالها تبعید نیست.اما اتحاد و حمایت مردمی، کمک های مالی سرمایه داران یهود و همچنین ریشه دار بودن این قوم باعث گردید که صهیونیسم به قدرتی بزرگ و در عین حال مرموز مبدل گردد. اما آنچه اهمیت دارد جهانبینی خاص صهیونیسم است که ریشه در یهود دارد.
قوم یهود بر اساس نوشته های کتب عتیق (تورات و  تلمود) معتقد است که سرزمین مقدس (از نیل تا فرات) را خدا به آنها (از زمان حضرت ابراهیم) وعده داده و سلیمان و داوود در همین سرزمین پادشاهی و نبوت داشته اند. همچنین آنها خود را قوم برتر میدانند و معتقدند که با ظهور مسیحا در آخرالزمان حکومت جهانی تماما در اختیار آنها قرار خواهد گرفت. این به قدرت رسیدن مستلزم مقدماتی است : فراهم آوردن شرایط ظهور مسیحا و آمادگی برای جنگ نهایی (آرماگدون) و نجات بزرگ. آرمان این تفکر، تسخیر جهان است. به نظر میرسد صهیونیست ها در راه رسیدن به این آرمان گام های بلند و استواری در طی سالهای اخیر برداشته اند، گام هایی که از چشمان بسیاری از مردم دنیا پنهان مانده اما در دیدگان تیزبین اهل فهم کاملا عیان است. تشکیل دولت اسرائیل مهمترین این گامهاست. همچنین آمریکا به عنوان ابزاری بسیار قدرتمند (به دید من) کاملا در اختیار تفکر صهیونیسم است. برای ظهور مسیحا، منجی یهود، باید معبد سلیمان باز سازی شود. این معبد قبلا دو بار ساخته شده. نخستین بار توسط سیلمان در 960 سال پیش از میلاد که به وسیله بابلی ها تخریب شد و پس از پیروزی کوروش بر بابلی ها در حدود سال 593 قبل از میلاد این معبد باز سازی شد که اینبار توسط رومی ها ویران شد. صهیونیست ها معتقدند که مسجد الاقصی روی ویرانه های معبد سلیمان ساخته شده و می باید با تخریب آن، برای سومین بار آنرا بنا کرد.  بر اساس بند 19 کتاب اعداد پس از ساختن معبد، باید گوساله ای سرخ مو را برای تطهیر این مکان قربانی نمود که با بهره گیری از دانش ژنتیک این گوساله چند سالی است که به دنیا آمده.اما سلطه اقتصادی و به ویژه سیاسی و فرهنگی صهیونیسم  بر جهان بسیار پرکار بوده. برای نمونه می توان به حضور پشت پرده و هدایتگر تفکر صهیونیسم درسینمای هالیوود و نقش آن در ذهنیت مردم جهان اشاره کرد. در ليست يكصد فرد مؤثر بر سينماي آمريكا، 12 نفر اول همگي يهودي­اند. در بسیاری از فیلم ها پس زمینه ای از تفکر صهیونیسم به طور ناخودآگاه در ذهن مخاطب شکل میگیرد. به دو نمونه اکتفا می کنم : در «نجات سرباز رایان» صحنه هایی از نبرد نهایی را می بینیم و نجاتی بزرگ بطوری که رایان یک انسان برتر است که باید به هر قیمتی نجات پیدا کن و هر وسیله ای دراین راه توجیه می شود. و در فیلم «ماتریکس» ،باز هم نبرد و نجات یک قوم. در کتاب پر مخاطب «راز داوینچی» به شکلی دیگر تفکرات صهیونیستی، هنرمندانه به ذهن مخاطب دیکته میشود. بطوری که درپایان کتاب شما علاوه بر علاقه مندی به دیر «صهیون» به این فکر می کنید که منجی (مسیحا) از نسل حفاظت شده ی عیسی ظهور خواهد کرد. فرقه ی «رایلیان» هم که علاقه مندان خاص خود را دارد بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به یهودیت داشته باشد، مخاطبانش را به سوی تفکر صهیونیستی می کشاند. خود من دو سال پس از تحقیق و مطالعه در مورد این فرقه به این نتیجه رسیدم. از این دست مسائل بسیار می توان گفت اما مجالی نیست.

+نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت14:31دست خطِ سرسپرده | |

باید از دوستانم عزل و ساغر تشکر کنم که راه من را به وبلاگ عالشون باز کردند..عزیزان بسیار متشکرم.انشاالله خدا نگهدار شما باشه.من عکس های عاشقانه و زیبایی که میبینم رو به جز به امام زنده؛حاضر و فرمانروای بی نظرم نمیتونم نسبط بدم واسه همین تقدیمشون میکنم به امام زمان(عج) عزیزم.مهدی جان دوستت دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

منبع:http://www.ghazal2saghar.blogfa.com

منتظر او

نام او زیباست.....حس او زیباتر

 

+نوشته شده در پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت11:19دست خطِ سرسپرده | |

حضرت ابوالحسن (ع) فرمود : عیسی بن مریم (ع) فرموده است : همانا شخص بدکار بدیش سرایت میکند به دوست و هم نشینش و هم نشین بد انسان را به هلاکت می افکند پس بنگر و متوجه باش با چه کسی هم نشین هستی ( یا با چه کسی دوست هستی ) اصول کافی جلد 4 صفحه 454

امام باقر (ع) : خدای عزوجل برای بدی قفلهائی قرار داده و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است. اصول کافی جلد 4 صفحه 35   شرح : اگر همه بدیها را در یک جا جمع کنید (مانند اتاق) کلید آن شراب است یعنی اگر شراب بخوری همه گناهان را انجام می دهی

امام صادق (ع) : هرگاه سه نفر با هم هستند دو نفر از آنها با هم در گوشی صحبت نکنند زیرا که این کار باعث ناراحتی و اذیت و آزار رفیق سومی است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 481

 

امام صادق (ع) : دنیا زندان مومن است و از چه زندانی خیر و خوشی آید ؟ اصول کافی جلد 3 صفحه 349

امام صادق (ع) : حسد ایمان را میخورد چنانکه آتش هیزم را میخورد. اصول کافی جلد 3 صفحه 416

امام باقر (ع) : هیچ قطره ای نزد خدا محبوبتر از آن قطره ی اشکی که در تاریکی شب از ترس خدا بریزد و جز خدا چیز دیگری به آن منظور نباشد. ( یعنی نیتش فقط برای خدا باشد ) اصول کافی جلد 4 صفحه 234

امام صادق (ع) : ریشه های کفر سه چیز است : 1.حرص 2.تکبر 3.حسد  اصول کافی جلد 3 صفحه 396

رسولخدا فرمود : حواریین به عیسی (ع) گفتند یا روح الله با که بنشینیم ؟ فرمود : با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنش دانشتانرا زیاد کند و کردارش شما را به آخرت تشویق کند. اصول کافی جلد 1 صفحه 49

حضرت صادق (ع) فرمودند : رسولخدا (ص) ( به اصحاب ) فرمود : آیا شما را به بدترینتان آگاه نکنم ؟ عرض کردند : چرا یا رسول الله ( بگویید ) فرمود : آنان که سخن چینی میکنند و میان دوستان جدائی می اندازند و برای مردمان پاک دامن عیب جوئی کنند.    اصول کافی جلد 4 صفحه 74

امام صادق (ع) : مردم سه دسته اند : دانشمند و دانشجو و خاشاک روی آب (که هر لحظه آبش به جانبی برد ) مانند مردمیکه چون تعمق دینی ندارند هر روز به کیشی گروند و دنبال هر صدائی برآیند.  اصول کافی جلد 1 صفحه 41

امام باقر (ع) : بهترین عبادت عفت شکم و فرج است. اصول کافی جلد 3 صفحه 125

از رسولخدا (ص) سوال شد محبوبترین مردم نزد خدا کیست ؟ فرمود : کسی که سودش به مردم بیشتر باشد. اصول کافی جلد 3 صفحه 239

امام صادق (ع) : همانا مومن خواب هولناک ( ترسناک ) ببیند و ( بواسطه همان ترسی که به او رسیده ) گناهش آمرزیده شود و وقتی هم تنش رنج کار ببیند پس گناهش آمرزیده شود ( شرح : یعنی اگر در کار کردن رنج و سختی بکشد گناهش آمرزیده شود).    اصول کافی جلد 4 صفحه 180 الی 181

اصبغ بن نباته از علی (ع) روایت میکند که جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت : ای آدم من مامور شده ام که تو را در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم پس یکی را برگزین و دوتا را واگذار.آدم گفت چیست آن سه چیز ؟ گفت : عقل و حیاء و دین . آدم گفت عقل را برگزیدم.جبرئیل به حیاء و دین گفت شما باز گردید و او را واگذارید.آندو گفتند ای جبرئیل ما ماموریم هرجا که عقل باشد با او باشیم.گفت خود دانید و بالا رفت.

-------------------------------------------------------------------------------------

لازم است که بگویم کتاب کافی از مرحوم شیخ مفید که با امام زمان هم رابطه داشته و امام زمان به او چند نامه ای نوشته از معتبر ترین کتب حدیث شیعه هست.

همه ی ما باید بدانیم که نسبت به آگاهی هایمان مسئولیم و از ما خواهند پرسید که آیا به آنچه اطلاع داشتی عمل کردی؟

 

+نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت15:44دست خطِ دلداده | |

خوب این چند عکس نتیجه ی چند ساعت کار هست(شب تا صبح) امیدوارم  لذت ببرید

منتظران مهدی

پوستر شماره ی ۱: منتظران مهدی

 منتظر مهدی

پوستر شماره ی ۲: منتظران مهدی

تا بینهایت دلم برایت پر میکشد

پوستر شماره ی ۳:تا بینهایت دل برایت پر میکشد

آخرین مقصد من خاک است

پوستر شماره ی ۴: آخرین مقصد من خاک است

+نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت22:10دست خطِ سرسپرده | |

فتح باب
آیت الله قاضی همیشه نماز مغرب و عشاء را، در حرمین شرفین امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام به جا می آورد، و چون به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام می رسد، با خود می اندیشد که تا به حال در مدت این چهل سال هیچ چیز از عالم معنا برایم ظهور نکرده، هر چه دارم به عنایت خدا و به برکت ثبات است.
در راه سیّد ترک زبانی که دیوانه است، به طرف او می دود و می گوید؛ سیّد علی، سیّد علی، امروز مرجع اولیاء در تمام دنیا حضرت ابوالفضل علیه السلام هستند، و او آن قدر سر در گریبان است که متوجه نمی شود آن سید چه می گوید! به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام می رود. اذن دخول و زیارت و نماز زیارت می خواند و می خواهد که مشغول نماز مغرب شود.

آیت الله نجابت می گوید:
« تکبیره الاحرام را که می گوید، می بیند که وضع در اطراف حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام به طور کلی عوض می شود، آن گونه که نه چشمی تا به حال دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است. قرائت را کمی نگه می دارد تا وضع تخفیف یابد و بعد دوباره نماز را ادامه می دهد، مستحبات را کم می کند و نماز را سریع تر از همیشه به پایان می رساند. به حرم امام حسین علیه السلام نمی رود و به دنبال جایی خلوت به خانه رفته و برای این که با اهل منزل هم برخورد نکند به پشت بام می رود. آن جا دراز می کشد و دوباره آن حال می آید و بیشتر می ماند. تا اهل منزل سینی چای را می آورد، آن حال می رود. نماز عشاء را می خواند و دوباره آن وضع بر می گردد؛ چیزی که تا به حال حتی به گفته خودش یک ذره اش را هم ندیده است و حالا که دیده نه می تواند در بدن بماند و نه می تواند بیرون بیاید. دوباره که شام را می آوردند، آن حال قطع می شود و نیمه شب دوباره بر می گردد و مدت بیشتری طول می کشد. »

آری و بالاخره درهای آسمان برایش گشوده و فتح باب می شود.
می گوید:

« آن چه را می خواستم، تماماً بدست آوردم و امام حسین علیه السلام در را به رویم گشود. ابن فارض یک قصیده تائیه برای استادش گفته؛ من هم یک قصیده تائیه برای امام حسین علیه السلام گفته ام نمره یک! که کار مرا ایشان درست کرد و در غیب را به نحو اتم برایم باز کرد. »
« او در اثر طلب حقیقی و استقامت به خانه که نه، به خود صاحبخانه رسیده است و یار او را به درون خانه راه داده؛ او از حصار تنگ دنیا که خیال و سرابی بیش نبوده و حقیقی ندارد، گذشته و به عالم روح و مجردات پیوسته است و چون فهمیده که از عالم خیال چیزی نصیبش نمی شود، باب خیال برایش بسته می شود. »

آیت الله نجابت نقل می کند:
دفعه اولی که ما آیت الله قاضی را دیدیم، خیلی با ما گرم گرفتند و ما را تحویل گرفتند. در اثر این التفات زیاد، من زبانم باز شد و گفتم: آقا این وضع اهل معرفت به خیال است یا به حقیقت؟ ناگهان ایشان چشمهایش درشت شد و گفت:

« ای فرزندم من چهل سال است با حضرت حق هستم و دم از او می زنم این پندار و خیال است؟! »

+نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت21:22دست خطِ سرسپرده | |

سلام  بر خدای دوست داشتنی و یکی یکدونه ی خودم
صلوات بر محمد و آل محمد که سرشت آدمیت از نور آنان میجوشد و از نگاه آنان راه می یابد.سپاس خدای عزوجل که ستایش مخصوص اوست و آنکه زیبا ترین کلام ها را می سراید.
ساپس و حمد ازآن خدایی که شکافنده ی آسمان ها در روز جزا است و آن خدایی که حکمتم آموخت و راه سعادت را بر من نشان داد.
امشب می خوام 1 چیزی بگم که راه رسیدن اون چیزی که دوست دارید باشید را فراهم میکند:
من نیز انسانم  و لازمه ی سعادتمند شدنم عمل به موبه موی دستورات الاهی موجود در احادیث و آیه های پاک و زیبای خدا ی عزیزم هست.تامل در آیات هستی .قرآن و زندگی ازدستورات موکد(تاکید شده) در قرآن و احادیث هست.خود خداوند در قرآن از کسانی که بدون حضور قلب و تفکر در آیات جاری در نماز؛ نماز بخوانند به نیکی کسانی که به جای عباداتطویل لحظلاتی را به یاد خدا در سیر اندیشه میگذرانند یاد نمیکند.
گاهی پیش میاد که به خاطر مسائلی که شامل حال همه میشه از خدا دور میشیم و یا با افکار منحرف و یاد شیطان مجبوریم بسازیم یا اینکه از خدا دور بشیم و با حال بدی به زندگی ادامه بدیم یا ...اما من به تجربه ی خودم کار هایی انجام میدم که به شما هم توصیه میکنم تا در پناه بی همتای مطلق به عشق بازگردید:

1-خواند نماز هایی در طول روز به نیت توبه از گناهان آشکار - پنهان و دانسته و ندانسته.
2-زمزمه ی با حضور قلب اذکاری همچون:    سبحان الله    الهی العفو    لا اله الا انت سبانک و انی کنت من الظالمین(la elaha  anta sobhanaka va enni konto menal zalemin)(به نام ذکر یونسیه)
3-درخواست توبه و عفو از خداوند به مکررات در سجده ی نماز
4- صدقه برای رضای خدا
5-کمک گرفتن از اعمه مطهر و پاک
6-درخواست قلبی واقعی برای نزدیکی دوباره به خدا.
اگر که انجام دادید باز همون حس لعنتی نرفت تا میتونی نماز بخون که پیامبر بسیار توصیه به نماز کرده اند.....
انشاالله همه و اللخصوص این بنده ی حقیر؛‌این کوچک بخشیده شوند.آمین
خدا به همراهتون
-------------------------------------------
پ.ن 1 : این پوستر باز با هدایت خدا و کمک امام زمان(عج) طراحی کردم .امیدوارم لذت ببرید.

مهدی جانم دلتنتم......

پوستر شماره۳ : مهدی جان دلتنگتم

+نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت0:36دست خطِ سرسپرده | |

سلام بر خدای من
بی مقدمه: دوست دارم.مثل قطره ای شبنم پاک و زیبا
ای خوشترین صدای من.ای برترین نگاه من.ای پاکترین هوای من.ای محبوب من.دل کوچک خویش به دریا زدم و از بی کرانه های بی نیازیت طلب درگاه و دیدارت کردم تا که امروز دراینجا در کنار عشق تو هر لحظه به پرواز درایم.ای خدا.ای زیبا ترین کلام نمیدانم چگونه با این انتظار زندگی کنم.هر آینه از شوق تو جان از تنم برون میرود و در دیار باقی پروازمیکند.ای زیبا ترین احساس.تو را در ورای قداست و ایمان و زیبایی وشقاوت و سخاوتمندی و محبت و عشق یافتم.ای خدای بی همتا سر به سجده می گذارم و و تو را میخوانم.کلمه کلمه کلمه:بسم الله الرحمن الرحیم.

می آیم به سوی تو

 

 

 

 

+نوشته شده در جمعه 16 شهریور1386ساعت1:24دست خطِ سرسپرده | |

مرحوم فخر المحققين سيد محمد اشرف سبط سيد الحكماء ميرداماد رضوان اللّه تعالى عليه فرمود: اسحاق بن ابراهيم طاهرى كه يكى از بزرگان بوده يكشب در عالم خواب آقا حضرت رسول اكرم (ص ) را ديد، حضرت به او فرمود: قاتل را رها كن . با ترس از خواب بيدار شد. ملازمان خود را طلبيد و گفت : اين قاتل كيست و در كجاست ؟
گفتند: در اينجا حاضر است و خودش هم اقرار بقتل كرده است . او را حاضر كردند اسحق به او گفت اگر راستش را بگوئى تو را رها خواهم كرد قاتل گفت : من با يكسرى از رفقايم اهل همه فسادها و لااُبالى گرى و عيّاشى و ولگردى بوديم با آنها مرتكب هر حرامى مى شديم و در بغداد بهر عمل زشتى دست ميزديم ، يك پيرزالى براى ما زن مى آورد. يك روز آن پير زن بر ما وارد شد كه با خودش ‍ دخترى بسيار زيبا آورده بود، آن دختر تا ما را ديد و متوجه شد كه آن پير زن او را فريب داده صيحه اى زد و بيهوش پخش زمين شد وقتى او را بهوش آوردند فرياد زد و گفت اللّه اللّه از خدا بترسيد و دست از من برداريد من اين كاره نيستم و اين پير زن غداره مرا فريب داد و گفت در فلان محل تماشائى است و قابل ديدن است و افسانه هائى برايم بافت و مرا راغب گردانيد من هم همراهش راهى شدم از خدا بترسيد من علويه از نسل حضرت زهرا سلام الله عليها هستم .
دوستانم به حرفهاى او اعتنايى نكردند و جلو آمدند كه به او دست درازى كنند من بخاطر حرمت رسول اللّه (ص ) غيرتم بجوش آمده و از آنها جلوگيرى كردم در نزاعى كه با آنها كردم جراحات زيادى بر من وارد شد چنانچه مى بينى پس من ضربه اى سخت بر او وارد كردم و پيشكسوت آنها را كشتم و دختر را سالم از دست آنها خلاص ‍ كردم .
دختر وقتى خود را رها ديد در باره ام دعا كرد و گفت : همين طور كه عيبم را پوشاندى خدا انشاء الله عيب هاى تو را بپوشاند و هينطور كه مرا يارى و كمك كرد خدا تو را يارى كند در اين هنگام صداى همسايه ها بلند شد و به خانه ما ريختند در حالى كه خنجر خون آلود در دست من بود ومقتول در خون مى غلتيد مرا گرفتند و اينجا آوردند.
اسحاق گفت : من تو را به خدا و رسول الله (ص ) بخشيدم آن مرد قاتل گفت من هم از همه گناهانم توبه كردم و به حق آن كسيكه مرا به او بخشيدى ديگر گرد گناه و معصيت بر نمى گردم و توبه كردم و كم كم يكى از نيكان گرديد.
در اين داستان مى بينيم كه قاتل به واسطه ترك حرام و جلوگيرى از آن و يارى كردن از مظلوم براى خدا و حرمت رسول اللّه (ص ) با آن همه آلودگيهايش چگونه مورد لطف خدا و رسولش واقع شد به طوريكه از كشته شدن نجات پيدا كرد و به توبه از گناهان موفقش ‍ داشتند.
این است نتیجه ی عشق به پیامبر و اهل بیت پیامبر(چه آشکارا و چه پنهانی)

+نوشته شده در سه شنبه 13 شهریور1386ساعت0:47دست خطِ سرسپرده | |

محبوب ترين كس در نزد خداوند متعال كسى است كه از گناهانش توبه كننده باشد، چنانچه در قرآن مى خوانيم :
اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوابين .( 1)
البتّه خداوند متعال توبه كنندگان (از گناه ) را دوست دارد.
آقا خاتم الانبياء (ص ) فرمود: هيچ موجودى در پيشگاه حقتعالى محبوبتر از مرد و زن توبه كننده نيست ( 2)
و همچنين آن حضرت فرموده :
النّائبُ حَبيبُ اللّه توبه كننده از گناه محبوب خداست .( 3)
حضرت باقر (ع ) فرمود:
اگر مردى در شب تاريك شتر با توشه اش را در سفر گم كند و سپس ‍ پيدا كند چقدر خوشحال مى شود، همينطور است در ارتباط با انسانى كه راه اصلى حق را گم كرده و گناه و معصيت خدا را انجام داده و حال توبه كرده خداوند متعال هم بيشتر از او نسبت به توبه كنندگان فرحناك و خورسند و خوشحال مى شود.( 4)
و در جاى ديگر مى فرمايد:
خداوند متعال به توبه بنده اش خوشحال تر است از مرد عقيمى كه بعد داراى فرزند شود و از كسى كه گمشده اش را پيدا كند و از تشنه اى كه به آب مى رسند (آنها چقدر خوشحال مى شوند كه به فرزند برسند يا گمشده اش را پيدا كرده ، يا وقتى كه به آب مى رسد چه حالت فرحناكى دارد.) خدا هم وقتى ببيند بنده اش توبه كرده از اينها بيشتر خوشحال مى شود زيرا خدا بنده اش را خيلى دوست دارد.( 5)
شهيد آية اللّه دستغيب رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب استعاذه اش مى گويد: پس از آنكه حضرت نوح على نبينا و آله و عليه السلام نفرين كرد و همه كفار غرق شدند ملكى در پيش او ظاهر شد. شغل حضرت نوح (ع ) كوزه گرى بود كوزه هائى از گِل درست مى كرد و پس از خشك كردن مى فروخت . ملك كوزه ها را يكى يكى از حضرت نوح (ع ) مى خريد و پيش چشمش آن را خُرد مى كرد و مى شكست حضرت نوح (ع ) ناراحت شد و به او اعتراض ‍ كرد كه اين چه كاريست مى كنى ؟ گفت به تو مربوط نيست من خريده ام و اختيارش را دارم .
حضرت نوح (ع ) فرمود: بله لكن من آن را ساخته ام ، مصنوع من است ، ملك گفت كوزه هائى ساخته اى ، نه اينكه خلق كرده اى ، اينك من كه آن را مى شكنم تو ناراحت مى شوى چطور نفرين كردى كه اين همه خلق خدا هلاك گردند در حالى كه خدا بنده را خلق كرده و آنها را دوست دارد، پس از اين قضيه ازبس گريه كرد نامش را نوح گذاشتند.
غرض شفقّت پروردگار است خالق ، مخلوق خودش را دوست مى دارد، خدا به پيغمبرش عتاب مى فرمايد كه چرا نفرين كردى اين همه خلق هلاك شوند به خاطر اينكه خدا بنده اش را دوست دارد. و در قرآن آنها را مى ترساند و سفارش مى كند مبادا فريب شيطان را بخوريد دنيا سراى فريب است شيطان دشمن است .
اين آيات و روايات حاكى از اينست كه خداوند متعال انسانهائى را كه گناه و معصيت كرده اند و از كار خود پشيمان شده اند و در خانه حق مى آيند و توبه مى كنند خوشحال مى شود زيرا به انسان علاقه دارد و دوست ندارد بندگانش به دوزخ سرازير گردند.

+نوشته شده در جمعه 9 شهریور1386ساعت20:30دست خطِ سرسپرده | |

سلام و درود بی پایان بر محمد (ص) خاتم و آل او

بی پرده میگم.عزیزم تولد مبارک..فدات بشم من.ای خورشید من.ای عزیز ترین مهربان من.ای پاکترین و نورانی ترین محبوب زندگی من.جانم فدایت

مهدی جان تولدت مبارک

ای مهدی تولد مهدیت مبارک.

----------------------------------------------------

پ.ن ۱: امشب من مهدی تولدم هست.تولدم مبارک۱۹ ساله شدم.شاید اینطوری بگم بهتره:

من یک انسان از شیعیان علی هستم.در دیار باقی صلاح بر این شد که به زمین بیایم و توانایی های خود را اثبات کنم.حالا عاشق خدا و پیامبر و اهل بیت او هستم که این بزرگترین شانس زندگی منه

پ.ن ۲:بزرگ ترین اتفاق زندگی من امشب رخ داد و ارزشمند ترین هدیه ی زندگیم را از پدرم دریافت کردم.فیش سفر حجکه بهترین هدیه ی تمام عمرم بود من نیز خواهم خواند

 لبیک لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک

پ.ن ۳: این ۲تا پوستر رو خودم طراحی کردم.استفاده کنید و لذت ببرید اندازه ۱۲۸۰*۷۶۸ با سایز حداکثر ۶۰۰ Kb دانلود کنید

یا ابا صالح المهدی ادرکنی.............

پوستر شماره ۱:مهدی جان بیا

خدا خیلی دوستت دارم.ای بهترین محبوب من...........

پوستر شماره ۲: خدا خیلی دوستت دارم

+نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت2:59دست خطِ سرسپرده | |

السلام علیک علی الله و نبیک.
سلام خدا.
دلم بدجور گرفته.خیلی.خیلی.از این تنهای و ماندگی در میان این حیوانات انسان نما.شما شیعه اید؟ شیعه ی علی ؟؟! هدایت شما انشاالله که عاجل باشد الا که هیزم جهنم آناند که بی حجاب و زیانکار و بی عفتند.خدایا تنهایم.به تنهایی چوپانی که تنها با گوسفندان خویش درد دل میکند.امروز دیروز.دیروزها  و هر روز که میگذرد از زندگی در میان این خسته دلان آشفته رو با 1 جعبه مداد رنگی نقاشی و 1 بار پشم بر سر و صورتشان...خدایا در میان جامعه ی اسلامی اسلامت نمیبینم.چشمان من  زشت مینینند؟زشت تینت ام؟یا زشت را حسرت وار نظاره میکنم؟در میان آنان که تنها پوست مرا میبینند و نه آنکه در ورای آن جان من است...از آنکه بی منت فرمانش میبردی و سپاسش را زخمه بر دل و شادیت میزند و تنها به 1 تشکر بسنده میکند.از آنان که میدانند و میبینند که با قامتی ایستاده هستم و همچنان به دنبالم میگردند.از آنان که به ریشخندی بچهگانه آرزو ها و نگاه های عاشقانه ام را سوار بر شانه های باد به دور دست ها میفرستند.یا از او که پس از 4صباح عاشقی به هوسی نامردانه کمرم شکست.آه از دل من که چه گریه ها دارد امشب.ای خدای من.ای سنگ صبور من.ای برترین حاضر.بر من ببار و رحمتی کن/نظر بر این حقیر بی نصیب کن.

ای مهدی.ای صاحب زمان.ای امام زنده ی من.جانم فدایت.ادرکنی. که دستم به سوی تو دراز است.تنها پس از معبود تو را دارم.کمکم کن.
--------------------------------------------------
این دوران دوران تاریک زندگی منه..یکه تاز میپسارمش.با امید به خدا و با کمک مولایم.در این میان بوی رایحه هایی هست که مسیر مرا شیرین و ور از غم میکند مثل آسمان(‌که مرا مادرانه عشق میورزد) و سمیه(که خواهرانه دوستم میدارد و دل نوازشم است) وELahe (دوستی مهربان و اما شکسته) و ×××(از بردن نامش معذورم.دختر نیست.پسر نیست) که بی تابی های تنهایی و دل شکستگی های مرا شبانه چه آرام صبوری میکنند. تا آخر دنیا سپاسگذارم.باشد که دعایم هر لحظه به دنبالتان باشد که این حقیر هیچ جز خدا ندارد..........

و از آنکه هست  و نمیداند که هست و با نگاه هایش آرامش به من هدیه میکند.

من نیز محکوم به سکوتم....

+نوشته شده در شنبه 3 شهریور1386ساعت23:25دست خطِ سرسپرده | |

سلام ای خدا
با صلوات بر فرستدگانت از آدم تا خاتم.
دلم پره .دلکم گریه دارم. دلم میخواهد گریه کنم.چکه چکه چکه .قطره قطره گرم و تنها ی تنها برای تو که ای غریب من که  درد غربتم را میفهمی.
دردلی دارم به قدمت همه ی عمر. به قدمت پاکی اشک های جاری از چشمانم.ای دوست.ای یار.به کدامین گناه مرا شکستی؟‍ تو را جز نوازش چه کرده بودم که مرا چنین شکستی.با توام که عشق مرده.با خواندن هر خط نوشته ها و دیدن جای جای عکس هایمان قلب شکسته ام به تیر غیب ترکی می اندازد بر قامت خویش. بر قامت من. با خواند التماسم در آن شب تار زخم بر چشمانم می افتد.نمیدانی زیر باران آن زمان که من خویش عشق بودم در چه رویایی در سیر بودم و به چه اندیشه بودم که آنچنان عاشقانه طوافت میکردم.آنگاه که معشوق من تو بودی.اما حال نیستی.نیستی و به جای تو تنهایست.آن زمان که پاهایت بوسیدم تا بمانی را به یاد می آوری؟به چه گناه مرا در تنهایی خویش کشتی؟سر به بیابان نهادم تا تورا جویم به یاد می آوری؟؟ و اما تو تنها به هوای نفس خویش پا در رکاب خیانت زدی به بهای عمر و جان و چشم من.روزی خواهم خواست چرا و آنگاه که ساده ترین راه فرار تو اقرار باشد.تو پروانه ی من بودی چرا کمرم شکستی؟ای من فدای 1 تار مویت دل تنگی مرا نمیبینی؟زندگیم سوزاندی و رفتی.کاش نمیماندی اما در دلم نمیمردی.که اینچنین در کشاکش درد هم عاشق و گریزان از تو باشم....تو ای زیبای من .مرا شکستی. برتو حلال هر آنکه داری. روزیت افزون.هنوز روزه هایت میگیرم و نمازت میخوانم.میفهمی مرا؟1 سال میگذرد.از 4 سال آشنایی.و من اینگونه در قطرات اشکم دراین تنهایی رنگ می بازم و عرق در اندیشه ی کابوس های شیرین گذشته ام.نمیدانم دعای برگشتنت بخوانم یا روضه ی فنایت.باشد که زیر سقف خدا زنده باشی و تنها امیدم به روز جزاست.تا آن روز بدرود.

+نوشته شده در شنبه 3 شهریور1386ساعت23:12دست خطِ سرسپرده | |

سلام ای خدا
با صلوات بر فرستدگانت از آدم تا خاتم.
دلم پره .دلکم گریه دارم. دلم میخواهد گریه کنم.چکه چکه چکه .قطره قطره گرم و تنها ی تنها برای تو که ای غریب من که  درد غربتم را میفهمی.دردلی دارم به قدمت همه ی عمر. به قدمت پاکی اشک های جاری از چشمانم.ای دوست.ای یار.به کدامین گناه مرا شکستی؟‍ تو را جز نوازش چه کرده بودم که مرا چنین شکستی؟.با توام که عشق مرده.با خواندن هر خط نوشته ها و دیدن جای جای عکس هایمان قلب شکسته ام به تیر غیب ترکی می اندازد بر قامت خویش. بر قامت من. با خواند التماسم در آن شب تار زخم بر چشمانم می افتد.نمیدانی زیر باران آن زمان که من خویش عشق بودم در چه رویایی در سیر بودم و به چه اندیشه بودم که آنچنان عاشقانه طوافت میکردم.آنگاه که معشوق من تو بودی.اما حال نیستی.نیستی و به جای تو تنهایست.آن زمان که پاهایت بوسیدم تا بمانی را به یاد می آوری؟به چه گناه مرا در تنهایی خویش کشتی؟سر به بیابان نهادم تا تورا جویم به یاد می آوری؟؟ و اما تو تنها به هوای نفس خویش پا در رکاب خیانت زدی به بهای عمر و جان و چشم من.روزی خواهم خواست چرا و آنگاه که ساده ترین راه فرار تو اقرار باشد.تو پروانه ی من بودی چرا کمرم شکستی؟ای من فدای 1 تار مویت دل تنگی مرا نمیبینی؟زندگیم سوزاندی و رفتی.کاش نمیماندی اما در دلم نمیمردی.که اینچنین در کشاکش درد هم عاشق و گریزان از تو باشم....تو ای زیبای من .مرا شکستی. برتو حلال هر آنکه داری. روزیت افزون.هنوز روزه هایت میگیرم و نمازت میخوانم.میفهمی مرا؟1 سال میگذرد.از 4 سال آشنایی.و من اینگونه در قطرات اشکم دراین تنهایی رنگ می بازم.نمیدانم دعای برگشتنت بخوانم یا روضه ی فنایت.باشد که زیر سقف خدا زنده باشی و تنها امیدم به روز جزاست.تا آن روز بدرود.

+نوشته شده در جمعه 2 شهریور1386ساعت4:22دست خطِ سرسپرده | |

چهل پند از مولای متقیان امیر المؤمنین علی علیه السلام

 

توکّل در امور

ادب در کلام

قصور در شهرت

اجتناب ازعیب

مدایت باجّهال

نظا فت در پوشش

عفو با قدرت

پرهیز از خشم

دوری از کبر

عیادت مریض

استقامت در کار

شکر بر نعمت

تفکّر در امور

اندازه در معاش

دلجوئی از غریبان

سعی در اخلاص

اکرام به مهمان

تامل در جواب

دادرسی در قضا

اصرار در طلاعت

راستی در گفتار

خدمت بخلق

سرعت در خیر

تقدم برسلام

دفا بر عهد

کناره جوئی از نجل

عطا در مقام

احترام بوالدین

شفقت با مردم

مخالفت با نفس

نصرت بر جهاد

جوانمردی با مفلوب

نوازش بر ایتام

پایداری بر حوادث

خوشروئی باعیال

مصاحبت با نیکان

ایثار بر مساکین

تعطیل در انتقام

صبر در مصائب

امداد بر مظلوم


مولا جانم علی جان

 

+نوشته شده در جمعه 2 شهریور1386ساعت0:39دست خطِ سرسپرده | |

سلام بر تو ای عشق من.
بار خدایا سلام بر تو و محمد وآل محمد...ای بهترین من سلام.

ای خدای عاشق صفت من. ای خدای دل رحم و ای مهربان من.درود بر تو که تمام حجم زندگی ام را سرشار از محبت و زیباییت کرده ای.خدا قبل از اینکه پیدات کنم نمیدونم چطوری زندگی میکردم. نمیدونم.مست و بی ریا فریادت میزنم ای خدای عزیزم.ای آرامشم.ای زندگی من.به تو من هیچم.بی تو میمیرم.بی تو سر از بی تابی نمیشناسم.ای مهربان من.ای خدا ا ا ا ا ا ا ا ا ا..خداجوم خیلی دوست دارم.وقتی آهنگ های عاشقانه گوش میکنم هیچ کس رو جز تو داخل دلم نیست.نمیتونم به جز تو به هیچ کس جز تو فکر کنم.ای عزیز تر ازجانم.ای خدای من.ای همه کس من.در کدامین کلمه معنی کنم تورا!!! ای خدای من به سان قطره ای که از ابر فرو ریزد در تو ریختم و معنی دگر شدم.حال دلی دریا صفت دارم لب به لب ساحل عشق.و با دلی سرشار از تو به انتظار امنیت وآرامش دلم نشسته ام تا از در دراید که عشقش جان به لبم رسانده.ای مهدی کجایی..... تو کجایی؟دوست دارم.تو را خیلی دوست دارم. به به نهایتی محبتت و عشقت.سجده به خاک خدا به پای تو..........
--------------------------------------------------------
پ.ن :در آسمان معنی دگر یافتم.عشق آنجاست در دل آسمان.در ورای دست این آدمیان...آسمانم را دوست میدارم که اینگونه پاک است و از بام دلش تا بی نهایت پیداست.نور از آنجاست.پاکی از آنجاست.خوشا آنان(خود خودم) که دست به دامن اویند که آسمان از آن اوست...سخاوتت را سپاس.سپاس که گریه هایم را بر شانه هایت طاقت میکنی...

+نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت0:35دست خطِ سرسپرده | |

سلام به عشق خودم خدا
الهم صلی علی محمد وآل محمد.رو به خودم در آینه اسیتاده نگاه میکنم.....ساکتم و با خودم فکر میکنم.ولی در سکوتم با تمام قدرت کلماتم را فریاد میزنم....
از کجایی؟ به کجایی؟ هم اکنون کجایی؟ در میان افکار پریشان و مشوشم چیزی جز خدا پیدا نمیکنم....آه..چه نگاه مظلومانه ای دارم من....چطور دلم میومد که با این همه معصومیت دست به گناه بزنم.چطور چشمایی که خودم اینقدر دوستشون دارم که بعد از ساعت ها دیدنشون سیر نمیشم رو وادار میکردم گناه 2 نفر دیگه رو تماشا کنه؟چطور دلم میومد دستایی که همیشه زیر بارون پاک خدا شسته میشدند رو به گناه کثیف تر از لجن کنم؟ آه وای بر من...خدایا.من چه کرده ام؟؟؟ چرا چنین کرده ام.وای که اگر ببخشی با چه رویی باز سرم رو بالاکنم.تو همه چیزی . نکوی من.بهار من.عشق شیرین من..عزیزم . خوشکلم. نازم.مهربونم.عاشق یعنی تو.تو معنی تمام عشقی.زیبایی از تمام دنیات میباره مثل بارون از ابر.خدا اون روزی که ترکم کرد شاید بی ارزش تر از اونی بود که حتی بهش فکر کنم.اما دیدی که اشک ریختم و مردم و در تو زنده شدم...با همه ی بی وفاییش و بی لیاقتی و سنگ دلی و نامردی که کرد ولی همیشه واسش دعا میکنم که هم باعث شد من به سمت تو بیام هم اینکه چهره ی واقعیشو بهم نشون داد.خدا از همه چیزی که دادی ممنونم.عزیز منی جیگرم.عسلم.گل نازم.خوشبوترینم.فدات بشم الاهی ای الاهی. دوست دارم خدا.خیلی..

+نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت0:18دست خطِ سرسپرده | |