|
از آن روزی که از دنیا بریدم به سوی کوی تو . هرجا دویدم....
سبک آرام و بی یاد.....خدای بنده ی رفته از یاد خدا ی کهکشانِ بی نهایت.....سکوتِ شادی این کار و بارم
سلام ای مهربون من
سلام بر خداوند پاک و بلند مرتبه
خواستم سخنی دگر آغازکنم رو به پایان نهادم....خواستم پس از آن غروب غمگین طلوعی دگر آغاز کنم... خواستم پس از آن شب روزی دگر آغاز کنم.....خواستم پس از آن مرگ زندگی دگر آغاز کنم.....اما کاش که این خاطر در خواب نبود... کاش که این دل در بنده هیچ نبود... کاش که این حسرت سینه سوز نبود...کاش که این راه بی راه نبود.....و ای کاش که دریای دلم طوفانی نبود....ماندم و سوختم و ساختم......خواستم و رفتم و مردم......گفتم و ریختم و آرمیدم......جایی دگر نام مرا میخواندند در بند این خانه بودم......کاش که در بند آن نگاه همچو تیرت بنودم.... تیری که از روحم گذشت و جای عشق آن ماند....ای یاد تو بمان و تو بمان....هدیه ی من به باشد همین یاد که هیچگاه از دنیا نخواهد رفت.....من رفتنی و او ماندنی....من گفتنی و او دیدنی....
سلام به ای بهترین من....سلام خدا جونم
سلام ی به زیبایی دستان کوچک نازنین من.
سلام بر خدایم
خدایا سلام
دوست عزيزم سلام ممنون كه تا اينجا اومدي.... دوست دارم اولين نوشتم رو بخوني به نام اولين كلام........ ممنون
خداوندا سپاس باد تو را که وجودم را آفریدی
خداوندا روزیم ده از آن رو که بنده ام آفریدی خداوندا راهنمایم باش از آن رو که راهنمایی خداوندا بینش عطایم کن از آن رو که از خویش آفریدی مرا خدايا خدايي كن مرا........
خدایا باز مثل همیشه با همه ی وجودم : سلام عزیزم من خیلی خوبم....توپ توپ... آخه تو خدای عزیز منی....فدات بشم عزیزم......گلم همیشه روی زمین این کلمات رو این القاب رو به بهترین و عاشقانه ترین شکل واسه آدمایی که آفریدی میخوندم......مثل 1 شعر ....وقتی صدا زدی منو تازه فهمیدم این کلمات واسه چی شیرین هستند... خوب وقتی تو منو "عزیزم" صدا کنی معلوم که این کلمه مقدسِ.اینو توی حی الی الصلات مشه فهمید......اینو دیگه خوب میدونم....دیدم وقتی 1 بندتو "مهربونم" یا "عزیزم" صدا میکنم به هیچی که نمیرسم هیچی هرچیزی که واسم باقی مونده هم خرابتر میشه.....ولی وقتی با گریه و خون دل فقط گفتم "خدا کمکم میکنی؟" دیدم که چقدر عاشقانه جوابم رو دادی.پس فقط به خودت میگم....وقتی به این فکر میکنم که من قسمتی از تو هستم و تو منو آفریدی ، آی حال میکنم...آی بهم میچسبه که نگو نپرس(آخه خودت بهتر میدونی)قربونت برم که لبخندت آرامش و تمام هدف زندگی منِ فقط تو رازی باش باقیش با من......منم یه کارایی یاد گرفتم... از خود خودت عزیزممهربونم......
خدای عزیز و مهربونم....آرام جونم.....با همه ی عشقم سلام کجاست...نمیدونم به دنیا آمده یا نه...ولی میدونم بنده ی خوبیه...خدایا اونی رو دوست دارم که تورو دوست داشته باشه ... رفیقت باشه...مهدی باشه...سالم باشه.... مسلمون باشه....عاشقت باشه....دلتنگت باشه....گناه نکنه...خیانت نکنه....صادق باشه...مهربون باشه.واسه بچم بهترین مادر باشه...آرامش زندگیم باشه...کامل کننده ی من باشه....معلمم باشه.سنگ صبورم باشه....پاک دامن باشه....بنده ی تو باشه....خداپرست باشه....میخام هر کاری لازم شد واسش کنم...فقط خودش باشه ...فقط شخصیت خودش رو محترم بدونه...مغرور نباشه....دوست داشتنی باشه....مزه ی نون حرام رو تا به عمرش نچشیده باشه....بهترین باشه....از من بهتر باشه.................. داری......................
نمیدونم کارم درسته که این نوشته ها رو برای همه ی بچه میگم یا نه..آخه آمار وبلاگم خیلی واسم معنی داره(www.csc-pnu.blogfa.com) تعداد نظرهایی که میدن واسه این نوع نوشته ها در
برابر چرندیاتی که جلب توجه میکنه خیلی ناچیز به نظر میاد (http://commenting.blogfa.com/?blogid=linker-spnu&postid=1&timezone=12642).....خودتو که دیگه میدونی من چرا اینا رو مینویسم اونم به فارسی و خودمونی نه به عربی به رسمیترین شکل....تو خدای منی چه خدای بودا...چه پدر..چه روح فنا ناپذیر و چه الله....تمامش که معنی میده....پس بزار "عشق من" یا "عزیز دردونه" یا بهتر از اینا خدا جونم صدات کنم.....خدا جون یادم بده ساده باشم و ساده زندگی کنم....خدایا کمکم کن که رفاه همسر و فرزندانم را به بهترین شکل فراهم کنم تا نکنه دنیا بهشون فشار بیاره...خدایا یادم بده چطوری لقمه ی حلالت رو حرام نکنم و زندگیم رو پاک کنم....خدایا بیا یه کاری کنیم....اگر من خواستم خطایی کنم که به ضرر کسی خواست بشه یا به ضرر خودم باشه همچین بزن منو که نای نفس کشیدن نداشته باشم که بخام از این غلطا کنم....نزار پر کاهی نا حق وارد زندگیم بشه.....خدایا تورو به پاکی خون حسین ت به زیبایی روح محمدت به عظمت دل فاطمه ت منو ماخذه نکن....تورو به قرآن ت که منو با خشمت رو در رو نکن من طاقت ندارم....عشق من دلم می لرزه وقتی به زندگی بدون محبت تو فکر میکنم....اگر به اون سرسرایی که بنده های پاک و خوبت هستند منو راه نمیدی بزار که توبه کنم....یادم بده....پدر من.... خدای من........................................ غمگینم.....از مهدی که هستم.....بهترینی....بهترینم که....بهترین مهدی که میتونم واست باشم.....منو تو....
خدایا:
بهتر از هرکسی میدونی که خدا تورو بیشتر از هرکسی دوست دارم.تو عمر منی.قربونت برم من.فدات بشم.آخه تو که اینقدر عزیزی دوست داشتنی هستی بهترنبود که اینقدرمنو ضعیف نمیافریدی که نتونم با گوشم صداتو بشنوم؟؟؟با همه ی وجودم همه جا حست میکنم.دلم میخواد فریادت بزنم.بگم خدایا همه چیزم فدات.آخه جالبیش اینه که جز خودت هیچی ندارم که ارزش فدا کردن در راه تورو داشته باشه.مجبورم بگم خودت هرچی خواستی فدای خودت کن.منو.دنیا رو.هرچی که میخوای اما عزیزم.بیشتر از خودت ندارم.نمیتونم تورو به بیشتر از خودت قسم بدم.آخه من که جر تو کسی ندارم.بالاتر از خودتم کسی ندارم.قسمت میدم به خودت که منو به خاطر اشتباهاتی که تا حالا کردم ببخش.آخه من که جز تو هم زبونی ندارم.فقط تو.میدونم داری نگاهم میکنی.بیا انم بوس.بوسسسسسسسسسسسس.واسه خودت.میدونی واسم خیلی سخته که ببینم دیگران حتی نمیخان به تو نزدیک شن.ببین تو که همه چی دستته خوب نزار.دلم واسشون میسوزه.واسه خودم هم همینطور.من باید بیشتر از این باشم.تشنت شدم.اینقدرکه حتی لحظه ای که دارم ازتو تعریف میکنم و بهت نزدیک میشم شوق و اشتیاق بینهایتی پیدا میکنم..از من خیلی بدی دیدی.از من خیلی نا امید شدی.نمیدونم چطوری بازم دوستم داری.آخه من کی ام مگه.از خودم شرمنده ام.وقتی فکر میکنم که چه گناه هایی کردم ولی باز داری نوازشم میکنی بیشتر بهت علاقه پیدا میکنم.داشتم چند روز پیشا با خودم فکر میکردم که چطوری شد که دل ما آدم ها رو اونقدر بزرگ آفریدی که تا بینهایت داخلش جا میشه.باورم نشد.ولی خودت یه چیز خیلی باحال گفتی.آدمای این دوره زمونه کم پیدا میشه که زیاد باشند اما وقتی که میبینم تو دل ما رو بینهایت آفریدی که وقتی داریم میشناسیمت کم نیاریم باز بیشتر خودم رو بهت نزدیک احساس میکنم.راستشو بخای حس میکنم همین الان هم که دارم این نوشته ها رو مینویسم خودتی که داری دیکته میگی.تا الانش که هرچی یادگرفتم که تو یادم دادی.ما بقیش هم خودت برسون.واسه از تو گفتن خیلی حرف دارم.بعدا میگم.مواظبم باش.
شاید از اون روزی که دل به تو باختم دیگه کسی نبود که بتونه در من نفوظ کنه.واقعا دوست داشتم و دارم.من عاشقت شدم.مگه من چی کم دارم؟خیلی دوست دارم.وقتی صبح بیدارم میکنی و با نور وارد چشمام میشی از دیدن چشم های خودم توی آینه لذت میبرم.واسه خنده هام بهترین دلیل شدی و واسه اشک هام بزرگترین مرهم.تو آخرشی.بیشتر از تو دیگه هیچ کسی رو ندارم.دارم بهت فکر میکنم.مثل همیشه آخه تو تمام لحظه های زندگی منی.بهترین لحظه های عمرم با تو هست.اما میدونی لمست کردنت .در آغوش گرفتنت.بوسیدنت و شاید داشتنت به چشم غیر ممکن بیاد اما خوب.تو منو اینقدر عزیز دونستی که بهت نزدیک بشم.خیلی ممنونم.واقعا ممنونم.وقتی موج های دریا به ساحل سنگی برخورد میکنند و از درد صداشون بلند میشه یادت مییفتم اون موقعی که از دستم عصبانی بودی و سرم داد میزدی.وقتی توی جنگل سکوت یک پروانه رو با تمام وجود حس میکنم و با چشم هام میبینمش یاد سکوت تومی افتم وقتی باهام قهری.وقتی دارم زیبایی غروبی دل انگیز رو میبینم یاد زیبایی تو می افتم و وقتی که خیره خیره منو نگاه میکنی.وقتی گریه میکنم و فقط تورو صدا میکنم یاد مهربونیت می افتم که چقدر عاشقانه منو تو آغوش خودت مهمون میکنی.تو همه ی وجود منو کردی مال خودت.این نامردی.آخه تو همه چیز منی ولی من اینقدر کوچک هستم که نمیدونم باید چه کار کنم که عزیزتربشم.تو بهم جون میدی.وقتی که باهام حرف میزنی آرومم میکنی.وای چه حالی میده.خودتم میدونی.ولی اگر میشد وقتی باهات حرف میزنم سراز کاری که میکنم در بیارم خیلی بهتر میشد.....واسه اینکه بگم ازت چه انتظاری دارم خیلی نمیخاد تلاش کنم.همین که بگم فکرشو کنم یا بگم اگر خوب باشه که سعی میکنی واسم فراهمش کنی.اسراری ندارم به باور کردن این چیزایی که بهت میگم چون میدونم خودت بهتر از هرکسی میدونی که
با سپاس و حمد الاهي به خاطر قدرتي كه به من داد براي نوشتم اين مطالب
خداوندا مرا شايسته ي الطاف بي پايانت كن............. آمين راستي من مهدی هستم.....۱۹ سال دارم و دانشجوي مهندسي كامپيوتر ....بنده ي خدا....خانواده اي دوست داشتني و عشقي پاك دارم.....متافيزيسين و شاعر...... تا ۴/۱/۸۶ واسه دختر و عشق زميني مينوشتم حالا خدا خواست و م اينجام...در خدمت تو بندي ه ي خوب خدا...... امیدوارم خوشت بیاد.....مرسی که میخواهی نظر بدی
|
درباره ی من![]()
کال چیده بودی ام آرشیو مندی 1387آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 نویسندگانسرسپردهدلداده مهرداد لینک ها
سایت اجاره یا خرید خانه
سوته دلان
احکام اسلام |